گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

داستانها

گربه عابد

گویند عماد الدین فقیه، در شیراز مى زیست، گربه اى داشت، هر وقت او به نماز مى ایستاد، آن گربه به او اقتدا مى كرد، ركوع و سجده و قیام را انجام مى داد، و همین باعث شد كه شاه شجاع الدین، ارادت خاصّى به عماد پیدا كرد. شعر خواجه حافظ به همین حادثه اشاره مى كند، آنجا كه گوید:
اى كیك خوش خرام كه خوش مى روى به ناز
غرّه مشو كه گربه عابد نماز كرد(1750)

اصلاح عادتها

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در یكى از مسافرتها در حالى كه اصحابش همراه بودند ظهر در منزلى فرود آمد، قرار شد گوسفندى ذبح شود و نهار از گوشت آن گوسفند تهیه شود. یكى از اصحاب گفت: سر بریدن گوسفند به عهده من.
دیگرى گفت: كندن پوست آن با من.
سومى گفت: پختن گوشت با من.
رسول خدا(صلى الله علیه و آله) فرمود: «جمع كردن هیزم از صحرا با من.»
اصحاب عرض كردند: یا رسول اللّه! شما زحمت نكشید، شما بنشینید ما خودمان با كمال افتخار همه كارها را مى كنیم، ما راضى به زحمت شما نیستیم.
فرمودند: «مى دانم شما مى كنید لكن «ان اللّه یكره من عبده ان یراه متمیزا بین أصحابه؛ خداوند خوش ندارد از بنده اش كه او را ببیند در حالى كه در میان یارانش براى خود امتیازى نسبت به دیگران قائل شده است.
در سیرت رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) قضایا و داستانها از این قبیل زیاد است كه مى رساند آنها كوشش داشتند اینگونه عادتها را كه ابتدا كوچك به نظر مى رسد و همین ها منشأ تفاوتهاى بیجا در حقوق مى گردد هموار كنند.(1751)