فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

لطیفه

از اثرات مشروب!

نیمه هاى شب شخص مستى به كلانترى تلفن كرد كه جناب سروان به دادم برسید. دزدها اثاثیه ماشین منو بردن. افسر پرسید چى چى بردند. گفت تمام داشبرد. و فرمان و كیلومتر شمار و خلاصه همه مخلّفات جلوى راننده را حتى پدال گاز و ترمز رو هم كندند و بردند. افسر گفت: باشه یك مأمور مى فرستم. چند دقیقه بعد دوباره همان شخص زنگ زد. جناب سروان خیلى ببخشین ها. لازم نیست آژان بفرستین پیدا كردم، من عوضى روى صندلى عقب سوار شده بودم.

شهوت