فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

دواى نفهمى

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مَجْدُورٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَغَسَّلُوهُ فَمَاتَ قَالَ قَتَلُوهُ أَلَّا سَأَلُوا فَإِنَّ دَوَاءَ الْعِیِّ السُّؤَالُ؛(1528) یكى از اصحاب گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم كه مردى آبله دار جنب شده بود، او را غسل دادند و مُرد. فرمود: او را كشتند! چرا نپرسیدند، همانا دواى نفهمى پرسش است.»

نجات از هلاكت با پرسیدن

«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) لِحُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ فِی شَیْ ءٍ سَأَلَهُ إِنَّمَا یَهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا یَسْأَلُونَ؛(1529) حضرت صادق(علیه السلام) به حمران راجع به سؤالى كه كرده بود فرمود: همانا مردم هلاك شدند چون نپرسیدند.»

پرسش براى علم آموزى

«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ قَالَ إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ عَلَیْهِ قُفْلٌ وَ مِفْتَاحُهُ الْمَسْأَلَةُ؛(1530) امام صادق(علیه السلام) فرمود: بر درِ این علم قفلى است كه كلید آن پرسش است.»