فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

خواهش دعا

شخصى با هیجان و اضطراب، به حضور امام صادق(علیه السلام) آمد و گفت: درباره من دعایى بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقى بدهد كه خیلى فقیر و تنگدستم.
امام: «هرگز دعا نمى كنم».
- چرا دعا نمى كنید؟
- «براى اینكه خداوند راهى براى این كار معین كرده است، خداوند امر كرده كه روزى را پى جویى كنید و طلب نمایید. اما تو مى خواهى در خانه خود بنشینى و با دعا روزى را به خانه خود بكشانى.»(1456)

بند كفش

امام صادق(علیه السلام) با بعضى از اصحاب براى تسلیت به خانه یكى از خویشاوندان مى رفتند، در بین راه بند كفش امام صادق(علیه السلام) پاره شد، به طورى كه كفش به پا بند نمى شد. امام كفش را به دست گرفت و پاى برهنه به راه افتاد.
ابن ابى یعفور كه از بزرگان صحابه آن حضرت بود فوراً كفش خویش را از پا درآورد، بند كفش را باز و دست خود را دراز كرد به طرف امام تا آن بند را بدهد به امام كه امام با كفش برود و خودش با پاى برهنه راه را طى كند.
امام با حالت خشمناك، روى خویش را از عبداللّه برگرداند و به هیچ وجه حاضر نشد آن را بپذیرد و فرمود: «اگر یك سختى براى كسى پیش آید، خود آن شخص از همه به تحمل آن سختى اولى است. معنا ندارد كه حادثه اى براى یك نفر پیش بیاید و دیگرى متحمل رنج بشود.»(1457)

كدامیك عابدترند؟

یكى از اصحاب امام صادق(علیه السلام) كه طبق معمول همیشه در محضر درس آن حضرت شركت مى كرد و در مجالس رفقا حاضر مى شد و با آنها رفت و آمد مى كرد، مدتى بود كه دیده نمى شد. یك روز امام صادق(علیه السلام) از اصحاب و دوستانش پرسید: «راستى فلانى كجاست كه مدتى است دیده نمى شود؟»
- یا ابن رسول اللّه! اخیراً خیلى تنگدست و فقیر شده.
- «پس چه مى كند؟»
- هیچ، در خانه نشسته و یكسره به عبادت پرداخته است.
- «پس زندگیش از كجا اداره مى شود؟»
- یكى از دوستانش عهده دار مخارج زندگى او شده.
- «به خدا قسم! این دوستش به درجاتى از او عابدتر است.»(1458)