فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

از خشكبار فروشى تا شهرت نویسندگى

«دیل كارنگى» درباره «جرج ولز» تاریخ نگار و دانشمند بزرگ انگلیسى مى نویسد: پدرش ورزشكار بود و دكان كوچك خشكبار فروشى داشت، «ولز» كوچك، بر اثر فقر و تنگدستى پدر، ناچار بود از سیزده سالگى در دكان پدر كار كند، ولى چون داراى هدفى برتر بود مغازه را ترك كرد و به مادر گفت: مرگ را به كار كردن در دكان ترجیح مى دهم. پس شغل معلّمى را برگزید چند سال بعد، «ولز» در یك بازى فوتبال آنچنان زمین خورد كه به دستور پزشكان مجبور گردید تا مدت دوازده سال از رختخواب بیرون نیاید. او در این مدت طولانى از فرصت استفاده كرده و به طور مداوم شروع به مطالعه و تحقیق كرد و بر معلومات خود افزود تا اینكه چندین كتاب به زیر چاپ برد كه مورد توجه مردم قرار گرفت و به كارش آنقدر ادامه داد تا به شهرت فراوانى رسید.(1455)

كوشش ادیسون

ادیسون دانشمند و مخترع بزرگ مى گوید: نبوغ یعنى یك درصد الهام گرفتن و 99 درصد عرق ریختن.
او نمى فهمید كار یعنى چه؟ او روزى 16 ساعت مرتب كار مى كرد و غالباً در محل كارش روى صندلى مى خوابید.

خواهش دعا

شخصى با هیجان و اضطراب، به حضور امام صادق(علیه السلام) آمد و گفت: درباره من دعایى بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقى بدهد كه خیلى فقیر و تنگدستم.
امام: «هرگز دعا نمى كنم».
- چرا دعا نمى كنید؟
- «براى اینكه خداوند راهى براى این كار معین كرده است، خداوند امر كرده كه روزى را پى جویى كنید و طلب نمایید. اما تو مى خواهى در خانه خود بنشینى و با دعا روزى را به خانه خود بكشانى.»(1456)