فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

مناجات سحرگاهان حیوانات

سعدى گوید: یك شب از آغاز تا انجام، همراه كاروانى حركت مى كردم. سحرگاه كنار جنگلى رسیدیم و در آنجا خوابیدیم. در این سفر شوریده دلى (مجذوب حق شده) همراه ما بود، نعره از دل بركشید و سر به بیابان زد، و یك نفس به راز و نیاز پرداخت.
هنگامى كه روز شد به او گفتم: این چه حالتى بود كه دیشب پیدا كردى؟ در پاسخ گفت: بلبلان را بر روى درخت و كبكها را بر روى كوه، قورباغه ها را در میان آب و حیوانات مختلف را در میان جنگل دیدم، همه مى نالیدند، فكر كردم كه از جوانمردى دور است كه همه در تسبیح باشند و من در خواب غفلت.(1371)

سحرخیزى كلاغ

از بوذر جمهر پرسیدند چه چیز تو را به مقام ارجمند رساند؟ در پاسخ گفت: 1- سحرخیزى را از كلاغ آموختم. 2- حرص (در تحصیل علم) را از خوك. 3 - تملق (از استاد) را از سگ یاد گرفتم. و در پرتو این سه صفت به این مقام رسیدم.(1372)

شعر

خواب نوشینِ بامداد رحیل(1373)
باز دارد پیاده را ز سَبیل
«سعدى»
سحرخیز باشید هر سال و ماه
كه گاهِ سعادت بوَد صُبحگاه
«داراب زردشتى»
كسى كه بر سرِ خوابِ سحر شبیخون زد
هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
«ظهیر»
نشود آبِ زندگى ریزان
مگر از دیده سحرخیزان
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از یُمن دعاى شب و وِرد سحرى بود
«حافظ»