فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

امان از حرف مردم

بعد از انقلاب در روزگار ترورها و ناامنى و در یك روزِ راهپیمایى، با ماشین به راهپیمایى رفتیم. در راه دیدم مردم نگاه مى كنند، یكى گفت: این آخوندها ما را به راهپیمایى دعوت مى كنند امّا خودشان از ماشین پیاده نمى شوند!
ماشین را پارك كردیم و پیاده با مردم همراه شدیم، شخصى گفت: آقاى قرائتى غیبت شما را كردم، گفتم این قرائتى هم حقّه بازه، پیاده راه مى رود تا بگوید من آخوند خوبى هستم!(1271)

مجازات غیبت در روز قیامت

شیخ بهائى علیه الرحمه مى فرماید: روزى در مجلس بزرگى ذكر من شده بود. شنیدم یكى از حاضرین كه ادعاى دوستى با من مى كرد ولى در این ادعا دروغ مى گفت، شروع به غیبت نموده و نسبت ناروایى به من داده بود و این آیه را در نظر نداشت كه خداوند مى فرماید: «بعضى پشت سر بعضى غیبت نكنید، آیا دوست دارید گوشت مرده برادر خود را بخورید؟ همه این را ناخوش مى دارید.»
آنگاه كه فهمید اطلاع از غیبت او پیدا كرده ام، نامه بلند بالایى برایم نوشت و اظهار پشیمانى و درخواست رضایت در آن نامه كرد. در جوابش نوشتم: خدا تو را پاداش دهد بواسطه هدیه اى كه براى من فرستادى؟ چون هدیه تو باعث سنگینى كفه حسناتم در قیامت مى شود! از حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه فرمود: «در روز قیامت بنده اى را در مقام حساب مى آورند، كارهاى نیكش در یك كفه و كارهاى زشتش را در كفه دیگر مى گذارند، كفه گناه سنگین تر مى شود. در این هنگام ورقه اى بر روى حسنات قرار مى گیرد، كارهاى نیكش بواسطه آن عمل زیادتر از گناهانش مى شود.
عرض مى كند: پروردگارا! آنچه عمل خوب داشتم در كفه حسنات وجود داشت، اما این ورقه چه بود؟ من كه چنین عملى نداشتم؟ خطاب مى رسد: این در مقابل سخنى است كه درباره تو گفته اند و از آن نسب پاك بودى.» این حدیث مرا وامیدارد كه سپاسگذار تو باشم بواسطه چیزى كه به من رسانیده اى، با اینكه اگر روبروى من، اینكار یا بدتر از این را انجام مى دادى با تو مقابله بمثل نمى كردم و جز عفو و گذشت و دوستى و وفا از من نمى دیدى؛ این باقى مانده عمر، گرامى تر از آن است كه صرف در مكافات اشخاص شود، باید به فكر آنچه از دست رفته بود و تدراك گذشته را نمود.(1272)

مانع باران

سالى در بنى اسرائیل قحطى شد، حضرت موسى(علیه السلام) چند بار نماز استسقاء خواند و طلب باران كرد، اما خبرى از باران نشد. خداوند به حضرت موسى(علیه السلام) وحى كرد: «من بخاطر آنكه یك نفر در میان شماست و سخن چین است و اصرار بر نمامى دارد، دعاى شما را مستجاب نمى كنم.»
عرض كرد: خدایا آن شخص كیست؟ فرمود: «اى موسى! شما را از غیبت نهى مى كنم، حال خودم نمامى كنم؟! بگو همه توبه نمایند، تا دعایشان مستجاب شود.»
همه توبه كردند و خداوند باران رحمت را بر آنها نازل كرد.(1273)
در خبرى دیگر آمده است: كه آن شخص درباره حضرت موسى(علیه السلام) غیبت كرده بود و موسى(علیه السلام) تقاضاى شناسائى آن شخص را كرد و خداوند فرمود: «من سخن چینى را زشت دارم حال خود سخن چینى كنم؟!»