فهرست کتاب


گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

محمد رحمتی شهرضا

نگاه در سوراخ دیوار

یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یكى یكى تو یه سوراخه نگاه میكنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو كنجكاو مى شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میكنه هیچى نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچى نمیبینه،از یكى میپرسه: شما چى رو نگاه میكنین؟ من كه هر چى نگاه میكنم هیچى نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میكنیم هنوز هیچى نمى بینیم، تو میخواى با دو بار نگاه كردن چیزى ببینى؟!

خبر مرگ پدر

یه نفر میره زیر غلطك، یك نفر میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جورى بود؟ میگه: دراز و باریك. میگه: حالا دیگه صاف و پهنه!

روزه