گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

آقا! ما كه دل و قلب تو را نداریم!

مرحوم حضرت آیت الله العظمى بجنوردى یكى از مراجع تقلید وارسته و زاهد بود كه چند سال قبل در نجف اشرف رحلت كرد. در آن زمان كه حضرت امام خمینى مدّ ظله الوارف در نجف تبعید بود، شایع شده بود كه حزب بعث عراق آقازاده آقاى بجنوردى را با عدّه اى كه دستگیر كرده بودند، اعدام نموده است. یكى از شاگردان امام خمینى دام ظله نقل مى كند: همراه امام به منزل برمى گشتیم، در راه فرمودند: منزل آقا بجنوردى كجاست؟ عرض كردم داخل این كوچه، (منظور امام این بود كه از آقاى بجنوردى در مورد آقازاده شان، دلجوئى و احوال پرسى بنمایند). وقتى به خانه آقاى بجنوردى رسیدیم، به بیرونى منزل رفتیم، فهمیدیم هنوز آقاى بجنوردى به منزل نیامده است، در همان بیرونى منزل نشستیم، وقتى كه امام سادگى منزل را دید فرمود: این خانه از یك عالم هفتاد ساله ما است، آن وقت (شاه) به ما مى گفت: مفت خور! تا این كه آقاى بجنوردى تشریف آورد، بعد از احوال پرسى، امام به آقاى بجنوردى گفتند: من وقتى در تركیه بودم به من گفتند كه مصطفى (فرزند امام) رفته زندان، من گفتم كه خوب است زندان رفته، ورزیده مى شود. وقتى امام این تعبیر را كرد، آقاى بجنوردى فرمود: آقا ما كه دل و قلب شما را نداریم. آن شب امام، چند مزاح هم كردند مزاحهاى شرعى و لطیف كه انسان وقتى مى شنید از اندوه بیرون مى آمد.(453)
×فهمیدن از كودكى است
روزى به اتفاق دولت موقت، حضور حضرت امام خمینى(قدس سره) رسیدیم. مرحوم مهندس بازرگان (نخست وزیر) درخواستى از محضر ایشان داشت، مورد قبول واقع نشد، رئیس دولت خواست اظهار فضل نماید، عرض كرد: شما تقصیرى ندارید، آنهایى كه به سن من مى رسند متوجّه قضایا نمى شوند!
حضرت امام بلافاصله با هوشیارى تمام فرمودند: نه خیر آقا، اینطور هم نیست، آنها كه نمى فهمند، از همان كودكى نمى فهمیدند!
خنده حضّار و چهره رنگ پریده نخست وزیر حكایتى دیگر شد.(454)
×حسادت به ذكر سه صلوات
آقاى بازرگان مدّعى بودند كه عدّه اى به ذكر سه صلوات براى نامبردن نام شریف حضرت امام(قدس سره) اعتراض كرده اند. در پاسخ آنها باید بگویم صلوات را براى شادى و شكرگزارى مى فرستند؛ اوّل، به شكرانه برچیده شدن رژیم دوهزار و پانصد ساله ستمشاهى؛ دوّم، به شكرانه بركنارى فرح پهلوى از نیابت سلطنت و ریاست شوراى آن؛ سوّم، به شكرانه لغو ولایتعهدى (توله شاه) براى همیشه است.
كه با تكبیر و تأیید جمعىِ حضّار، استقبال به عمل آمد.(455)

بدعت

آیات