گنجینه معارف 3 (110 موضوع)

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

زینت منزل یا رضایت خداوند

در روایات بسیارى وارد شده است: هر گاه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) از مسافرت مراجعت مى نمود، ابتدا به حضور دختر گرامیش فاطمه زهرا(علیها السلام) وارد مى شد و دقایقى را در كنار وى مى نشست، تا آن كه جریان غزوه تبوك پیش آمد و حضرت رسول به همراه امیرالمؤمنین على(علیه السلام) به قصد جنگ تبوك، حركت كردند و رفتند.
حضرت زهرا(علیها السلام) خود و فرزندانش را با گوشواره و گردنبند نقره زینت كرد، همچنین روسرى خود را با زعفران رنگ نمود و پرده اى هم براى اتاق تهیّه و آویزان كرد. و این حركت بدان جهت بود كه وقتى پدرش رسول خدا و شوهرش امیرمؤمنان از مسافرت و میدان نبرد بازگشتند خوشحال شوند.
هنگامى كه حضرت رسول(صلى الله علیه و آله) از مسافرت بازگشت طبق معمول به منزل حضرت زهرا(علیها السلام) وارد شد؛ و چون آن صحنه را مشاهده نمود با ناراحتى از منزل خارج گشت و به مسجد رفت.
حضرت فاطمه(علیها السلام) متوجّه علّت ناراحتى پدرش شد، به همین جهت سریع تمام آنچه را كه براى زینت خود و بچّه ها و براى زینت اتاق تهیّه كرده بود، درآورد و همه آن ها را براى پدرش فرستاد و پیام داد تا آن ها را، به هر كارى كه صلاح مى داند در راه خداوند متعال مصرف نماید.
موقعى كه آن اسباب و وسایل را خدمت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) آوردند، حضرت سه مرتبه فرمود: «فداها أبوها؛ پدرش فدایش گردد.»
و سپس افزود: «دنیا از براى محمّد و اهل بیتش(علیهم السلام) و نیز براى شیعیانشان نخواهد بود. و چنانچه دنیا به اندازه بال پشه اى ارزش مى داشت، ذرّه اى از آن را كافران بهره مند نمى شدند.»(28)

بهانه اى براى تجمّل سازى

من یك وقت شنیدم كه یكى از وزراى معادن، نمى گویم در چه سالى، انواع و اقسام سنگهاى گران قیمتى را كه ما در كشور داریم، آورده و در وزارتخانه اش كار كرده است. من در این جا او را خواستم و به او گفتم: شما چرا این كار را كردى؟ گفت: وقتى مسافرهاى خارجى به وزارتخانه مى آیند، این سنگها جلوى چشمشان قرار گیرد و مشترى پیدا شود!
شما را به خدا، این منطق قبول است!؟ ما این همه خرج كنیم و سنگهاى وزارتخانه را كه دارد یا ندارد جمع كنیم و سنگ جدید نصب كنیم، براى این كه مشترى پیدا كنیم! شما مى توانید در سالن اصلى وزارتخانه خود چارچوب بزرگى را به طول 5 و عرض 3 متر درست كنید و انواع و اقسام سنگهایتان را به شكل خیلى بدیع و زیبا در آن جا بچینید، كسانى هستند كه كارشان همین چیدنهاست، بعد هر میهمانى آمد، به عنوان اداى احترام، او را به آن جا ببرید تا سنگها را تماشا كند؛ هم تماشاست، هم مشترى یابى؛ این كه بهتر است: بهانه براى تجمّل سازى، واقعاً مناسب نیست.(29)

عشق به مادّیات و تجمّلات فكر انسان را از درك حقایق بازمى دارد

از مرحوم آخوند خراسانى نقل شده كه فرموده اند: من با همه تنگدستى و بیچارگى احساس مى كنم كه فكر من به عالمى بلندتر پرواز مى كند و قوّه اى است كه روح مرا به خود جلب مى كند...(30)
على(علیه السلام) فرمود: «و من عشق شیئا اعشى شیئا بصره و امرض قلبه فهو ینظر بعین غیر صحیحة و یسمع باذن غیر سمیعة(31)؛ آن كه دیوانه وار به چیزى عشق ورزد، چشمش از دیدن حقایق كور مى شود و قلبش بیمار مى گردد و با چشمى معیوب به مسائل مى نگرد و با گوشى ناشنوا (حقایق را) مى شنود.»
حضرت امام خمینى در جاى دیگر فرمود: «در كیفیت علوم هر چه بروید سراغ تجمّلات و -ان شاء الله- نمى روید از علومتان كاسته مى شود، آنهایى كه این كتابهاى قطور و پرارزش را نوشته اند، زندگیشان یك زندگى طلبگى بوده، مثل شیخ انصارى و مثل امثال ایشان.»(32)