فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

موقف صراط

صراط مسیری است در عالم حشر در مقابل انسان، برای رسیدن به خدا، حال یا رسیدن به اسماء رحمت الهی و یا رسیدن به اسماء غضب حضرت حق.
مسلم همة انسان‌ها در مسیر و صراط‌اند، هرچند راه‌ها متفاوت است و نتایج آن نیز گوناگون.
صراط از همان اولِ حشر شروع می‌شود و در امتداد مواقف و در بطن آن‌ها قرار دارد و با آغاز حشر، هرکس در صراط خود قرار می‌گیرد و صراط در عالم قیامت، ظهور باطنی صراطی است که انسان‌ها در زندگی دنیوی داشته‌اند، زیرا در حقیقت انسان‌ها در زندگی دنیوی خود صراطی یا راهی داشته‌اند، یا به سوی خدا و یا به سوی غیر خدا و در قیامت باطن آن صراط بروز می‌کند و همة مواقف عالم حشر از اجزای صراط‌اند.(221)
امام صادق(ع) در توصیف صراط می‌فرمایند:
«مردم در طبقات مختلف از صراط عبور می‌کنند و صراط از مو باریک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است. پس گروهی از صراط عبور می‌کنند مانند برق و کسانی از آن عبور می‌کنند مثل فرار اسب و دسته‌ای از آن با شکم و دست عبور می‌کنند [با زحمت و کندی] و برخی با پا [به ‌صورت عادی] عبور می‌کنند و گروهی با اُفت و خیز عبور می‌کنند، گاهی بخشی از آتش او را می‌گیرد و گاهی رهایش می‌کند».(222)
طبق این روایت؛ صراط در متن جهنم است و از آن عبور می‌کند. پس همه به شکلی با جهنم برخورد دارند و قرآن نیز به این موضوع اشاره دارد و می‌فرماید: «وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا»(223) هیچ‌کس از شما نیست که وارد آن نشود و این یک قاعدة استثناناپذیر است.
روایت مذکور نشان می‌دهد هرکس بسته به نوع حرکتش در دنیا و چگونگی عقیده و عمل و اخلاقش، سرعت متفاوت دارد و با سوزندگی کمتر یا بیشتر همراه است. باطن قدم‌گذاشتن در دنیا، قدم‌گذاشتن بر بطن آتش است، اما کسانی چون انبیاء و اولیاء همین که به دنیا قدم گذاشتند به سرعت از آن به سوی خداوند گذشتند، ولی آن‌ها که دلبستگی‌های دنیایی‌شان زیاد است بر صراط خیلی کُنْد عبور می‌کنند.
امام خمینی(ره) می‌فرمایند:
«پل جهنّم از دنیا تا بهشت امتداد دارد و شما الآن در بین راه هستید و در صراط هستید.(224)... مؤمن قدرت خاموش كردن آتش جهنّم را دارد لذا در موردش فرموده‌اند: «اِنَّ النّارَ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ جَزْ یَا مُؤْمِنُ فَقَدْ اَطْفَأَ نُورُك لَهَبِی»؛(225) آتش در قیامت به مؤمن می‌گوید: ‌ای مؤمن! بگذر كه نور تو شعله و حرارت مرا خاموش كرده است؛ زیرا مؤمن از عقل برخوردار است، و به اندازه نور عقل بر آتش شهوت و غضبِ دنیا غلبه كرده است، ولی چون مؤمن صاحب عقل كلّی نیست و آلودگی به دنیا و دار طبیعت دارد، در هر صورت آتشی در مقابل دارد كه آن را با نور عقل خاموش می‌كند، ولی در مورد ائمه معصومین(ع)روایت هست كه فرمودند: «حُزْنَا وَ هِیَ خَامِدَه»؛(226) ما از آتش عبور كردیم در حالی كه خاموش و سرد بود؛ زیراكه دار طبیعت در نفوس كامله هیچ‌گونه تصرفی ندارد، چون آن‌ها طبیعت را هم الهی كرده‌اند.(227) ...نوری كه صراط را روشن می‌كند، نور علم و ایمان است، و چون علم و ایمان افراد در دنیا متفاوت است، نور افراد در صراط متفاوت است و نور بعضی مثل نور شمس و از بعضی مثل نور قمر است».(228)
امام خمینی(ره) در بارة دقیق‌بودن صراط انسانی می‌فرمایند:
«هر یك از موجودات را صراطی است مخصوص به خود و نور و هدایت مخصوص دارد و «الطُّرُقُ اِلَی اللهِ بِعَدَدِ اَنْفَاسِ الْخَلائِق»؛(229) به تعداد مخلوقات راه به سوی خدا هست، و چون در هر تعیّن، حجابی است ظلمانی، و در هر وجود و انیّت، حجابی است نورانی، و انسان مجمع تعیّنات و جامع وجودات است، محجوب‌ترین موجود است نسبت به خدای‌تعالی، و شاید اشاره به این معنی باشد آیه كریمه: «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ»(230) و از این جهت صراط انسانی، طولانی‌ترین و ظلمانی‌ترین صراط‌ها است، و نیز چون ربّ انسان، حضرت اسمُ‌‌الله‌اعظم است كه ظاهر و باطن، و اوّل و آخر، و رحمت و قهر، و بالأخره اسمای متقابله نسبت به او علی‌السّویٰ است، از برای انسان در منتهای سیر باید مقام برزخیت كبری - و تعادل بین اسماء متقابله- حاصل شود، از این جهت صراط او ادقّ از همه صراط‌ها است.(231)
پس انسان از جهت عبور از حجاب‌های اَنانیت و انیّت و این‌که او مجمع تعینات است، محجوب‌ترین موجود می‌باشد، و صراط او طولانی‌ترین و ظلمانی‌ترین صراط‌هاست و از جهت این‌که باید به مقام برزخیت کبری نایل شود، صراط او دقیق‌ترین صراط‌ها می‌باشد و به همان اندازه که در دنیا این صراط را درست طی کند در قیامت در طی صراط موفق‌تر خواهد بود.
و نیز در رابطه با مستقیم‌بودن صراط انسانی می‌فرمایند:
«صراط مستقیم عبارت است از رجوع هر یك از موجودات از عالم كثرت به غیبِ آن اسمی كه مصدر و مبدأ عین ثابته آن موجود است».(232) و نیز می‌فرمایند:
«صراط انسان از اسفل السافلین شروع می‌شود و به اعلی‌علّیین ختم می‌گردد و حق‌تعالی به اسم جامع ربّ انسان است و بر صراط مستقیم است، چنانچه می‌فرماید: «اِنَّ رَبّی عَلَی صِراطٍ مُسْتَقِیم»؛ یعنی مقام و جامعیت، بدون فضل صفتی بر صفتی، و مربوب آن ذات مقدس بدین مقام نیز بر صراط مستقیم است... و دیگر موجودات و سایرین الی‌الله هیچ یك بر صراط مستقیم نیستند، بلكه اعوجاج دارند یا به جانب لطف و جمال یا به طرف قهر و جلال... و مؤمنین چون تابع انسان كامل هستند و به نور هدایت او سیر كنند و عقل خود را در كیفیت سیر معنوی دخالت دهند، از این جهت صراط آن‌ها نیز مستقیم و حشر آن‌ها با انسان كامل است».(233)
حقیقت صراط، صورت باطن ولایت است و لذا امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اَلصّراطُ الْمستقیم، امیرالمؤمنین علی(ع)».(234) و یا می‌فرمایند: «...نَحْنُ اَبْوابُ الله وَ نَحْنُ الصّراطُ الْمستقیم...».(235) ماییم درهای ارتباط با خدا، ماییم صراط مستقیم. یا در زیارت جامعه در خطاب به آن ذوات مقدسه عرضه می‌داری «اَنْتُمُ السّبیلُ الْاَعْظَمُ و الصّراطُ الاَقْوَم» شمایید راه‌ بزرگ خدا و صراط پایدار او. و نیز امام باقر(ع) در مورد آیه «وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ ...»(236) (این است صراط مستقیم پس از آن پیروی کنید و به دنبال راه‌های پراکنده نباشید). فرمود: «علی‌بن‌ابی‌طالب و الائمةِ مِنْ وُلْدِ فاطمه هُمْ صراطُ الله».(237)

حشر دسته‌جمعی انسان‌ها

در قرآن برای قیامت اسامی مختلف و گوناگونی آمده كه هركدام نمایانگر چهره‌ای از حقایق آن روز است. یكی از این نام‌ها «یوم‌التلاق» است. یعنی روزی كه در آن انسان‌ها همدیگر را و نیز خدا را و اهل آسمان را ملاقات می‌كنند؛(238) و «یوم‌الجمع»(239) روز جمع است، زیرا در آن تمام فاصله‌های زمانی و مكانی در نوردیده شده و همه به یكدیگر می‌رسند و قیامت و وعده‌گاه همه است از اولین یعنی حضرت آدم(ع) تا آخرین فردی كه تا آستانة قیامت پا در مرحلة وجود می‌نهد. خداوند می‌فرماید:
«وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ اَحَداً، وَ عُرِضُوا عَلی رَبِّكَ صَفّاً لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ اَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً»(240)
و آنان را محشور می‌كنیم و احدی را وانگذاریم، و همه بر پروردگارت به صف عرضه شوند، به حقیقت چنان‌كه اول بار خلقتان كردیم پیش ما آمدید، ولی پنداشتید كه هرگز برای شما موعدی ننهاده‌ایم!
در آن هنگام همه به خوبی درخواهند یافت كه حسب و نسب و مال و مقام و اعتبارات دنیوی، همه نابود شده و ذره‌ای بر ایشان مفید نیست، لذا تمام آن‌ها در صف واحدی در محشر قرار می‌گیرند و هیچ‌كدام از آن جهات بر دیگری هیچ‌گونه برتری نخواهند داشت.
یكی از دلایل حشر دسته‌جمعی انسان‌ها این است كه: هر عملی كه انسان انجام می‌دهد، از سویی از زمینة شخصیت او برمی‌خیزد و آن‌هم نتیجه‌ای از اعمال، رفتار، گفتار و بالاخره مكتسبات گذشتة او است. از سوی دیگر از آن‌جایی كه انسان در اجتماع زندگی می‌كند، همواره از تأثیر اعمال، رفتار و تظاهرات وجودی گذشتگان و معاصرین خود كم و بیش متأثر است و به همین ترتیب، بر سرنوشت و مقدرات آیندگان نیز تأثیر خواهد گذاشت، چه بسا كه عملی از انسان صادر شود كه تا سالیان دراز و بلكه قرن‌ها و تا قیامت در هدایت و گمراهی دیگران مؤثر باشد. حال با توجه به این‌كه قیامت روز حسابرسی خلایق است، برای رسیدگی به حساب هركس تمام افرادی كه در سلسله علل و عوامل مؤثر در هدایت و یا گمراهی او، ولو به اندازة ذرة ناچیزی، سهیم و شریك بوده‌اند، باید حضور داشته باشند و جوابگوی آن از هر جهت باشند! چنین حسابرسی و داوری برای یكایك انسان‌ها جز در روزی كه همگی از اولین و آخرین حاضر باشند، صورت نمی‌پذیرد و با توجه به ضرورت داوری و عدل و داد الهی، ضرورت حشر دسته‌جمعی انسان‌ها نیز امری قطعی و تردید ناپذیر است.(241)

معنی بهشت

انسان مؤمن پس از عبور از صراط و طی آن و تحمل سختی‌ها و قطع تعلقات، وارد بهشت می‌شود که آن از آثار لقای خداوند با اسماء رحمت و رضوان اوست و خداوند در مورد آن فرمود:
«وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»(242)
خداوند به زنان و مردان مؤمن بهشت‌هایی را وعده داده که از زیر آن نهرها جاری است، در آن جاودانه خواهند بود و مسکن‌های طیب در بهشت‌های قابلِ ماندن، و رضوان الهی، بزرگ‌تر است، این است آن رستگاری عظیم.
باز در وصف بهشت می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ * دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»(243)
حقیقت آن است که آن‌هایی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، پروردگارشان به پاس ایمانشان آن‌ها را هدایت می‌کند به بهشت‌های نعمت که نهرها در زیر آن روان است، نیایش آن‌ها در آن‌جا عبارت است از «خدایا تو منزهی» و برخوردشان در آن‌جا «سلام» است و انتهای نیایششان عبارت است از الحمدلله ربِ العالمین.
این آیه علاوه بر این‌که به این حقیقت اشاره دارد که مؤمنان پس از گذر از مواقف به بهشت‌ها هدایت می‌شوند، بیان‌گر این نکتة ظریف نیز هست که وقتی مؤمنان در بهشت که اصل آن دیدن خدا و نظر به وجه کریم اوست، وارد گشتند و جمال مطلق او را دیدند، به معرفت حقیقی آن کمال مطلق نایل گشته و در نتیجه، شعلة محبت و عشق به خداوند در جان آن‌ها زبانه می‌کشد و در این زیباترین حالت ممکن بر اساس آن عشق، سخن‌ها خواهند داشت و لذا همه‌چیز را فراموش می‌کنند، به طوری که نعمت‌های بهشتی زبان به گلایه می‌گشایند. و در این محو جمال حق‌شدن همچنان که آخر آیة مذکور می‌فرماید؛ دائماً در حال تسبیح و حمد خواهند بود و چون در منظرشان کمال بی‌نهایت یعنی خداوند قرار دارد، هرچه می‌نگرند بیشتر مشتاق می‌شوند و لذا می‌فرماید: «...دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»(244)
و نیز می‌فرماید:
«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَآؤُونَ كَذَلِكَ یَجْزِی اللّهُ الْمُتَّقِینَ»(245)
بهشت‌های قابل ماندن که متقین در آن وارد می‌شوند، در زیر آن نهرها روان است، و هرچه آن‌ها بخواهند برای آن‌ها هست، این‌چنین خداوند پاداش متقین را می‌دهد.
این آیه و امثال آن نشان می‌دهد که مشیت و ارادة انسانِ متقی در بهشت، نافذ است و هرچه اراده کند محقق می‌شود، چون در دنیا خواست و ارادة خدا را بر خواست و ارادة خود حاکم کرد و لذا در بهشت دارای خلاقیتی خواهد شد که همه‌چیز تحت اوامر او قرار خواهند گرفت.
بنا به فرمایش امام خمینی(ره):
«جنّات به تقسیم كلّی، سه جنّت است؛ یكی «جنّت ذات» است كه غایت علم بالله و معارف الهیه است و حاصل آن بهشت لقاء است و دیگر «جنّت صفات» كه نتیجه تهذیب نفس است و حاصل آن بهشت اسماء است و سوم «جنّت اعمال» كه صورت قیام به عبودیت و نتیجه آن است و این جنّات در ابتدا آبادان نیستند، ولی چنانچه مقام غیب نفس، تعمیر به معارف الهیه و جذبات غیبیه ذاتیه نشود، بهشت ذات و جنّت لقاء از برای انسان حاصل نشود، و اگر تهذیب باطن و تحلیه سرّ نگردد، و عزم و اراده انسان قوی نشود و قلب مجلای اسماء و صفات نگردد، بهشت اسماء و صفات كه جنّت متوسط است، برای انسان نباشد و اگر قیام به عبودیت نكند و اعمال و افعال او مطابق دستورات شرایع نباشد، بهشت اعمال كه «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ»(246) از برای او حاصل نیست.»(247)