فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

میزان

در عالم حشر نظامی داریم كه كلّ صحیفه عمل انسان به وزن گذاشته می‌شود تا جهت اصلی آن معلوم شود كه به سوی حق بوده است یا به سوی باطل، این نظام، همان «میزان» است كه در یك قاعده تكوینی و حقیقی، روشن می‌كند كلّ و مجموعة صحیفه انسان چه گرایشی دارد، البته این مربوط به متوسطین است ولی حساب انبیاء و اولیاء جدا است.
اگر روشن شد جهت صحیفة انسان به سوی خدا است، مسئله مواقف برای رفع آلودگی‌ها و تعلقات پیش می‌آید، تا قابلیت رسیدن به جوار حق در او پیدا شود، و آن‌هایی هم كه صحیفة اعمالشان در مجموع به سوی فرار از خدا است، تسویه و حسابرسی ندارند.
با توجه به ماهیت و حقیقت نظام میزان كه تكلیف انسان را در ادامه حركت مشخص می‌كند، این موقف، از مواقف خطرناك است و وحشت غیر قابل توصیفی پیش می‌آورد، در این حال هر ذرّه‌ای از عقاید و اخلاق و اعمال نقش دارند. قرآن می‌فرماید:
«وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِكَ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ»(210)
در آن روزملاك ارزیابی‌ها «حق» است، پس هركس میزان‌های او سنگین باشد رستگار است و هركس موازین او سبك باشد، به جهت ظلمی كه به آیات ما انجام داده، به خود ضرر زده است.
پس هرچه نامة اعمال انسان با «حق» تطبیق كند، سنگین بوده و رستگار است، ولی اگر جهت نامة اعمال انسان به سوی غیر حق باشد سبك و بی‌وزن بوده و در آن روز انسانِ ضرر كرده‌ای است و خداوند ضرركرده‌ترین انسان را چنین معرفی می‌كند:
«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا* أُولَئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا* ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَرُسُلِی هُزُوًا»(211)
بگو ای پیامبر! آیا خبر بدهم به شما از ضرركرده‌ترین افراد؟ آن‌ها كسانی‌اند كه تمام كوشش خود را صرف زندگی دنیایی كردند و گمان كردند دارند كار درست انجام می‌دهند، آنان كسانی‌اند كه عملاً به آیات پروردگارشان و لقاء او كفر ورزیدند، پس در نتیجه همة اعمالشان پوچ و بی‌ثمر شد، و در روز قیامت برای آن‌ها هیچ وزن و میزانی نخواهیم نهاد، این جهنم جزای آنان است به جهت كفرشان و به مسخره‌گرفتن آیات و پیامبران من.
با دقت در روایات روشن می‌شود كه «میزان»، نظامی است كه چگونگی عمل را می‌سنجد و به كیفیت نظر دارند نه به كمیّت،(212) بر اساس میزان، جهتِ روح به سوی خدا و یا غیر خدا سنجیده می‌شود و لذا برای مشركانی كه كیفیتی در شخصیت‌شان نیست، میزانی بر پا نمی‌شود. چنانچه حضرت سجاد(ع) فرمودند:
«بندگان خدا بدانید كه برای مشركان میزانی نصب نمی‌شود و برای آن‌ها صحیفة عمل باز نمی‌شود، آن‌ها به سوی جهنم محشور می‌شوند».(213)
از حضرت‌ امام صادق(ع)‌ روایت‌است‌كه‌:
«إنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَهِ(جل و جلاله): وَ نَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ؛ قَالَ: هُمُ الاْنْبِیَآءُ وَ الاْوْصِیَآءُ(ع)».(214) (وَ فی‌رِوایَةٍ اُخْرَی‌: نَحْنُ الْمَوَازِینُ الْقِسْطْ)(215)
«از ‌آیة‌ مباركه‌ای که می‌فرماید:‌‌ «ترازوهای ‌قسط ‌و عدل ‌را در روز قیامت ‌قرار می‌دهیم»‌، پرسش‌كردند؛ حضرت‌فرمودند: مراد از ترازوهای‌قسط ‌و عدل؛ ‌پیامبران ‌و اوصیای‌آن‌ها هستند.

موقف حساب؛ بستری برای رهایی از آثار گناهان و تعلقات

انسان مؤمن در سیر الی‌الله در موقف حساب، با تحمل فشارها از آثار گناهان تسویه و تطهیر گشته و از تعلقاتش كه جهت دل او را از خداوند منحرف نموده است، رهایی می‌یابد. این موقف و گیركردن، همان است كه در دنیا اهل سلوك با محاسبة نفس خود طی می‌كنند و لذا فرموده‌اند اگر در این دنیا نفس خود را محاسبه نمودی، دیگر در موقف حساب، حسابرسی نخواهی داشت و این مربوط به كسی است كه در زندگی دنیوی از طریق ریاضت‌های شرعی به تطهیر درون می‌پردازد و به اعمال و نیّات خود توجه خاص دارد و با فشارها، خود را از گناهان پاك‌ساخته و قلب خود را از غیر خدا خالی می‌كند تا شایستة قرب الهی شود، ولی اگر انسان مؤمن نتوانست آن‌طور كه باید خود را تسویه و تطهیر كند، در موقف حساب باید پاك شود تا شایستة قرب گردد.
این رهایی از گناهان و تعلقات در موقف حساب ضروری است، زیرا خداوند انسانی را به محل قرب خود راه می‌دهد كه جز خدا را نشان ندهد. این‌كه گفته می‌شود عده‌ای محبوب و معشوق خدایند، به این علت است که آن‌ها با تمام وجود حق را نشان می‌دهند. زیرا خدایی كه جمال و كمال مطلق است جز به خودش محبت و عشق ندارد و چون به خود محبت شدید دارد اگر در جایی تجلی خود را ببیند به آن نیز عشق می‌ورزد و به آن نظر دارد. مثل توجه كسی كه صورت خوب خود را می‌خواهد در آینه ببیند، چون به صورت خود نظر دارد، به آینه هم نظر می‌كند.
بنا به نظر امام خمینی(ره):
«عبور از منازل حواسّ و تخیلات و تعقلات، و گذر از سرای فریب به سوی غایت‌الغایات و رسیدن به نفی عینی و علمی صفات و رسوم و جهات، ممكن نیست مگر پس از پیمودن تدریجی مراحل وسط، از برزخ‌های سافل و عالی تا عالم آخرت».(216)

اموال حلال نیز عامل توقف است

خداوند در روز قیامت کسی را می‌خواهد که دارای قلب سلیم و پاک از هرگونه تعلق به غیر باشد و چون خداوند به خود نظر دارد، به قلبی هم که او را نشان می‌دهد بالتبع نظر می‌کند. پس اگر کسی در سیر به سوی خدا، نتوانست در این دنیا خود را آینة نمایش حق نماید و از هرگونه انانیت پاک کند، در موقف حساب، در عالم حشر دچار زحمت و سختی خواهد شد تا پس از تحمل فشارها و وحشت‌ها و آتش‌ها به تدریج تزکیه شود.(217) اگرچه تعلقات، بر خلاف گناهان موجب ورود در آتش نیست ولی موانعی هستند جهت قرب به عالم قدس و به خودی خود عالَم ظلمات و وحشت هستند. در آن حال عوالم قرب را می‌بیند ولی موانعی در برابر خود می‌یابد که مانع ورود به آن عوالم است و با کنارزدن آن‌هاست که می‌تواند به آن عوالم راه پیدا کند. و لذا حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «در حلالش حساب است و در حرامش عقاب».(218) چون درست است که گناهان موجب عقاب می‌شوند ولی حلال‌ها هم در موقف حساب بررسی می‌شوند و به اندازه‌ای که انسان نسبت به آن‌ها تعلق داشت و حجاب او برای لقاء الهی بود، در آن‌جا او را متوقف می‌کند و گیر می‌اندازد تا با روبه‌روشدن با آن صحنه، پشیمانی عمیقی روحش را اشغال کند و اگر نتوانست در این دنیا از قاعدة «اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ...»(219) استفاده کند و خود را از ظلمات تعلقاتِ شهرت و مقام و مال و غیره برهاند، چون به عنوان انسان مؤمن مرده است، در آن دنیا از آن قاعده برخوردار می‌شود و آن تعلقاتی که در این دنیا او را از حضور قلب در نماز محروم می‌کرد باید در موقف حساب از قلب او زدوده شود تا شایستة حضور گردد.
امام صادق(ع) فرمودند:
«هنگامی‌که روز قیامت شد دو بندة مؤمنی که هر دو از اهل بهشت‌اند در موقف حساب برای حسابرسی توقف می‌کنند، یکی در دنیا فقیر بوده و دیگری غنی. پس آن شخصِ فقیر گوید: پروردگارا! بر چه چیزی توقف داده شده‌ام؟ قسم به عزتت خود می‌دانی که نه حکومت و ریاستی داشتم که عدالت یا ظلم کرده باشم، و نه مال داشتم که حقوق محرومان را داده یا نداده باشم، رزق من به اندازة کفافی بود که خود می‌دانی و برای من مقدر ساخته بودی. خداوند( می‌فرماید: بندة من راست می‌گوید راه را باز کنید تا به بهشت داخل شود، و فرد غنی می‌ماند در حالی‌که آن‌قدر عرق از او می‌ریزد که اگر چهل شتر از آن بخورند سیراب می‌شوند - شاید از شرمندگی باشد- سپس داخل بهشت می‌شود، آن فقیر به او می‌گوید: چه چیزی تو را حبس کرد؟ غنی می‌گوید: طول حسابرسی، مدام به صورت ثابت همین طور چیزی پس از چیزی می‌آمد، و من مشمول مغفرت قرار می‌گرفتم، سپس از چیز دیگری سؤال می‌شد تا آن که مرا در رحمتش فرو پوشاند و به توبه‌کنندگان ملحق نمود».(220)
طبق این روایت فرد غنی باید سختی‌هایی را ببیند تا نهایتاً از وابستگی‌هایی که به امور دنیایی داشته و آن‌ها او را از خدا غافل کرده، پاک شود وگرنه آن‌کس که اموالش عامل غفلت از خدا نیست در موقف حساب مشکلی ندارد.