فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

تكامل در قیامت

همچنان كه قبلاً روشن شد یك نحوه تكامل و رفع حجاب در برزخ برای مؤمنان هست؛ شواهد قرآنی گویای این است كه تكامل در عوالم بالاتر از برزخ نیز وجود دارد و همین انتقال از عالم برزخ به عالم حشر یك نحوه حركت تكاملی است به سوی حضرت حق و روح با تحول و واردشدن در این سرفصل جدید، چهرة اصلی خود را در مرتبة بالاتری می‌یابد، چرا كه با هر انتقالی، انسان به صورت اصلی خود نزدیك‌تر و به كمالات از دست رفتة خود هنگام سیر نزولی، نائل می‌شود و به تدریج سعة وجود خود را می‌یابد و متناسبِ یگانه‌شدن با عالم قرب‌‌ می‌شود. در همین راستا قرآن می‌فرماید:
«فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَیَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا»(191)
و اما آن‌هایی ‌كه به خدا ایمان آوردند و به او تمسّك جستند، به‌زودی خداوند آنان را در جوار رحمت و فضل خویش در آورد، و ایشان را به سوی خود به صراطی مستقیم هدایت می‌كند.
این آیه روشن می‌كند پس از رسیدن به بهشت و قرارگرفتن در آن، مؤمنان دوباره در راه و مسیری كه به سوی خدا می‌رود، هدایت می‌شوند. پس خداوند بهشتی‌ها را به راهی كه لقاء بالاتر، بهتر، جامع‌تر و كامل‌تر است پیش می‌برد، یعنی حتی در بهشت هم تكامل هست و تازه از این به بعد اصل حركت بر اساس حبّ و اشتیاق و لقای حق آغاز می‌شود، چنانچه در جای دیگر می‌فرماید: پس از استقرار در بهشت، با آن خصوصیات بی‌نظیر، «وَ هُدُوا اِلی الطَیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا اِلی صِراط الْحَمید»(192) به سخن پاكیزه و صراط حمید هدایت می‌شوند. پس معلوم است تازه در آن‌جا راهِ به‌خصوصی شروع می‌گردد و خداوند با اسم «حمیدِ» خود مؤمنان و مشتاقان را به آن‌جا كه باید ببرد، می‌برد. در طرف مقابل، كافران هیچ‌گونه تكامل و صعودی ندارند و لذا قرآن می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِاللّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ وَلاَ یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلاَ یُزَكِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»(193)
كسانی كه عهد و پیمان خدا و تعهد فطری خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، در آخرت بهره‌ای برای آنان نیست و خداوند در روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید و نظری به آن‌ها ندارد و پاكشان نمی‌گرداند و عذابی دردناك خواهند داشت.
این‌كه می‌فرماید: «و پاكشان نمی‌گرداند» می‌رساند؛ انسان‌هایی كه در صراط مستقیم عبودیت بوده و مورد نظر حق می‌باشند، در حشر و مواقف آن، مشمول تزكیة حضرت حق خواهند بود.
برای مؤمنانی كه به جهت گفتار قرآن، وجود عوالم برتر را قبول كرده‌اند ولی عقل آن‌ها نمی‌تواند به خوبی آن مطالب را تحلیل و درك كند، اگر با همین عقل وارد عوالم بالاتر شوند، نمی‌توانند آن حقایق را درك كنند و لذا باید حركت و تكامل و عوض‌شدنی باشد تا شعور و عقل و ظرفیت درك آن حقایق را بیابند، همان ظرفیتی که در دنیا برای اکثر مؤمنان وجود ندارد، و به همین جهت می‌فرمایند: اگر شعایی از مظاهر جمال حق متجلی گردد، همه می‌میرند، چون در این دنیا ظرفیت ادراك جمال حق را ندارند».(194)
البته همان‌طور كه در بحث تكامل در برزخ روشن شد؛ تكامل در قیامت به معنی انجام عملی جدید نیست، بلكه رفع حجاب و نایل‌شدن به باطن اعمال است با سیر به سوی خداوند.

به سوی لقاء حق

با توجه به این‌كه انسان، سالك الی‌الله است و مقصدش ذات مقدس حق می‌باشد، مسلّماً در عالم قیامت باید آن سلسله از معایب و نقصان‌ها كه مانع نیل به ساحت قدسی حق است، برطرف گردد تا قابلیت لازم جهت لقای حق برایش حاصل شود و رنگ خدایی بگیرد. و انسان‌ها به همان اندازه كه در دنیا بیشتر رنگ الهی گرفته باشند در آن‌جا كمتر توقف دارند، ولی بالاخره انسان‌ها كم یا زیاد مواقفی دارند تا پاك و پرداخته شوند.
بر اساس تفاوت دینداری در دنیا، توقف انسان‌ها در مواقف حشر تا بهشت و لقای حق متفاوت خواهد بود. برخی باید فشار بیشتری را تحمل كنند تا در نهایت تطهیر شوند، و برخی با سختی كمتری مواجه می‌شوند و مسلّم كافران را در این مواقف جایی نیست، چون آن‌ها برنامه‌ای برای سیر به سوی حق برای خود شكل نداده‌اند، بلكه آن‌ها به مجرد آن‌كه محشور شوند به سوی جهنم خواهند رفت.(195)
امام صادق(ع) می‌فرمایند:
«به حساب خود برسید قبل از آن‌كه به حسابتان برسند. زیرا حقیقت آن است كه در قیامت پنجاه موقف وجود دارد كه هر موقف آن مانند هزار سال است از آن‌چه شما می‌شمارید ...»(196)
یا پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند:
«... خداوند جبّار به ملائكه‌ای كه همراه متقیان هستند می‌فرمایند: اولیاء مرا در بهشت محشور كنید، پس آن‌ها را با مخلوقات دیگر متوقف نسازید، رضا و خشنودی من از آن‌ها قبلاً گذشته است و رحمتم بر آن‌ها واجب است، پس چگونه اراده كنم آن‌ها را با انسان‌هایی كه به بد و خوب آمیخته می‌باشند متوقف سازم، پس ملائكه این گروه را به سوی بهشت سوق داده...».(197)
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید؛ طبق این روایات كسانی كه اعمال و عقاید و اخلاقشان به خوب و بد آمیخته است و آلوده به گناهان و تعلقات هستند باید در مواقف توقف كنند تا با تطهیرشدن، رضای حق را تحصیل كنند و سپس به مدارج عالی و بهشت‌ها راه یابند.
بنا به فرمایش امام خمینی(ره):
«ترقی و تكامل در برزخ از سنخ ترقی در دنیا نیست، زیرا دنیا دار حركت جوهری و استكمال ذاتی و نفسی است، اما تكامل در دار آخرت به رفع حجاب‌ها و كدورت‌ها و اعراض جسمانی است كه به وسیله فشار قبر به‌وجود می‌آید».(198)
و نیز می‌فرمایند:
«در آخرت یا برزخ تا بخواهد یك خُلق از اخلاق نفسانی تغییر كند، هیهات است لذا از رسول خدا(ص) روایت است كه هر یك از اهل بهشت و جهنّم مخلّدند در آن به واسطه نیّات خود؛(199) چون باید در آن عالم، منشأ اخلاق رذیله زائل شود، ملكات به قدری با شدت و قوت ظهور می‌كنند كه زوال آن ممـكن نیست ـ آن وقت آن مخلّد در جهنّم است- و اگر با فشارها و سختی‌ها و آتش‌ها زائل شود، پس از قرن‌های ربوبی شاید زائل شود.(200) برعكسِ نشئه دنیا كه تغییرات خیلی زود واقع می‌شود.

نامة اعمال

با دقت در قرآن معلوم می‌شود كه به عوالم وجود «كتاب» اطلاق می‌شود و كلّ نظام هستی به یك اعتبار «كتاب» است. از طرفی از برخی آیات چنین استنباط می‌شود كه یكی از كتاب‌های عالم وجود، كتابی است كه تمام جزئیات اعمال و حركات انسان و جلوه‌های باطنی آن‌ها در آن نگاشته می‌شود، كتابی كه آن‌جا نوشته می‌شود، خودش یك عالَم است كه بر ما محیط بوده ولی برای ما محسوس نیست.
هر انسانی و هر امتی با خودش كتابی و نظامی دارد كه باطن عمل و صفت و عقیدة او در آن ضبط است و از چشم سطحی‌نگر انسان‌ها مستور است. خود انسان نویسندة كتاب خویش است و با عمل و كردار خود در آن صحیفه می‌نگارد و اولیاء الهی ناظر بر كتاب ‌ما هستند. قرآن می‌فرماید:
«وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِیَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ* هَذَا كِتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»(201)
و هر امتی را به زانو در آمده می‌بینی، هر امتی به سوی صحیفة عمل خویش فرا خوانده می‌شود، آن‌چه را انجام دادید امروز پاداش آن را می‌یابید، این كتاب ما است كه بر علیه شما و به حق سخن می‌گوید، ما آنچه می‌كردید را نسخه برمی‌داشتیم.
پس معلوم است هركسی در صحیفة عمل خویش قرار خواهد گرفت و نامة عمل، عین عمل می‌باشد. هم چهرة ظاهری عمل در آن‌جا برای ما معلوم می‌كند عمل ما است و هم چهرة باطنی عمل در آن‌جا مضبوط است كه در واقع جزاء و تجسم عمل ما است. قرآن در همین رابطه در مورد سرنوشت کفار می‌فرماید:
«... وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَا لِهَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا»؛(202)
كفار می‌گویند: ای وای بر ما، این چه كتابی است كه هیچ كار كوچك و بزرگی را فرو نگذاشته، جز این‌كه آن را به حساب آورده؛ و آنچه را انجام داده‌اند حاضر می‌یابند و پروردگار تو به هیچ‌كس ظلم نمی‌كند.
پس در واقع انسان در نامة اعمالش گسترده می‌شود و همة زوایای شخصیتش به نمایش می‌آید و نامة عمل همان عالَم و نظامی است كه انسان با انتخاب‌های خودساخته است و در عالمی فوق زمان و مكان با اصل عمل روبه‌روست با همان جهتی كه در نیت خود داشت.
امام صادق(ع) می‌فرمایند:
«كسی كه برای خدا به زیارت برادرش رفت، روز قیامت در میان قطعاتی از نور می‌رود و مرور نمی‌كند به چیزی مگر آن‌كه از همه‌جا نور به او متوجه است، تا این‌كه در برابر خداوند(جل و جلاله) توقف می‌كند، سپس خدای(جل و جلاله) می‌فرماید: مرحبا! و هنگامی كه خداوند به او گفت مرحبا، خداوند(جل و جلاله) نعمت‌هایش را برایش می‌بخشاید.(203)
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید چون نیت آن فرد، ملاقات برادرش بود برای خدا، پس عملاً باطن عمل او توجه‌كردن به خدا بود و لذا در قیامت به سوی خدا می‌رود و با خدا روبه‌رو می‌شود و این همان قرائت نامة اعمال است، همچنان‌كه اعمال گناهكاران طوق گردنشان می‌شود.(204)
بنا به نظر امام خمینی(ره):
«صفحه نفس ما، یكی از نامه‌های اعمال ما است،‌این‌که می‌فرماید: «یَا وَیْلَتَنَا مَا لِهَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلاّ أَحْصَاهَا»؛(205) وای بر ما این چه كتابی است كه اعمال كوچك و بزرگ ما را فروگذار نكرده جز آن‌که همه را حساب نموده است. شاید کتابی که خداوند متعال می‌فرماید همین لوح نفس باشد که ملائکه موکِل در آن می‌نویسند».(206)
عارفة جلیل‌القدر، مرحومه بانو امین«رحمة‌الله‌علیها» در تفسیر آیة «عَلِمَتْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ وَ اَخَّرَت»(207) می‌فرماید: «شاید این دانایی اشاره به این باشد که آن وقت چیزی از اعمال و افعال و صفات و ملکات انسان مفقود نمی‌گردد و همه در صحیفة نفس بشری مبرّز و ظاهر می‌گردد، زیرا همة آنچه انجام داده به یک صورت فعلی و وجدانی در نظر وی حاضر می‌گردد، به طوری که گویا همان وقت مشغول آن عملیات است، «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا»(208) زیرا که عالم قیامت، عالم حقیقت و فعلیت است، اول و آخر یکی می‌شود ....».(209)