فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

حقیقت بهشت و جهنم

ممكن است در ابتدای امر تصور شود بهشت و جهنم موضوعی جدای از لقای پروردگار است، در حالی‌كه باید متوجه بود هر حركتی در نهایت به مبدأ متعال منتهی می‌گردد و بهشت و جهنم از آثار همین سیر به سوی پروردگار است. حال یا سیر به سوی اسم رحمت و مغفرت كه بهشت است و یا سیر به سوی اسم غضب و سخط الهی كه همان جهنم است، زیرا سراسر عالم وجود همه و همه جلوه‌های اسماء الهی است و هر اسمی بنا به شرایط خاص، تجلی می‌كند. او برای شیطان و تابعانش با اسم «منتقم» و «شدیدالعقاب» تجلی می‌كند. و برای رسول اكرم(ص) با اسم «رحیم» و «وَدود» تجلی می‌نماید.
هركس در مسیر زندگی خود با اسمائی خاص ارتباط دارد و از آن طریق با خدا ارتباط پیدا می‌کند، حال یا با اسم هادی و غفورِ خداوند ارتباط دارد و یا طوری زندگی می‌كند كه خداوند او را از درگاه خود می‌راند و صورت این راندن، همان جهنم است و روبه‌روشدن با غضب الهی، زیرا وقتی همة وجود و همة عوالم هستی از آثار و مظاهر اسمای حسنای الهی است، قهراً بهشت و جهنم نیز به عنوان نظام و عالم خاصی از وجود، از این حقیقت مستثنی نیست.
قرآن اطاعت از خدا و رسول(ص) را موجب تجلی اسم غفور حق می‌داند و آثار لقاء اسم غفور را بهشت معرفی‌ می‌کند و می‌فرماید:
«وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ* وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»(189)
و اطاعت كنید خدا و رسول او را، شاید مشمول رحمت شوید و شتاب كنید به سوی مغفرت پروردگار و بهشتی كه عرض آن در حدّ آسمان‌ها و زمین است و برای متقین آماده شده است.
معلوم است كه لقای خداوند با اسم رحمت، همان ورود به عالم رحمت و فضل یعنی بهشت‌ها می‌باشد.
در رابطه با این‌كه روبه‌روشدن با غضب الهی همان جهنم است قرآن می‌فرماید:
«أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ»(190)
آیا كسی كه خشنودی خدا را پیروی می‌كند و طالب رضایت خداوند است، مانند كسی است كه روی به خشمی از خداوند آورده و جایگاهش جهنم است؟ و چه بد نقطة برگشتی است.
این آیه و امثال آن روشن می‌كند كه عده‌ای از انسان‌ها روی به غضب الهی می‌آورند و او را با اسمای غضب ملاقات می‌كنند كه از آثار آن جهنم است.

تكامل در قیامت

همچنان كه قبلاً روشن شد یك نحوه تكامل و رفع حجاب در برزخ برای مؤمنان هست؛ شواهد قرآنی گویای این است كه تكامل در عوالم بالاتر از برزخ نیز وجود دارد و همین انتقال از عالم برزخ به عالم حشر یك نحوه حركت تكاملی است به سوی حضرت حق و روح با تحول و واردشدن در این سرفصل جدید، چهرة اصلی خود را در مرتبة بالاتری می‌یابد، چرا كه با هر انتقالی، انسان به صورت اصلی خود نزدیك‌تر و به كمالات از دست رفتة خود هنگام سیر نزولی، نائل می‌شود و به تدریج سعة وجود خود را می‌یابد و متناسبِ یگانه‌شدن با عالم قرب‌‌ می‌شود. در همین راستا قرآن می‌فرماید:
«فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَیَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا»(191)
و اما آن‌هایی ‌كه به خدا ایمان آوردند و به او تمسّك جستند، به‌زودی خداوند آنان را در جوار رحمت و فضل خویش در آورد، و ایشان را به سوی خود به صراطی مستقیم هدایت می‌كند.
این آیه روشن می‌كند پس از رسیدن به بهشت و قرارگرفتن در آن، مؤمنان دوباره در راه و مسیری كه به سوی خدا می‌رود، هدایت می‌شوند. پس خداوند بهشتی‌ها را به راهی كه لقاء بالاتر، بهتر، جامع‌تر و كامل‌تر است پیش می‌برد، یعنی حتی در بهشت هم تكامل هست و تازه از این به بعد اصل حركت بر اساس حبّ و اشتیاق و لقای حق آغاز می‌شود، چنانچه در جای دیگر می‌فرماید: پس از استقرار در بهشت، با آن خصوصیات بی‌نظیر، «وَ هُدُوا اِلی الطَیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا اِلی صِراط الْحَمید»(192) به سخن پاكیزه و صراط حمید هدایت می‌شوند. پس معلوم است تازه در آن‌جا راهِ به‌خصوصی شروع می‌گردد و خداوند با اسم «حمیدِ» خود مؤمنان و مشتاقان را به آن‌جا كه باید ببرد، می‌برد. در طرف مقابل، كافران هیچ‌گونه تكامل و صعودی ندارند و لذا قرآن می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِاللّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ وَلاَ یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلاَ یُزَكِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»(193)
كسانی كه عهد و پیمان خدا و تعهد فطری خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، در آخرت بهره‌ای برای آنان نیست و خداوند در روز قیامت با آنان سخن نمی‌گوید و نظری به آن‌ها ندارد و پاكشان نمی‌گرداند و عذابی دردناك خواهند داشت.
این‌كه می‌فرماید: «و پاكشان نمی‌گرداند» می‌رساند؛ انسان‌هایی كه در صراط مستقیم عبودیت بوده و مورد نظر حق می‌باشند، در حشر و مواقف آن، مشمول تزكیة حضرت حق خواهند بود.
برای مؤمنانی كه به جهت گفتار قرآن، وجود عوالم برتر را قبول كرده‌اند ولی عقل آن‌ها نمی‌تواند به خوبی آن مطالب را تحلیل و درك كند، اگر با همین عقل وارد عوالم بالاتر شوند، نمی‌توانند آن حقایق را درك كنند و لذا باید حركت و تكامل و عوض‌شدنی باشد تا شعور و عقل و ظرفیت درك آن حقایق را بیابند، همان ظرفیتی که در دنیا برای اکثر مؤمنان وجود ندارد، و به همین جهت می‌فرمایند: اگر شعایی از مظاهر جمال حق متجلی گردد، همه می‌میرند، چون در این دنیا ظرفیت ادراك جمال حق را ندارند».(194)
البته همان‌طور كه در بحث تكامل در برزخ روشن شد؛ تكامل در قیامت به معنی انجام عملی جدید نیست، بلكه رفع حجاب و نایل‌شدن به باطن اعمال است با سیر به سوی خداوند.

به سوی لقاء حق

با توجه به این‌كه انسان، سالك الی‌الله است و مقصدش ذات مقدس حق می‌باشد، مسلّماً در عالم قیامت باید آن سلسله از معایب و نقصان‌ها كه مانع نیل به ساحت قدسی حق است، برطرف گردد تا قابلیت لازم جهت لقای حق برایش حاصل شود و رنگ خدایی بگیرد. و انسان‌ها به همان اندازه كه در دنیا بیشتر رنگ الهی گرفته باشند در آن‌جا كمتر توقف دارند، ولی بالاخره انسان‌ها كم یا زیاد مواقفی دارند تا پاك و پرداخته شوند.
بر اساس تفاوت دینداری در دنیا، توقف انسان‌ها در مواقف حشر تا بهشت و لقای حق متفاوت خواهد بود. برخی باید فشار بیشتری را تحمل كنند تا در نهایت تطهیر شوند، و برخی با سختی كمتری مواجه می‌شوند و مسلّم كافران را در این مواقف جایی نیست، چون آن‌ها برنامه‌ای برای سیر به سوی حق برای خود شكل نداده‌اند، بلكه آن‌ها به مجرد آن‌كه محشور شوند به سوی جهنم خواهند رفت.(195)
امام صادق(ع) می‌فرمایند:
«به حساب خود برسید قبل از آن‌كه به حسابتان برسند. زیرا حقیقت آن است كه در قیامت پنجاه موقف وجود دارد كه هر موقف آن مانند هزار سال است از آن‌چه شما می‌شمارید ...»(196)
یا پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند:
«... خداوند جبّار به ملائكه‌ای كه همراه متقیان هستند می‌فرمایند: اولیاء مرا در بهشت محشور كنید، پس آن‌ها را با مخلوقات دیگر متوقف نسازید، رضا و خشنودی من از آن‌ها قبلاً گذشته است و رحمتم بر آن‌ها واجب است، پس چگونه اراده كنم آن‌ها را با انسان‌هایی كه به بد و خوب آمیخته می‌باشند متوقف سازم، پس ملائكه این گروه را به سوی بهشت سوق داده...».(197)
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید؛ طبق این روایات كسانی كه اعمال و عقاید و اخلاقشان به خوب و بد آمیخته است و آلوده به گناهان و تعلقات هستند باید در مواقف توقف كنند تا با تطهیرشدن، رضای حق را تحصیل كنند و سپس به مدارج عالی و بهشت‌ها راه یابند.
بنا به فرمایش امام خمینی(ره):
«ترقی و تكامل در برزخ از سنخ ترقی در دنیا نیست، زیرا دنیا دار حركت جوهری و استكمال ذاتی و نفسی است، اما تكامل در دار آخرت به رفع حجاب‌ها و كدورت‌ها و اعراض جسمانی است كه به وسیله فشار قبر به‌وجود می‌آید».(198)
و نیز می‌فرمایند:
«در آخرت یا برزخ تا بخواهد یك خُلق از اخلاق نفسانی تغییر كند، هیهات است لذا از رسول خدا(ص) روایت است كه هر یك از اهل بهشت و جهنّم مخلّدند در آن به واسطه نیّات خود؛(199) چون باید در آن عالم، منشأ اخلاق رذیله زائل شود، ملكات به قدری با شدت و قوت ظهور می‌كنند كه زوال آن ممـكن نیست ـ آن وقت آن مخلّد در جهنّم است- و اگر با فشارها و سختی‌ها و آتش‌ها زائل شود، پس از قرن‌های ربوبی شاید زائل شود.(200) برعكسِ نشئه دنیا كه تغییرات خیلی زود واقع می‌شود.