فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

علائم پیش از وقوع قیامت

بر اساس اخبار و تعالیم پیشوایان معصومِ دین(ع)و دلالت بعضی از آیات قرآن، قیامت به وقوع نمی‌پیوندد مگر این‌كه دو مرحله پیش از آن طی شود، یكی «ظهور حضرت ‌قائم‌آل‌محمد(ص)» و دیگری «رجعت». هریك از این دو مرحله شباهت و سنخیتی با قیامت دارند و به عبارت دیگر مراحل نازلة آن هستند.
بر اساس معارف دینی، جهان آفرینش به سمت كمال مطلوب خود پیوسته در حركت می‌باشد و آخرت، آخرین منزلگه آن است كه جهان هستی در آن مرحله به اوج تكامل خود نائل می‌شود و به تعبیر قرآن زمین نورانی می‌گردد.(148) بنابراین مراتب پیش از قیامت یعنی مسئلة ظهور و پیدایش حكومت جهانی امام معصوم(ع) و مسئله رجعت، در مسیر تكامل بشریت قرار دارند. در هریك از این دومرتبه، بشریت مراحلی از شكوفایی استعدادهای عالیه و الهی خود را در می‌یابد و بیشتر به راز خلقت و حكمت آفرینش آشنا می‌شود و آیات الهی را در آفاق و انفس بهتر از پیش درك می‌كند، تا سرانجام جهان هستی به قیامت و آخرت می‌رسد، در آن‌جا حقیقت اشیاء و جهان آفرینش را در عالی‌ترین درجة بروز و تجلی خود درك می‌كند و حق و حقیقت به‌طور كامل ظاهر می‌شود.
بنابراین عالم بشریت در مسیر تكاملی خود سه مرحلة متوالی را طی خواهد كرد:
اول؛ ظهور حضرت مهدی(عج) كه در آن شرایط، بشریت راه سریعی را به‌سوی كمالات طی می‌نماید و عملاً تاریخ بشریت به بلوغ لازم خود می‌رسد و جهت‌گیری‌های انبیاء و اولیاء ثمر می‌دهد.
دوم؛ رجعت كه در آن با پیدایش آیات الهی و رجوع و برگشت برخی از انسان‌ها به دنیا، مراتبی از قیامت به وقوع پیوسته و استعدادهای عالیة انسانی كه در زمان‌های پیشین به مرحلة كامل فعلیت خود نرسیده بود، شكوفا می‌شود.(149)
سوم؛ قیامت كه موجب تكامل دو مرحلة قبلی است و در آن شرایط همة آیات الهی در منتهای درجة قوت و كمال ظاهر شده و سلسلة روابط اعتباری به‌كلی از بین رفته و همه چیز در ارتباط با خالق خود و جلوة ملكوتی خود، نمایان می‌شود.(150)
این سه مرحله مترتب بر یكدیگر بوده و در تحقق و وقوع آن‌ها شكی نیست. در این‌جا در مورد تحقق در مرحلة اول مجال بحث و بررسی نیست و لذا به ذكر دو نمونه از تعالیم پیشوایان آسمانی بسنده می‌كنیم: امام‌سجاد(ع) در تفسیر آیه 55 سوره نور، مبنی بر ایجاد حكومت سراپا عدل و داد جهانی، از قول حضرت ‌رسول‌اكرم(ص) چنین فرموده‌اند:
«اگر از دنیا فقط یك روز هم باقی مانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانی می‌كند تا مردی از عترتم قیام كند كه نامش نام من است، زمین را پر از عدل و داد كند، آنچنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.»(151)
و در مورد رجعت، امام‌صادق(ع) فرموده‌اند:
«سوگند به خدا ایام دنیا به‌سر نیاید تا این‌كه خداوند مردگانی را زنده كند و زنده‌هایی را بمیراند و حق را به اهلش برگرداند و دینی را كه خود پسندیده است، پایدار بدارد.»(152)
رجعت كه مخصوص دو گروه مؤمنین محض و كفار محض است،(153) جنبة دیگری از تحقق وعده‌های الهی مبنی بر پیروزی حزب خداپرست و نابودی كفار و حزب شیطان است. هریك از دو گروه در همین دنیا نیز صدق وعدة خداوند را به رأی‌العین مشاهده خواهند كرد. گروه مؤمنین سیر تكامل نهایی خود را در این دنیا طی خواهند كرد و برخوردار از تمام نعم الهی خواهند شد و گروه كفار نیز مراتبی از آیات قدرت و عذاب و خواری قیامت را در همین جهان خواهند یافت.
مسلّم وقتی كلّ عالم از این حالت دنیایی در آید و به حالت قیامتی‌اش وارد شود، تمام عالم تغییر وجودی می‌كند كه قرآن در این مورد می‌فرماید:
«یا اَیُّهَاالنّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَیْءٌ عَظیمٌ، یَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّا اَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَی‌النّاسَ سُكاری وَ ما هُمْ بِسُكاری وَلكِنَّ عَذابَ اللهِ شَدیدٌ».(154)
ای مردم! از پروردگارتان بترسید كه همانا زلزله رستاخیز، امری با عظمت و هول‌انگیز است، روزی كه چون آن ‌زنان شیرده آن را ببینند از شدت هول آن، شیرخوار خود را از یاد ببرند و زنان باردار، بار خویش را بیندازند، و مردم را مست ببینی، ولی مست نیستند ولیكن عذاب خدا سخت است، كه ایشان ‌را چنان بی‌خود كرده است.
آیاتی از این قبیل خبر می‌دهد كه به‌كلی نظام هستی دگرگون می‌شود اعم از این‌كه می‌فرماید: «اِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَت» یا این‌كه می‌فرماید: «فَاِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ» كه همة ستارگان و خورشید نابود می‌شوند.

نفخ صور اول

نفخ صور؛ آن نفخه و دَمی است که به‌وسیلة آن، کل نظام هستی متحول می‌شود. نفخة اول دَم الهی است با مظهریت حضرت اسرافیل(ع)، همان طور که کلّ وجود با همه جلوات مختلف یک دَم الهی است که به آن «نَفَسُ الرّحمن» گویند و موجب ظهور موجودات عالم یا کلمات الهی می‌شود، سپس نَفَسُ الرّحمن که موجب ایجاد عالم شد به نقطه‌ای می‌رسد که باز می‌گردد و پس گرفته می‌شود و صورت کنونی نظام هستی از بین می‌رود، مثل دمیدن بر زغال نیم‌افروخته، که با یک دَم شعله می‌کشد و با دم دیگر شعله‌اش خاموش می‌گردد و نفخ صور مثل دَم دوم است که در مقدماتِ اولِ قیامت پیش می‌آید و مظهر این دَم، حضرت اسرافیل(ع) است که در اثر آن دَم یا صُوْر، موجودیت موجودات پس گرفته می‌شود و همه چیز فانی می‌گردد.
پس از دَم اول؛ دوباره نفخة دیگری ظاهر می‌گردد و موجودات را وارد موجودیت قیامتی می‌کند که به آن نفخه، احیاء یا نفخة دوم می‌گویند. نفخة اول؛ دَمِ قبض‌کننده است و خداوند با اسم قابض در مظهر اسرافیلی ظهور می‌کند و وجود دنیایی را از موجودات می‌ستاند و نفخة دوم؛ دَمِ احیاء و قیام است.
نفخة صور اول؛ صیحة وحشتناکی است که کلّ موجودات، هستی خود را از دست می‌دهند مگر کسانی خاص. قرآن می‌فرماید:
«وَ یَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ. مَا یَنظُرُونَ إِلَّا صَیْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ یَخِصِّمُونَ. فَلَا یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ».(155)
و می‌گویند: اگر راست می‌گویید، پس این وعده چه موقع خواهد بود؟ آن‌ها جز یک صیحه، چیز دیگری را نخواهند دید و در حالی که سرگرم جدال‌اند، غافل‌گیرشان می‌کند، آن‌گاه نه توانایی وصیتی دارند و نه می‌توانند به سوی کسان خود برگردند.
پس با نفخة اول همه وارد برزخ می‌شوند و دیگر نمی‌توانند در دنیا باشند و به خانه‌های خود برگردند و لذا برزخ منزلگاه و مرحله‌ای است که در بازگشت به سوی خدا باید در آن وارد شد.
باز در توصیف نفخة اول می‌فرماید:
«وَ یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِینَ».(156)
و روزی که در صور دمیده شود، پس هرکه در آسمان‌ها و هرکه در زمین است به هراس افتد، مگر آن‌کس که خدا بخواهد، و جملگی با زبونی رو به سوی او آورند.
روشن است که طبق آیة فوق این قبض شامل همة موجودات زمینی و آسمانی مثل ملائکه می‌شود.
و نیز در توصیف نفخة اول می‌فرماید:
«وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ».(157)
و در صور دمیده می‌شود، پس هرکس در آسمان‌ها و هرکه در زمین است، مدهوش در می‌افتد، مگر کسی که خدا بخواهد.
عنایت دارید که نفرمود: «ماتَ»، بلکه فرمود: «صَعِقَ» چون در نفخه صور اولاً؛ بحث انقطاع روح از بدن که به آن موت می‌گویند در میان نیست و ثانیاً؛ فقط شامل انسان نمی‌شود بلکه شامل هر آن‌که در آسمان و زمین است می‌باشد و لذا شامل ملائکه و ساکنان برزخ که به تعبیری اهل زمین‌اند،(158) نیز می‌شود. پس با دمیده شدن نفخه اول در مقدمات ظهور قیامت، طومار عوالم بالاتر از دنیا، از برزخ گرفته تا عوالم غیبی آسمان‌ها، هر آنچه در آن‌ها موجودند در هم پیچیده خواهد شد.
طبق بحث فوق اگر هنگام شروع ظهور عالم قیامت در دنیا باشیم، نفخ صور را خواهیم دید، و نیز اگر در عالم برزخ و مثال باشیم، باز با آن مواجه خواهیم گشت و اگر در عالم برتر از عالم برزخ و مثال در آسمان غیب هم باشیم، باز با این دَم روبه‌رو خواهیم بود و ظاهراً این نفخه به مرور ظاهر می‌شود، از دنیا شروع شده و تداوم یافته، به عالم برزخ رسیده، پس از آن تا عالم بالاتر از برزخ و عالم مجردات ادامه می‌یابد.(159)
این‌که در آیه 87 سوره نمل می‌فرماید؛ هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است به فزع می‌افتند، چون آن نفخه آن‌ها را از وجود خود خارج می‌کند و در مرتبه وجودیِ دیگری وارد می‌نماید و این غیر از مرگ و بی‌هوشی است که ما می‌فهمیم، و در سیر به سوی خداوند این مدهوشی لازم است تا مقدمه ورود به نظام قیامت فراهم گردد و آن مردنی است برای زنده شدن.

استثناها چه کسانی هستند؟

چنانچه ملاحظه فرمودید در دو آیه اخیر عده‌ای را از مدهوشی و صَعق توسط نفخة اول استثنا کرد و فرمود: «اِلاّ مَنْ شاءَ الله»، این‌ها همان‌هایی هستند که در باره‌شان می‌فرماید: «مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ»(160) یعنی؛ هرکس با نیکی و پاکی به صحنة قیامت بیاید، پاداش بهتری خواهد داشت و از فزع و هراس آن روز در امان است، پس باید استثناشدگان کسانی باشند که شخصیت‌شان از هرگونه بدی و زشتی پاک باشد و با توجه به این‌که می‌فرماید: «کلُّ شّیْئٍ هالکٌ اِلاّ وَجْهَهُ»(161) همه‌چیز جز ذات و وَجْه خداوند نابود شونده است، پس استثناشدگان باید که در جنبة وَجه‌اللهی قرار داشته و از جنبة دنیایی و خَلقی آزاد گشته باشند و به عبارت دیگر این‌ها چیزی از خود ندارند که این دَم، آن‌ها را فرا گیرد و لذا فرمود: «لا یَحْزُنُهُم الْفَزَعُ الاَکْبَر»(162) آن دلهرة بزرگ -که همان نفخة اول است- آنان را نگران نمی‌کند. مصداق کامل این استثناشدگان حضرات معصومین(ع)هستند و در این راستا امام صادق(ع) فرمودند: «ما اهل بیت همان وجه‌الله هستیم که هلاک نمی‌شود»(163) چون آن‌ها فوق این عالم‌اند و لذا نفخة اول در آن‌ها نقشی در انتقال آن ذوات مقدس به عالم دیگر نمی‌تواند داشته باشد، چرا که مقام آن‌ها مقام «اوّل ما خلق‌الله»(164) است و کلُّهم نورٌ واحد.
ظاهراً با نفخة اول وجودهای سرابی موجودات، باطل و منهدم می‌گردد و تنها نسبت آن‌ها با خداوند باقی می‌ماند و بقیة نسبت‌ها باطل و محو می‌گردند. و از آن‌جا که وجود موجودات، غیر ذات اقدس حق و وَجه او، در مقابل خداوند باطل‌اند، این بطلان با نفخة اول آشکار می‌شود، در واقع آنچه در قبل از نفخة اول بوده و مورد غفلت قرار می‌گرفت، عیان می‌گردد. در توصیف این حالت قرآن می‌فرماید:
«... لِینْذِرَ یوْمَ التَّلاق، یَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا یَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَیْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ»(165)
تا مردم را از روز ملاقات بترساند، آن روز که آنان ظاهر گردند، چیزی از آن‌ها بر خدا پوشیده نمی‌ماند، ندا می‌رسد؛ امروز فرمانروایی از آن کیست، از آنِ خدای یکتای قهار است.
امام صادق(ع) در تفسیر آیه فوق می‌فرمایند: خداوند عزّوجل می‌گوید: امروز ملک از آن کیست؟ و به خود پاسخ می‌دهد؛ از آن خدای یکتای قهار است.(166) و یا در روایتی دیگر می‌فرماید: ارواح انبیاء می‌گویند: «از آن خدای واحد قهار است»(167) که در واقع ارواح انبیاء در آن موطن همان ظهور اسم واحد قهار است ، چرا که آن ارواح مقدس تمام انانیّت خود را در اسم قهار الهی مندک و ویران کرده‌اند. عمده آن است که متوجه شویم در آن شرایط، اسم اَحد تجلی می‌نماید و لذا هیچ موجودیتی برای کسی نمی‌ماند تا بخواهد جواب دهد، چرا که باید همة موجودات و نظام هستی، فانی در ذات خداوند متعال شوند تا سپس با نفخة دوم یا نفخة احیاء، به ذات حضرت حق باقی گردند و به عبارت دیگر باید از رنگ مخلوقیت پاک شوند تا به جنبة وجه‌اللهی ظاهر شوند.