فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

تمثل برزخی نماز، زكات، روزه، حج، خدمت به مؤمنین و ولایت

در كتاب محاسن برقی از امام باقر یا امام صادق«علیهما‌السلام» نقل می‌كند كه:
«اِذا ماتَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنِ دَخَلَ مَعَهُ فی قَبْرِه سِتَّةُ صُوَرٍ، فیهِنَّ صُورَةٌ هی اَحْسَنَهُنَّ وَجْهاً وَ اَبْهاهُنَّ هَیْئَةً وَ اَطْیَبَهُنَّ ریحاً وَ اَنْظَفَهُنَّ صُوَرةً.
قال: فَیقِفَ صورةٌ عَنْ یَمینِهِ، وَ اُخْری عَنْ یَسارِه، وَ اُخْری بَیْنَ یَدَیْه، وَ اُخْری خَلْفَهُ، وَ اُخْری عِنْدَ رِجْلَیهِ، وَ تَقَفَ الَّتی هِیَ اَحْسَنَهُنَّ فَوْقَ رَأْسِهِ. فَاِنْ اَتی عَنْ یَمینِهِ مَنَعَتْهُ الَّتی عَنْ یَمینِهِ، ثُمَّ كَذلِكَ اِلی اَنْ یُوْتی مِنَ الْجِهاتِ السِّتْ. قالَ: فَتَقُولُ اَحْسَنَهُنَّ صُورَةً وَ مَنْ اَنْتُمْ جَزاكُمُ اللهُ عَنّی خَیْراً ؟ فَتَقُولُ الَّتی عَنْ یَمینِ الْعَبْد: اَنَا الصَّلوة ، وَ تَقُولُ الَّتی عَنْ یَساره: اَنَا الزَّكاة، وَ تَقُولُ الَّتی بَیْنَ یَدَیْه: اَنَا الصِّیام، وَ تَقُولُ الَّتی خَلْفَه: اَنَا الْحَجُّ وَ الْعُمْرَة، وَ تَقُولُ الَّتی عِنْدَ رِجْلَیْه: اَنَا بِرُّ مَنْ وَصَلْتَ مِنْ اِخْوانِك، ثُمَّ یَقُلْنَ: مَنْ اَنْتَ؟ فَاَنْتَ اَحْسَنُنا وَجْهاً، وَ اَطْیَبُنا ریحاً، وَ اَبْهانا هَیْئَةً، فَتَقول: اَنَا الْوِلایَةُ لِآلِ محمَّدٍ(ع).(112)
وقتی كه بنده مؤمن وفات نمود، شش صورت با وی داخل قبر(برزخ) می‌شوند، در حالی‌که یک صورت در میان آن‌ها از بقیه صورت‌ها از لحاظ قیافه زیباتر و از جهت هیكل جذاب‌تر و از نظر رایحه، خوشبوتر و از لحاظ شكل، پاكیزه‌تر است. امام(ع) فرمود: پس صورتی در طرف راست او قرار می‌گیرد و صورتی دیگر در طرف چپ وی، یكی دیگر در مقابل و یكی در پشت سر او، یكی نزد پاهای وی و صورتی كه از همه زیباتر است در بالای سر او. پس اگر گرفتاری و خطری بخواهد از طرف راست به وی متوجه شود ، صورتی كه در طرف راست است از آن ممانعت می‌كند، سپس همین طور از هركدام از جهات ششگانه گرفتاری و خطری كه می‌خواهد به سوی او متوجه گردد، از جانب آن صورت‌ها ردّ می‌شود.
امام(ع) فرمود: پس صورتی كه از همه زیباتر است به بقیه صورت‌ها می‌گوید: خدای متعال به شما از جهت من جزای خیر عنایت بفرماید، شما چی، و كی هستید؟ پس صورتی كه در طرف راست بنده مؤمن است می‌گوید: من نماز هستم، و صورتی كه طرف چپ وی می‌باشد، می‌گوید: من زكات هستم. صورتی كه مقابل او است، می‌گوید: من روزه هستم، و صورتی كه در پشت سر اوست، می‌گوید: من حج و عمره می‌باشم، صورتی كه طرف پاهای اوست، می‌گوید: من سعی در خدمت و وصلت به برادرانت هستم.
سپس این صورت‌ها به آن صورت زیباتر از همه می‌گویند: تو كه از همه ما از لحاظ قیافه زیباتر و از جهت رایحه خوشبوتر و از نظـر هیـكل، جـذّاب‌تر می‌باشـی، چـی و كـی هستـی؟ جواب می‌دهد: من «ولایت» آل‌محمّد(ع)می‌باشم».
در این روایت به «صورت برزخی» یا « تَمَثُّل و تجسم برزخیِ » نماز، زكات، روزه، حج و عمره، سعی در خدمت و وصلت برادران دینی و ولایت اهل بیت عصمت، اشاره شده است. و از آن برمی‌آید كه حقیقت كلی هر یك از این اعمال در عالم برزخ به طور جداگانه مُتَمَثَّل می‌گردد كه آن صورت‌ها وَرای این اعمال ظاهری، در باطن انسان ایجاد می‌شود، صورت‌هایی كه به ظاهر شبیه اعمال ما نیست، و قرارگرفتن هر یك از این صورت‌ها در جانب خاص خودشان بی‌حساب نیست. از این روایت برمی‌آید كه اعمال عبادی ما مثل نماز و روزه و.... گرفتاری‌ها و عذاب‌های برزخی را از انسان دور می‌كند. در زندگی دنیوی، انسان در معرض اغوائات شیطانی و وساوس نفسانی بوده و لحظه به لحظه در معرض لغزش‌ها و معصیت‌های متنوع می‌باشد و شیطان از راست و چپ و از پشت سر و مقابل، متوجه انسان است(113) و عقاید حق و اخلاق فاضل و اعمال صالح، انسان را در دنیا از این اغوائات شیطانی حفظ می‌كند و همین وضع درونی ما بعد از مرگ به صورت دیگری متمثل می‌گردد و عبادات انسان به صورت‌هایی زیبا اطراف انسان را گرفته و مانع راه یافتن آتش‌ها و ظلمت‌ها و فشارهای هولناك هستند. چنانچه نماز مانع راه پیداكردن عذاب‌های متوجه از جانب راست، می‌شود و زكات و انفاق مالی با صورت مثالی خود، مانع عذاب‌های متوجه از جانب چپ، می‌گردد، تا آن‌جا كه پذیرفتن ولایت اهل بیت(ع)با صورت مثالی خود، بالای سر انسان قرار گرفته و موجودیت و حیات صورت‌های مثالیِ عبادات را تضمین می‌كند. چون با پذیرفتن ولایت امام معصوم، در واقع انسان جهت کلی خود را به‌سوی کمال واقعی شکل می‌دهد و در آن صورت است که بقیة اعمال می‌توانند در جهت نزدیکی به آن کمال کمک کنند.
و نیز در راستای تمثّل اعمال در روایات داریم:
«هركس قلب مؤمنی را مسرور كند، خدای تعالی از همان سروری كه وارد آن قلب كرده، مخلوقی خلق می‌كند كه این مخلوق به هنگام مرگ و در برزخ او را ملاقات نموده و به او می‌گوید: ای دوست خدا، مژده باد تو را كرامتی از خدا و رضوان او، و آن مخلوق همواره همراه اوست».(114)
این‌گونه از روایات می‌خواهد ما را متوجه كند كه عملِ شرعیِ ما، در آن دنیا یك تجسم برزخی دارد كه از ما جدا نیست و موجب آرامش و سرور می‌شود و در واقع زندگی برزخی ما را تشكیل می‌دهد و این دنیای ما نیز از نقش و تأثیر آن صورت برزخی بی‌بهره نیست.

آنچه در دنیا درونی است، در برزخ و قیامت بیرونی است

عالَم ظاهری در برزخ و قیامت كه زندگی آن دنیایی ما را تشكیل می‌دهد، همه همان صورت‌های برزخی و قیامتی است كه از درون ما به بیرون آمده است، و لذا قرآن در خصوص جهنم می‌فرماید:
«نارُ اللهِ الْمُوقَدَةُ، اَلَّتی تَطَّلِعُ عَلَی الْاَفْئِدَةِ، اِنَّها عَلَیهِمْ مُؤصَدَةٌ، فی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ»(115)
جهنم آتشی است كه خدا برافروخته، كه از درونِ قلب‌ها به بیرون می‌آید، و در ستون‌های پی در پی، اهل جهنم را احاطه می‌كند.
پس ملاحظه می‌كنید كه می‌فرماید آن آتش از قلب انسان بیرون می‌آید، پس جهنم همان هوس‌ها و گناهانی است كه قلب انسان با آن اُنس داشته حالا با بیرون‌آمدن، او را اشغال كرده و در اطراف او، او را احاطه نموده است، و مانند همین نوع اشغال برای اهل بهشت هست، منتها صورت‌های ناشی از عقاید پاک و اخلاق نیك و اعمال صحیح اطراف او را پُر می‌كند.

دلیل فلسفی جسمانی‌بودن عقاید و اعمال

در بارة چگونگی ظهور و ایجاد عقاید و اخلاق و اعمال باطنی در بیرون به دو نکته باید توجه داشت؛ یکی توجه به قوة واهمة انسان که به عقاید و نیات انسان صورت می‌دهد و در تعریف قوة واهمه می‌گویند؛ قوه‌ای که به مفاهیم صورت می‌دهد به طوری که قوة واهمه مثلاً با توجه به معنی دشمنی، صورت مناسب آن را در موطن خیال ایجاد می‌کند و لذا به هر معنایی صورت مخصوص به خود را می‌دهد. نکتة دوم این‌که چون نفس انسان از مشغولیات حس آزاد گردد و دیگر مشغول تدبیر بدن نباشد، قدرت زیادی در ایجاد صورت‌ها در بیرون پیدا می‌کند - کاری که انبیاء و اولیاء حتی می‌توانند در دنیا انجام دهند و مطابق صورتی که در ذهن خود اراده کرده‌اند، آن را در بیرون ایجاد کنند - حال در برزخ و قیامت در نتیجه قدرت ایجادی که نفس انسان - اعم از کافر و مؤمن - پیدا کرده است، آنچه توسط قوة واهمه در موطن خیالِ خود ایجاد کرده است، در بیرون نیز به‌وجود می‌آورد. حال اگر قوة واهمه مؤدّب به ادب الهی شده باشد از طریق ارتباط با عالم معنی در اطراف خود صورت‌های ملائم فطرت پدید می‌آورد و بهشت خود را می‌سازد، و اگر در طول زندگی با عالم غیب و عالم معنی رابطه‌ای نداشته و تحت تأثیر القائات شیطان بوده است، قوة واهمة او در آن عالم صورت‌های آزاردهنده‌ای که متضاد با فطرت انسان است و شرع از آن‌ها خبر داده، به اذن الهی ایجاد می‌نماید که آن صورت‌ها اطراف او را احاطه می‌کند و جهنم او را تشکیل می‌دهد.
از پیامبر خدا(ص) داریم:
«هركس می‌خواهد عالَم او در قبر از مُؤَذِّیات زمینی كه آسایش و آرامش او را به هم می‌زنند، محفوظ باشد، باید در مساجد سكونت بیشتری داشته باشد».(116)
این روایت می‌رساند كه تمثّل باطنیِ سكونتِ بیشتر در مسجد طوری است كه مانع آزار مؤذّیات زمینی است. یعنی خصوصیات درونی و روحی كسی كه در مساجد سكونت بیشتر دارد چنین است كه در درون او به جهت اشتغال به معنویات از ورود به مسائل مادی و زمینی و افكار و خیالات و خوشی‌ها و ناخوشی‌های دنیایی در امان بوده و این نوع اوهام به عالم درونِ او راه پیدا نمی‌كند. در نتیجه خصوصیات درونی كسی كه در عالم معنویات است - مثل سكونت در مساجد- این چنین است كه درون او جایگاه مسائل زمینی و امور مادی نیست، و همان‌طور كه در زندگی دنیا یك آرامشی سراسر زندگی او را پر كرده است، صور برزخیِ ناشی از این زندگی به نحو شدیدتر همة شخصیت او را متأثر می‌كند و از درون و بیرون با آن صور نورانی زندگی می‌کند، نه این‌كه صورت‌های برزخی و قیامتی، یك صورتی خارج از شخصیت انسان باشند.
اگر در درون خود دقت كنیم خواهیم دید كه گاهی بعضی از عقاید ما با بعضی از اخلاقیات ما در تضاد است - مثلاً معتقدیم از این مسئله باید به راحتی گذشت، ولی اخلاقاً نمی‌توانیم بر خود مسلط باشیم - و گاهی هم اخلاق و عقایدمان با هم سازگار هستند، و هم چنین گاهی عقاید و اخلاق‌ما با خود ما سازگار و گاهی ناسازگار است. گاهی از اخلاق خویش راضی هستیم و گاهی از آن‌ها زجر می‌كشیم و همه این‌ها در اعمال ما جلوه می‌كند. حال متوجه باشید همه این‌ها با همه این روابط و خصوصیات در عالم برزخ با صورت برزخی خود متمثّل می‌شوند. این‌جاست كه متوجه می‌شویم چنین وضع عجیبی را نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه الفاظ می‌توانند ترسیم كنند. در حالی كه می‌دانیم تمثّل هر یك از عقاید و اخلاق در آن حالت، عجیب و تحیّر افزا است. در راستای تجسم‌داشتن اعمال و عقاید و اخلاق، حضرت رسول‌الله(ص) می‌فرمایند:
«لَوْ كانَ الْخَرْقُ خَلْقاً یُری ما كانَ شَیْئٌ مِمّا خَلَقَ اللهُ اَقْبَحُ منه».(117)
اگر تندخوئی به‌صورت مخلوقی در بیاید كه دیده ‌شود، چیزی از آنچه خدای متعال خلق كرده، زشت‌تر از آن نیست.
شاید در این روایت به صورتِ مثالی و برزخی تندخویی اشاره شده كه آن صفت، دارای چنین صورتی است و در آن عالم بر انسان سیطره دارد.