فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

ملاقات با اهل دنیا

با توجه به ماهیت عالم برزخ و احاطه و اشراف آن بر عالم ماده، ارواح انسان‌ها در آن نظام با اختلاف مراتب، با عالم دنیا مخصوصاً با نزدیکان خود مرتبط بوده و بر آن‌ها اشراف دارند. راوی از امام صادق(ع) می‌پرسد: آیا میّت نزدیكان خویش را در دنیا زیارت می‌كند؟ ‌امام می‌فرمایند: بلی. می‌پرسد: در چه مدتی و در چه فاصله‌ای؟‌می‌فرمایند: درجمعه و در ماه و در سال، به اندازه منزلت خود (عَلَی قَدرِ منزِلَتِه) به آنها سرمی‌زند، پس اگر اهل و نزدیكانش را در خیر و خوبی دید، مسرور می‌گردد و اگر آنها را در بدی و حزن مشاهده كرد غمناك می‌شود.(99)

ملاقات اهل برزخ با یکدیگر

ملاقات مؤمنین با همدیگر در برزخ، ظهور «حُبّ فِی‌الله» آن‌ها در دنیا است. همان دوستی‌هایی که برای خدا بود و برای رضای خدا به‌وجود آمده بود در آن‌جا ظهور می‌کند و بسیار لذت‌بخش و آرامش‌دهنده است و یکی از عوامل انجذاب به سوی عالم قرب الهی است. و برعكسِ ملاقات مؤمنین در برزخ، ملاقات كفار است در آن عالم، آن ملاقات که از سر تخاصم و عناد بوده و نوعی از عذاب‌های جهنم برای آن‌ها است، صورت همان ارتباط‌های دنیایی اهل دنیاست که در ملاقات‌های خود اموال خود را به رخ همدیگر می‌کشیدند و به همدیگر کبر می‌فروختند. و هم‌چنین است اُنس‌های دنیایی مؤمنین در برزخ که اگر برای خدا نبود؛ آن ملاقات‌ها در برزخ موجب آزار و نفرت است، در عینی كه از آن گریزی نیست، چون صورت همان اعمال دنیایی آن‌هاست.

تمثل و تجسّم اوصاف و اعمال در برزخ

وقتی متوجه باشیم كه ورود روح به برزخ، در حقیقت عبارت است از كنار رفتن حجاب و قرارگرفتن در آنچه كه باطناً در آن بودیم، پس مشخص می‌شود عالم برزخِ هر كس چیزی نیست كه بعد از مرگ در آن وارد شود، بلكه با مرگ، حجاب‌ها كنار رفته و در آن عالم قرار می‌گیرد و هر كدام از افكار و عقاید و اوصاف و اعمال خود را با چهره برزخی و باطنی آن‌ها می‌یابد، نه تنها برای هر كدام صورتی خاص می‌یابد، بلكه با روابط جدیدی بین آن‌ها و بین خود روبه‌رو می‌شود. به طوری كه عقاید و اخلاق و اعمال حق برای او صورت‌های جذابی دارد و عقاید و اعمال باطل بر عكس‌اند.
انسان در حیات دنیوی خود به مرور در محدوده عقاید انتخابی خود قرار گرفته و در سیطره آن‌ها می‌افتد و همین‌طور به مرور با ادامة آن عقاید و تكرار آن اعمال و اخلاق در سیطرة اخلاق و اوصافِ مخصوص و اكتسابی خود قرار می‌گیرد و نیز با تكرار یك سلسله اعمال منبعث از عقاید خاص و اخلاق به دست آمده، دارای روش عملی مخصوصی گشته و در سیطرة آن‌ها می‌افتد. که در این رابطه قرآن فرمود: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهینَة»(100) هر كس در سیطره آن چیزهایی است كه خود كسب كرده است. «اِلاّ اَصْحابَ‌الْیَمین»(101) مگر صالحین و آنانی كه حبّ حضرت حق بر آن‌ها حاكم است و از همه چیز آزادند و لذا به نحوی نیستند که حتی احساس کنند در سیطرة ملکات خود هستند.
در نظام برزخی از طرفی عقاید و اوصاف و اعمال دارای صورت برزخی هستند، و از طرفی انسان‌ها تحت سیطره آن صُوَر قرار دارند، مثل سیطره‌ای كه غضب بر انسان غضبناك دارد. حال همین صفت تندخویی با صورت برزخی خود متمثل و ظاهر بوده و بر انسان مسلط می‌شود و انسان را به سوی غضب الهی سیر می‌دهد، همان‌طور که غضب دنیایی منشأ اعمال می‌گردد.