فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

مبنای حرکت در عوالم اُخروی

انسان‌های مؤمن در دنیا با ترك محرمات و انجام فرائض و با بندگی خدا، به‌سوی خدا سیر می‌كنند و در قیامت سیر انسان‌ها به پشت سر گذاردن عوالم برزخ و حشر و صراط است. یعنی در واقع طریق حركت در عوالم اخروی بر اساس طریق حركت دنیوی است. پس اگر در دنیا مسیر انسان به سوی توحید و طریق الی‌الله نباشد، هیچ وقت نمی‌تواند بعد از ورود به برزخ در طریقی كه به سوی خدای متعال پیش می‌رو‌د، قرار گیرد. یعنی ورود به طریق الی‌الله در نظام برزخی، آمادگی و بافت خاصِ روحی را می‌خواهد كه در اثر پیمودن طریق عبودی در دنیا به‌دست می‌آید.
بنا به فرمایش امام خمینی(ره):
«عبور از منازل حواسّ و تخیلات و تعقلات، و گذر از سرای فریب به سوی غایت‌الغایات و رسیدن به نفی عینی و علمیِ صفات و رسوم و جهات، ممكن نیست مگر پس از پیمودن تدریجی مراحل وسط، از برزخ‌های سافل و عالی تا عالم آخرت».(50)
قرآن می‌فرماید:
«فَاَمَّاالَّذینَ امَنُوا بِاللهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ اِلَیْهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً».(51)
آنان كه به خدا ایمان آورده و به ریسمان هدایت او چنگ زده‌اند به زودی آنها را در عالمی كه جلوه‌گاه رحمت و فضل اوست وارد می‌كند (بهشت‌ها) و آنها را به صراط مستقیمی كه به سوی او وقرب بیشتر به او و لقاء كامل‌تر او پیش می‌برد، هدایت می‌نماید.
طبق آیه فوق، دنباله راه ایمان و صراط مستقیم دنیوی، در بهشت‌ها نیز همان راه ایمان و صراط مستقیم و صراط الی‌الله است و اگر انسان در دنیا در صراط مستقیم باشد در عوالم بعدی هم در صراط مستقیم در سیر است تا رسیدن به لقای پروردگار. حضرت‌ امام‌ جعفر صادق(ع)‌ می‌فرمایند: «إنَّ الصُّورَةَ الاْءنْسَانِیَّةَ هِیَ الطَّرِیقُ الْمُسْتَقِیمُ إلَی‌ كُلِّ خَیْرٍ، وَالْجِسْرُ الْمَمْدُودُ بَیْنَ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ».(52) «صورت‌ ناطقة‌ نفس‌ انسانی‌ همان‌ صراط‌ مستقیم‌ است‌ به سوی‌ تمام‌ خیرات‌، و آن است‌ همان‌ پلی‌ كه‌ در بین‌ بهشت‌ و دوزخ‌ كشیده‌ شده‌ است‌.» و نیز دنبالة ضلالت و انحراف دنیوی در عوالم بعدی همان راه ضلالت و انحراف است. چنانچه قرآن می‌فرماید:
«اُحْشِرُوا الَّذینَ ظَلَمُوا وَ اَزواجَهُمْ وَ ما كانُوا یَعْبُدوُنَ»(53)
در قیامت خطاب می‌شود، ظالمین را با همفکران و هر آنچه جز خدای متعال، معبودشان بود، حاضر كنید و آنها را به راه جهنم هدایت نمایید.
در این آیه با صراحت از هدایت‌شدن آن‌ها در اول حشر به راه جهنم و به صراطی كه آنها را به جهنم می‌رساند خبر می‌دهد و آیه گویای این حقیقت است كه دنباله راه ضلالتِ انتخاب شده در دنیا، در عوالم اُخروی، راه ضلالت و در صراط به سوی جهنم خواهد بود. این‌ها دیگر صلاحیت تكوینی این را كه بعد از مرگ به راه هدایت و ایمان بیفتند، ندارند و نمی‌توانند در طریقی قرار بگیرند كه طریق كمال و طریق الی‌الله و طریق شمول غفران الهی است. لذا قرآن می‌فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِیلِ اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ ضَلاَلاً بَعِیدًا* إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمْ یَكُنِ اللّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً* إِلاَّ طَرِیقَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ یَسِیرًا»(54)
آنان‌كه كفر ورزیدند و مانع راه خدا شدند به ضلالت عمیق و بعیدی افتاده‌اند و حقیقت امر این است كه خدای متعال هرگز نخواسته است كافران و ستمگران را مشمول مغفرت خود بگرداند و مشیت او بر این تعلق نگرفته است كه آنان را بعد از مرگ به راهی مگر راه جهنم هدایت كند، جهنمی كه در آن ابدی خواهند ماند و این برای خدا آسان است.
همچنان‌که قبلاً عرض شد؛ قرآن می‌فرماید:
«حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُون».(55)
پس در آن عالم کافران متوجه انحراف و ضرر خود می‌شوند و تقاضای برگشت می‌كنند، ولی دیگر فرصت‌ها از دست رفته است و آنها شخصیتی برای خود ساخته‌اند كه نتیجه‌ای جز سیر به سوی جهنم ندارند، هرچند كه در آن عالَم غفلت از بین می‌رود و فطرت بیدار می‌شود و می‌بینند كه چه بلایی بر سر خود آورده‌اند و خودِ آن پشیمانی نیز عذاب را شدیدتر می‌كند، ولی جز راهی كه در دنیا انتخاب كرده‌اند راهی در مقابلشان نیست، و جزئیات افكار و عقاید و اوصاف و اعمال، هر كدام چهره خاص برزخی و قیامتی خود را دارند و همه هم برای او عذاب دهنده و صورتِ راه ضلالتِ زندگی دنیوی است كه در عالم برزخ در آنها قرار می‌گیرند و با مرگ، آن‌ شرایط عذاب‌دهنده ظاهر می‌شود.
انسان منحرف بعد از مرگ هم در راه ضلالت قرار می‌گیرد و آن راه را با اراده‌ای که ملکه او شده است - بر خلاف میل فطری‌اش- ادامه می‌دهد و معذّب می‌شود و می‌فهمد راه نادرستی است و می‌خواهد از آن فرار كند ولی نمی‌تواند، چون از شخصیتی می‌خواهد فرار كند كه در طول عمر ساخته است.
بنا به فرمایش امام خمینی(ره):
«برزخ‌؛ همان بقای انس با طبیعت است... و لذا برزخِ هركس با برزخ سایرین متفاوت است و توقف در عالم قبر به نسبت به انس اشخاص به دار طبیعت بستگی دارد، ولی با این حال منافات ندارد كه همه در قیامت مجتمع باشند، چون در عالم آخرت، مكان و زمان نیست، همه مجتمع‌اند و اهل جهنّم و بهشت همدیگر را می‌بینند».(56)

ادامه راه ضلالت و راه هدایت در آخرت، یكی نیست

پس طبق مباحث گذشته روشن شد؛ صراط مستقیم عبودی كه طریق الی‌الله است، راه تكامل بوده و از زندگی دنیوی شروع شده است و دنباله‌اش در عوالم بعد از مرگ به تناسب عوالم، یكی پس از دیگری می‌آید و انسان موحّد با طی‌کردن این راه در عوالم اُخروی، از نقائص وجودی و معایب و رنگ‌ها و تعلق‌ها و حجاب‌ها به تدریج پاك شده و چهره اصلی انسانی یافته و متناسب عالم قرب و لقاء می‌گردد. ولی راه ضلالت و كفر این چنین نیست، و ادامه داشتن آن به صورت تكاملی نیست، بلكه صورت‌های باطنی راه باطل به ترتیب برای انسان ظاهر می‌گردد و انسان در هر عالمی از عوالم ضلالت، در صورتی از صورت‌های باطنیِ راه انتخابی دنیوی خود قرار می‌گیرد و همچنان سیر می‌كند تا روز لقای پروردگار، كه در آن روز و در آن عالم صورت اصلی این راه كه طریقی است به سوی غضب حق و آتش جهنم و عذاب‌های دائمی آن، در برابر انسان منحرف ظاهر خواهد شد.

برزخ یا اولین عالم در برگشت انسان به سوی حق

روح انسان با آماده شدن تركیب مادی بدن در دوره جنینی، در بدن دمیده می‌شود و از آن سوی تركیب بدنی، یعنی از سویِ عالم غیب، آن روح در بدن دمیده می‌شود،(57) و این تا وقتی است كه این تركیب مادی بدن صلاحیت پذیرش تجلی روح را در خود دارد و لذا روح به آن بدن تعلق دارد و همین كه به مقتضای علل و عواملی، این صلاحیت از میان رفت، روح هم از این بدن منقطع شده و در نظام دیگری وارد می‌شود كه به آن «عالم برزخ» یا «عالم قبر» می‌گویند كه اولین عالم از عوالم بعد از دنیاست و طبق قاعده «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون»(58) برگشت به سوی خدا برای روح شروع می‌شود. چنانچه قرآن می‌فرماید: «كَما بَدَأنا اَوَّلَ خَلْقٍ نُعیدُهُ»(59) همان طور كه در ابتدا خلق را ایجاد كردیم و آن‌ها را تا عالم ماده سیر دادیم، برمی‌گردانیم.
چنانچه در بحث ماهیت مرگ و با توجه به آیات 99 و 100 سوره مؤمنون ملاحظه کردید: اولاً: انسان‌ها وقتی می‌میرند نابود نمی‌شوند، بلكه در عالمی قرار می‌گیرند كه حس و ادراك دارند و اگر كافر باشند، از زندگی دنیایی خود پشیمان می‌شوند و تقاضای برگشت به دنیا را دارند. ثانیاً: آن عالم، عالم قیامت نیست، چون خداوند می‌فرماید: آن‌ها تا روز قیامت در آن عالم هستند. پس نشان می‌دهد در عین این‌كه آن‌جا دنیا نیست، قیامت هم نیست، بلكه بین دنیا و قیامت است كه اصطلاحاً به آن برزخ، یعنی عالم بین دنیا و قیامت می‌گویند. از جهتی هم به آن قیامت صغری می‌گویند چون بعضی از آثار قیامت را دارد و منظور از قبر همین برزخ است كه برای مؤمن باغی است از باغ‌های بهشت و برای كافر حفره‌ای است از حفره‌های جهنم. چنانچه حضرت سجاد(ع) فرمود:
«وَاللهِ اِنَّ الْقَبْرَ لَروُضَةٍ مِنْ ریاضِ الْجَنَّةِ اَوْ حُفْرَةٍ مِنْ حُفَرِالنّار».(60)
در مورد حضور مؤمنان در عالم برزخ قرآن داستان مؤمن آل‌فرعون را مطرح می‌كند كه چون آن مرد الهی در دستگاه فرعون زندگی می‌كرد و به پشتیبانی حضرت موسی(ع) در آمد، او را كشتند، قرآن از قول آن مرد الهی پس از كشته شدن مطرح می‌كند كه:
«قالَ یا لَیْتَ قَوْمی یَعْلَمون، بِما غَفَرَلی رَبّی وَ جَعَلَنی مِنَ الْمُكْرَمین»(61)
ای كاش قوم من می‌دانستند خداوند چگونه پس از كشته‌شدن، با من برخورد ‌كرد و مرا مورد غفران خود قرار داد و اكرام نمود.
این برخورد كریمانة پروردگار با او، مسلم در نشئه قیامت نیست، چرا كه هنوز قیامت برپا نشده و این در حالی است كه آن مرد در دنیا هم نیست، پس معلوم است آن عالمی است كه نه دنیا است و نه قیامت، كه به آن برزخ می‌گویند.
امام صادق(ع) فرمودند: شیعیان ما كلهم به شفاعت پیامبر و اوصیای پیامبر در بهشت‌اند، ولكن به خدا قسم من نگران آنها در برزخ هستم. كه راوی می‌پرسد: برزخ كجاست؟ حضرت می‌فرمایند: « برزخ همان قبر است، از روز مرگ انسان تا روز قیامت». كه این روایت نشان می‌دهد كه حتی شیعیان برای خالص شدن، مراحل سختی را در برزخ باید پشت سربگذارند.(62)
در مورد حیات بین زندگی دنیا و عالَم قیامت قرآن می‌فرماید:
«وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ‌الْعَذابِ، اَلنّارُ یعْرَضُونَ عَلَیها غُدُوّاً وَ عَشِیاً وَ یوْمَ تَقُومُ‌السّاعَةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرْعَونَ اَشَدَّ الْعَذابِ»(63)
عذاب ناراحت کننده آتش، فرعونیان را احاطه کرد، هر بامداد و شامگاه بر آن آتش عرضه می‌شوند و آن‌گاه که قیامت به‌پا شود (گفته می‌شود) فرعونیان را در شدیدترین عذاب داخل نمایید.
این آیة کریمه دو نوع عذاب برای فرعونیان ذکر می‌کند، یکی قبل از قیامت که از آن به «سوء‌العذاب» تعبیر شده است و آن این است که روزی دوبار بر آتش عرضه شوند، بدون آن‌که وارد آن گردند، دوم عذاب بعد از قیامت که از آن به «اشدالعذاب» تعبیر شده است که فرمان می‌رسد آن‌ها را داخل آتش نمایید. پس معلوم است هم اکنون که فرعونیان هر بامداد و شامگاه در عذاب قرار می‌گیرند، باید نشئه‌ای باشد که این عذاب هم‌اکنون واقع می‌شود و آن نشئه همان برزخ است.
همان‌طور که امیرالمؤمنین‌علی(ع) در توضیح و تفسیر این آیه فرموده‌اند عذاب اول مربوط به عالم برزخ است و در عالم برزخ به تبع عالم دنیا صبح و شام و هفته و ماه و سال هست، برخلاف عذابِ دوم که مربوط به عالم قیامت است و در آن‌جا صبح و شام و هفته و ماه و غیره وجود ندارد.(64)
در روایات و اخباری که از رسول‌اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه‌اطهار(ع)رسیده در بارة عالم برزخ و حیات اهل ایمان و عذاب اهل معصیت در این مرحله تأکید فراوان شده است که ذیلاً چند نمونه از آن‌ها خدمت عزیزان عرضه می‌شود.
حضرت امام جعفرصادق(ع) فرموده است:
«ارواح مؤمنان در قالب و صورتی مانند پیکر دنیوی در درخت‌زاری از بهشت قرار دارند، یکدیگر را می‌شناسند و از همدیگر سؤال می‌کنند. هنگامی که روح تازه‌ای بر آنها وارد می‌شود، می‌گویند فعلاً او را رها کنید زیرا از هول عظیمی رهایی یافته است. سپس از او می‌پرسند فلان کس چه شد؟ و فلانی چه شد؟ اگر بگوید از دنیا رفته است، می‌گویند سقوط کرد، سقوط کرد!»(65)
منظور از هول عظیم، گویا وحشت مرگ است و این‌که اگر بگوید فلانی زنده بود ارواحِ در برزخ امید واصل‌شدن او را به بهشت برزخی دارند، اما اگر بگوید که فوت کرده معلوم می‌شود که چون روحش وارد بهشت نشده، پس لابد به دوزخ برزخی رفته است و بدین علت می‌گویند که او سقوط کرد.(66)
به گفتة امام خمینی(ره):
«عالم برزخ همانند اصل هستی از شدت و ضعف برخوردار است، هر كس شدّت توحیدش افزون باشد، از برزخ، بیشترین بهره را نصیب خود می‌كند تا نظام «اِلَیْهِ‌‌الرّاجِعُونی» او كامل گردد. عمده آن است كه انسان بداند از دار «كرامت‌الله» آمده است و در دار «عبادت‌الله» واقع است و به دار «جزاء‌الله» خواهد رفت و به ذائقه روح بچشاند كه دار طبیعت، مسجد عبادت حق است و برای همین مقصد در این نشئه آمده است».(67)