فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

دلیل وجود عالَم برزخ در قرآن

چون انسان‌ها از سكرات گذشتند و وارد عالم برزخ شدند و با قواعد آن عالم روبه‌رو گشتند و عوامل غفلتی كه در دنیا آنها را از ابدیتشان غافل می‌كرد، همه از مقابل انسان عقب رفت، در آن حال اگر فرد متوفی اهل ایمان نباشد با یك پشیمانی فوق‌العاده‌ای روبه‌رو می‌شود و از خدا تقاضا می‌كند خدایا مرا برگردان بلكه عمل صالحی انجام دهم. قرآن در این رابطه می‌فرماید:
«حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ».(34)
چون آن کفار را مرگ فرا گرفت، تقاضا می‌کنند؛ پرودگارا مرا برگردان بلکه عمل صالحی در آنچه ترک کرده‌ام انجام دهم. جواب می‌شنود دیگر نمی‌شود و تا قیات مانعی پشت سر آن‌ها هست كه نمی‌توانند به دنیا برگردند.
پس معلوم می‌شود آن‌ها، اولاً: پس از مرگ و قبل از قیامت در عالمی بین دنیا و قیامت قرار می‌گیرند. ثانیاً: در آن دنیا هوشیاری و شعور دارند و نتیجه كارهایشان را می‌یابند كه پشیمان می‌شوند و تقاضای برگشت به دنیا را می‌كنند. ثالثاً: این تمنّا در شرایطی است كه فاقد نفس امّاره - كه موجب انجام گناه و غفلت است - هستند، ولی اگر به دنیا برگردند به این جهت كه زندگی دنیایی همواره با نفس امّاره همراه است، دوباره همان كارهایی را انجام می‌دهند كه در مدت عمر خود انجام دادند و این است كه در جواب به آن‌ها گفته می‌شود: «كلّا إنّها كلمةٌ هو قائلُها» نه! راست نمی‌گویند،‌این یك حرفی است كه این‌ها می‌زنند و لذا خداوند می‌فرماید:‌
«و لَو رُدُّوا لَعادوا لِما نُهُوا عَنْهُ و إنَّهُم لَكاذِبُونَ».(35)
اگر آنها برگردند باز به همان كارهایی كه پیامبران در دنیا از کارها بازشان می‌داشتند، برمی‌گردند و آنها دروغ می‌گویند.

سیر به سوی لقاء

امام خمینی(ره) می‌فرمایند:
«وقتی که انسان مُرد، قوای نفس در مرتبة برزخیت جمع خواهند شد و به آن مرتبه رجوع خواهند كرد و قشر خود را كه بدن باشد، خواهند انداخت، یعنی قوا به باطن نفس رجوع خواهند كرد. این است معنی «اِذَا مَاتَ بْنُ آدَمَ فَقَدْ قَامَتْ قِیَامَتُهُ»(36) كه می‌فرماید: چون فرزند آدم مُرد، قیامتش بر پا می‌شود، این «قیامت صغری» است. یك «قیامت كبری» هم هست و آن وقتی است كه تمام قوای عالم بر باطن وجود برگشت نمایند.»(37)
قرآن در معرفی قیامت می‌فرماید:
«یَوْمَ تُبَدَّلُ الاَرْضُ غَیرَ الاَرْضِ والسَّمواتِ، وَ بُرِزُو لِلّهِ الْواحِدُ الْقَهّار».(38)
قیامت روزی است که زمین غیر از زمین می‌شود و آسمان‌ها غیر از آسمان می‌شود، و همه برای خدای واحد قهّار بروز می‌کنند.
برای تحقق قیامت مقدماتی لازم است، آن مقدماتی که برای انسان و موجودات حالت بین دنیا و قیامت به‌وجود می‌آید، عالم برزخ می‌گویند که برای خود عالَمی است با تمام خصوصیات یک عالَم، و این عالم مقدمه‌ای است برای رسیدن و روبه‌روشدن هر موجود با چهرة اصلی خود.
آسمان و زمین پس از تبدیل، چهره اصلی خود را نشان داده و با چهره اصلی كه در برابر خدای قهار ظاهر می‌شوند، بروز می‌كنند. قبل از وقوع قیامت، آسمان‌ها و زمین تغییراتی كرده‌اند تا وقتی تبدیل و تحول به آخر رسید و صورت قبلی‌شان از میان برخاست و حجاب كنار رفت و صورت اصلی ظاهر گشت، قیامت شروع ‌شود و آسمان‌ها و زمین هم در برابر خدای متعال قرار می‌گیرند.
اساساً اصل حركت حاكم بر عالم می‌فهماند كه كل هستی به معاد می‌رسد، و هر موجودی در مسیر خاص خود و طبق قوانین و سنن حساب شده به حركت افتاده و پیوسته در حركت می‌باشد تا به وجود حقیقی كه رسیدن به مبدء متعال است، برسد. در مسیر رسیدن به وجود حقیقی باید از برزخ عبور کرد و هر اندازه انسان‌ها بیشتر خود را متوجه چنین انتقالی بنمایند و به برزخ ایمان بیاورند و مطابق آن ایمان عمل کنند، راحت‌تر در برزخ قرار می‌گیرند و بهتر سیر کرده و از مزایای آن استفاده می‌نمایند.

تفاوت در لقاء الهی

انكار لقای خداوند مانع حركت عالم به سوی معاد و به سوی لقای مبداء متعال نمی‌شود، ولی انسانی كه منكر كمال بی‌نهایت و یا در راه مخالفت با فرمان خداوند است، در مسیر لقای الهی با انسانی كه طالب لقای حق و تابع دستورات حق است، در رویارویی با خداوند متفاوت‌اند. یكی پروردگار خود را با رحمت پروردگاری ملاقات می‌كند و یكی در عین لقای رب، از وجه كریمِ پروردگار محجوب است و با اسم غضب حق روبه‌رو می‌شود. و این است كه امام سجاد(ع) می‌فرمایند:
«پروردگارا! در روزی كه همه تو را ملاقات می‌كنند، چشم ما را به رؤیت خود روشن گردان»(39)
یعنی طوری باشم كه تو با اسم جمال و كمال خود با من برخورد كنی، رنگ‌هایی به خود نزنم كه با غضب تو روبه‌رو شوم و از رحمت تو طرد گردم.
این‌جاست كه خداوند از خود انسان‌ها می‌پرسد: آیا آن‌هایی كه اهل ایمان و عمل صالح بودند را با آنهایی كه در زمین فساد می‌كردند، مساوی قرار دهم؟ آیا متقین و اهل گناه را یکسان و مساوی بدانم و با یک جلوه و یک اسم با آن‌ها برخورد کنم؟ «اَمْ نَجْعَلُ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ كَالْمُفْسِدینَ فِی الاَرْضِ اَمْ نَجعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجّارِ».(40)
بهشت عبارت است از آثار لقای حضرت حق، همراه با اسماء رحمت و مغفرت، و جهنم عبارت است از آثار لقای پروردگار با اسماء غضب. در برزخ و قیامت یا غضبی كه تحت عنوان دركات جهنم معرفی شده است انسان را در برمی‌گیرد، یا رحمت و مغفرت پروردگار. همان‌ رحمتی كه در قرآن به اهل تقوا وعده داده و می‌فرماید: «...وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَّ شَیْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَـاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ»(41) رحمت من همه ‌چیز را در بر می‌گیرد، پس برای اهل تقوا و آن‌هایی که انفاق می‌کنند و ایمان به آیات ما دارند، آن رحمت را مخصوص می‌گردانم. و ما نیز در دعای كمیل از خداوند می‌خواهیم تا با آن رحمت با ما برخورد كند، آن‌جایی که می‌گویی: «اللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ بِرحمَتِكَ الَّتی وَسِعَتْ كُلّ شَیْء» آن رحمتی که همة اشیاء را در برگرفته، ولی برای متقین آن رحمت را پایدار می‌داری. پس همان رحمت را برای ما ادامه بده و حتی کامل‌ترش بنما. پس ملاحظه فرمودید که خداوند در برزخ و قیامت با رحمت مخصوصِ خود، انسان‌های متقی را در بر می‌گیرد.