فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

قبض روح از باطن انسان

با توجه به این‌كه در عالم مجردات قرب و بُعد مكانی نیست، پس نزدیك شدن فرشته مرگ به انسان به معنی نظر فرشتة مرگ به ملكوت انسان است و لذا صِرف نظر فرشته مرگ – به‌عنوان مظهر اسم قابض الهی- به بُعد غیر مادی انسان، روح او را جذب می‌كند. و قرآن در این رابطه می‌فرماید:
«وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ»(32)
ای پیامبر اگر بینی هنگامی كه آنان ترسان و هراسان‌اند و در آن حال هیچ نابودی نیست، بلكه از مكان نزدیكی گرفته می‌شوند.
بنابراین قبض روح از باطن انسان صورت می‌گیرد و قرآن آن را تعبیر می‌فرماید که از مكانی نزدیك گرفته می‌شوند. مکان نزدیک یعنی در شرائطی كه دوری برای نفس انسان نسبت به فرشتة مرگ مطرح نیست و چون فرشته مرگ مجرد است و مجرد فوق مكان و زمان است,‌همه جا به طور كامل و تمام حاضر و نزدیک است و فاصله‌ای بین او و بقیة موجودات مطرح نیست. موجود کامل طوری است که همة وجود او در همه جای هستی حاضر است.(33) و لذا حضرت عزرائیل(ع) جان انسان‌ها را اخذ کرده و به ساحت و عالَم دیگری سیر می‌دهد که آن عالَم را عالم برزخ می‌گویند.

عالَم برزخ

دلیل وجود عالَم برزخ در قرآن

چون انسان‌ها از سكرات گذشتند و وارد عالم برزخ شدند و با قواعد آن عالم روبه‌رو گشتند و عوامل غفلتی كه در دنیا آنها را از ابدیتشان غافل می‌كرد، همه از مقابل انسان عقب رفت، در آن حال اگر فرد متوفی اهل ایمان نباشد با یك پشیمانی فوق‌العاده‌ای روبه‌رو می‌شود و از خدا تقاضا می‌كند خدایا مرا برگردان بلكه عمل صالحی انجام دهم. قرآن در این رابطه می‌فرماید:
«حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ».(34)
چون آن کفار را مرگ فرا گرفت، تقاضا می‌کنند؛ پرودگارا مرا برگردان بلکه عمل صالحی در آنچه ترک کرده‌ام انجام دهم. جواب می‌شنود دیگر نمی‌شود و تا قیات مانعی پشت سر آن‌ها هست كه نمی‌توانند به دنیا برگردند.
پس معلوم می‌شود آن‌ها، اولاً: پس از مرگ و قبل از قیامت در عالمی بین دنیا و قیامت قرار می‌گیرند. ثانیاً: در آن دنیا هوشیاری و شعور دارند و نتیجه كارهایشان را می‌یابند كه پشیمان می‌شوند و تقاضای برگشت به دنیا را می‌كنند. ثالثاً: این تمنّا در شرایطی است كه فاقد نفس امّاره - كه موجب انجام گناه و غفلت است - هستند، ولی اگر به دنیا برگردند به این جهت كه زندگی دنیایی همواره با نفس امّاره همراه است، دوباره همان كارهایی را انجام می‌دهند كه در مدت عمر خود انجام دادند و این است كه در جواب به آن‌ها گفته می‌شود: «كلّا إنّها كلمةٌ هو قائلُها» نه! راست نمی‌گویند،‌این یك حرفی است كه این‌ها می‌زنند و لذا خداوند می‌فرماید:‌
«و لَو رُدُّوا لَعادوا لِما نُهُوا عَنْهُ و إنَّهُم لَكاذِبُونَ».(35)
اگر آنها برگردند باز به همان كارهایی كه پیامبران در دنیا از کارها بازشان می‌داشتند، برمی‌گردند و آنها دروغ می‌گویند.