فهرست کتاب


معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی

اصغر طاهرزاده

نظام «إنّا للهِ وَ إنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»

نظام هستی طوری است كه مخلوقات به طور عام و انسان به طور خاص، همچنان كه از خدا خلق شده، باز به سوی او برمی‌گردد. همچنان‌كه قرآن می‌فرماید: «كَما بَدَأَكُم تَعُودوُن»(29) همان‌طور كه در اول بودید، باز به همان عالَم و مقام برمی‌گردید.
پس در نظام عالَم، انسان‌ها به جهت روح مجردشان هرگز زوال نمی‌پذیرند، بلكه در مرحله‌ای، روح در تن ظاهر می‌شود و به صورت شخصیت خاص حادث می‌گردد، البته این شروع، که شروعی است به صورت شخصیتی خاص، از دورة جنینی آغاز می‌گردد. پس از زندگی دنیایی روح یا حقیقت انسان، این بدن خاص دنیایِ مادی را رها می‌كند و در بدن برزخی و سپس در بدن قیامتیِ خود، ظاهر می‌گردد. كه در واقع این حالت، همان برگشت به نظام الهی است. منتها ابتدا كه در بدن دنیایی ظاهر شد، هیچ‌گونه شخصیتی به‌عنوان شخص خاص نداشت، ولی با زندگی در دنیا و همراه با بدن دنیایی به جهت داشتن قدرت انتخاب و به علت انتخاب‌هایی كه انجام داد، برای خود یك شخصیت خاصی به‌وجود آورد كه در آن دنیا از بقیة افراد جدا خواهد بود و صورت بدن برزخی و قیامتی او نیز براساس همین انتخاب‌های خاصی است كه در طول زندگی انجام داده است. و این آمدن و برگشتن را می‌گویند نظام «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون».(30)
جهت بیشتر روشن‌شدن معنی نظام «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون» به عملِ رؤیت نفس خود توجه فرمایید كه ابتدا شما اراده می‌كنید تا مثلاً این گُلِ روبه‌روی خود را ببینید. پس ارادة رؤیت، از نفس شما شروع شد، سپس چشم خود را به طرف گُل مادیِ بیرون از نفس خود انداختید و حاصل آن رؤیت را به‌سوی خود و در نفس خود، بردید. یعنی ابتدا شما اراده رؤیت كردید تا گل را ببینید، بدون آن‌كه در آن رؤیت محتوایی باشد، سپس آن رؤیت را به عالَم ماده و به‌سوی گُل انداختید (مثل این‌كه نفس شما در این دنیای مادی آمد) سپس رؤیت شما پیش شما برگشت، منتها اكنون رؤیت شما دارای محتوای صورت گُلی است كه در بیرون وجود داشت (مثل این‌كه به سوی خدا برمی‌گردید، منتها با شخصیت خاصی كه در اثر انتخاب‌های خود ایجاد كرده‌اید). این یك نمونه از نظام «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون» است. البته متوجه هستید كه آن گُلی كه اكنون در نزد نفس شما است نسبت به گُل مادی بیرونی دارای صورتی است با درجه وجودی بالاتر، یعنی در عین این‌ كه همان گُل بیرونی است ولی جنس نفس شما است، نه جنس ماده. یعنی جسم دارد، ولی جنس آن مساوی جنس گُل بیرونی نیست، هرچند جسم آن، همان جسم گُل بیرونی است.
پس می‌توان گفت باز گشت به سوی خدا با یك نحوه كمال همراه است تا هركس بتواند از شخصیتی كه برای خود ساخته است بهره‌برداری كند. قرآن می‌فرماید:
«اِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمیعاً وَعْدَاللهِ حَقّاً، اِنَّهُ یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعیدُهُ لِیَجْزِیَ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ بِالْقِسْطِ، وَالَّذینَ كَفَروُا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ اَلیمٌ بِما كانُوا یَكْفُروُنَ»(31)
همه شما به سوی خدا برمی‌گردید كه این وعده‌ای است حق، خداوند خلق را به‌وجود آورد و سپس به سوی او برمی‌گردند، تا آنان كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند را بر اساس عدالت جزا دهد و برای كافران به جهت كفری كه ورزیدند آبی سوزان و عذابی دردناك است.
ملاحظه می‌كنید همان خدایی كه خلقت را براساس یك سنت كلی به‌راه انداخته است، همین خلق را برگشت می‌دهد تا مخلوق بتواند به مقصد نهایی خود دست یابد.

قبض روح از باطن انسان

با توجه به این‌كه در عالم مجردات قرب و بُعد مكانی نیست، پس نزدیك شدن فرشته مرگ به انسان به معنی نظر فرشتة مرگ به ملكوت انسان است و لذا صِرف نظر فرشته مرگ – به‌عنوان مظهر اسم قابض الهی- به بُعد غیر مادی انسان، روح او را جذب می‌كند. و قرآن در این رابطه می‌فرماید:
«وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ»(32)
ای پیامبر اگر بینی هنگامی كه آنان ترسان و هراسان‌اند و در آن حال هیچ نابودی نیست، بلكه از مكان نزدیكی گرفته می‌شوند.
بنابراین قبض روح از باطن انسان صورت می‌گیرد و قرآن آن را تعبیر می‌فرماید که از مكانی نزدیك گرفته می‌شوند. مکان نزدیک یعنی در شرائطی كه دوری برای نفس انسان نسبت به فرشتة مرگ مطرح نیست و چون فرشته مرگ مجرد است و مجرد فوق مكان و زمان است,‌همه جا به طور كامل و تمام حاضر و نزدیک است و فاصله‌ای بین او و بقیة موجودات مطرح نیست. موجود کامل طوری است که همة وجود او در همه جای هستی حاضر است.(33) و لذا حضرت عزرائیل(ع) جان انسان‌ها را اخذ کرده و به ساحت و عالَم دیگری سیر می‌دهد که آن عالَم را عالم برزخ می‌گویند.

عالَم برزخ