فهرست کتاب


مبانی نظری نبوت و امامت

اصغر طاهرزاده

امامـت خاصّـه

طرح مسئله: هیچ عقلی نمی‌پذیرد دینِ جامعی مانند اسلام برنامه‌ای برای ادامه رهبری در آینده نریخته باشد و با توجه به واقعیاتِ زمان پیامبر(ص) و شرایط فكری و قبیلگیِ عربستان حتماً باید پیامبر(ص) برنامه‌ی رهبریِ قاطعی را طراحی كرده باشند، از این رو وظیفه‌ی ما است تحقیق کنیم ببینیم مصداق و یا مصداق‌های آن رهبری چه كسانی‌اند؟ زیرا همان طور كه عرض شد خود رسول خدا(ص) فرمودند: «هركس امام زمان خود را نشناسد و بمیرد، باعقیده‌ی جاهلیت مرده است». حال آیا می‌شود پیامبر خدا(ص) امام زمان را با این اهمیت برای مسلمین تعیین نكند و باز هم امت او بتوانند از اسلام استفاده‌ی كامل نمایند؟
مباحث امامتِ خاصه متکفل تعیین مصداق امامت است که در قسمت آیات و روایات به شرح زیر مطرح خواهیم كرد.

دلایل امامت حضرت علی و سایر ائمه(ع) در روایات

در حدیث سفینه که آن را 90 نفر از علماء اهل سنت نقل كرده‌اند داریم؛ پیامبر(ص) فرمودند: «إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی كَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَرَكَهَا غَرِقَ»(81) مَثَل اهل بیت من در امت من، مَثَل كشتی نوح است كه هركس برآن سوار شد نجات یافت و هركس از آن تخلف نمود غرق گشت.(82) با دقت در این حدیث شریف متوجه می‌شویم تنها راه نجات و مصون‌ماندن از خطا، راه ائمه(ع) است و پیروی از هر راه دیگر انحراف از مسیر اصلی اسلام است، همان‌طور که فقط کسانی در زمان حضرت نوح(ع) نجات یافتند که به کشتی آن حضرت پناه بردند.

حدیث ثقلین

رسول خدا(ص) فرمودند: «اِنّی تارِكٌ فیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی اَهْلَ بَیْتی، ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا اَبَداً وَ اِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا»(83) من دو چیز گران‌بها را در بین شما قرار دادم، كتاب خدا و عترتم، اهل بیتم را، مادامی كه بدان‌ها تمسك جوئید، هرگز گمراه نخواهید شد و آن دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند.
ملاحظه فرمایید که اولاً: هیچ اختلافی بین شیعه و سنی در مورد حدیث فوق و انتسابش به پیامبر(ص) نیست. ثانیاً: می‌فرماید: آن دو از همدیگر جدا نمی‌شوند. یعنی مهجورشدن قرآن مساوی مهجورشدن عترت است، و مهجورشدن عترت مساوی مهجورشدن قرآن است. یعنی هركدام از یكدیگر جدا شوند، آن دیگری قابل استفاده نیست. مثل جداشدن هیدروژن و اكسیژنِ موجود در آب، كه اگر جدا شوند، نه دیگر هیدروژن مرطوب است و نه اكسیژن، بلكه هر کدام سوزنده هستند. پس جداشدن قرآن و اهل‌البیت(ع) از همدیگر موجب غیر مفیدبودن هر دو است. ثالثاً: شرط گمراه‌نشدن مسلمین، تمسك به قرآن و اهل‌البیت(ع) هردو است. رابعاً: این حدیث حجت قاطعی است بر مسلمانان و از این طریق حجت برآن‌ها تمام شده كه دینِ بدون اهل‌البیت(ع) دین نیست و آن‌ها را از گمراهی نجات نمی‌دهد، و این حدیث ما را متوجه مقام معنوی فوق‌العاده‌ی اهل البیت(ع) می‌كند. خامساً: حدیث می‌فرماید: قرآن و عترت از هم جدا نمی‌شوند. پس معلوم می‌شود حال كه قرآن هست، پس حتماً حضرت بقیت‌الله(عج) نیز هستند، چون پیامبر(ص) فرمودند: نمی‌شود یكی باشد و دیگری نباشد. پس این حدیث دلیل بر وجود حضرت بقیت‌الله(عج) نیز می‌باشد. كسانی كه می‌گویند ما قرآن را می‌خواهیم ولی كاری به عترت ندارند، عملاً كاری به قرآن ندارند و از قرآن استفاده نخواهند كرد. همچنان است كسی كه بگوید عترت ما را بس و از قرآن فاصله بگیرد.