مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

عهد با امام زمان(عج)

یکی از مواردی که در معارف اسلامی مطرح شده است، تجدید عهد و مداومت بر عرضِ طاعت و تبعیت و ارادت به حضرت حجّت(عج) است. تعبیرهایی که در رابطه با حضرت وارد شده است روی حساب است، تعابیری مثل «ولیّ‌عصر»، «بقیّة‌الله»، «وارث انبیاء»، «آیت عظمی»، «قاموس اکبر»، «صاحب غیبت الهی» و «امام زمان» هر کدام از این تعبیرات وجهی از وجوه حقیقت حضرت(عج) را بیان می‌کند.چون بشر با کلماتی زندگی می‌کند که ظرفیت محدود دارد و این کلمات توان نمایاندن حقیقت آن مقام عالی غیبی را به‌طور كامل ندارد به قول مولوی:
یک دهان خواهم به پهنای فلک

تا بگویم وصفِ آن رَشْک مَلَک

یعنی تمام الفاظ و مفاهیم را باید یك‌جا جمع کرد تا بشود از وصف کسی سخن گفت که همطراز همه ملائکه هستی است.
اگر اصل مسئله روشن شود که چرا مقام امام‌زمان(عج) این‌همه در تغذیه جان ما تأثیر دارد، آن وقت این تجدید عهد با حضرت، به‌خصوص از طریق دعای عهد جای خود را پیدا می‌کند و انسان می‌بیند چه کار مهمی باید انجام دهد. گاهی انسان تصور می‌کند از کارهای مهم خود باید کم کند و به دعای عهد بپردازد، و حال آن که انسان باید برسد به جایی که ببیند این دعا و این عهدِ با حضرت، چه امر مهمی است و او از آن امر مهم غافل است. برای این که روشن شود اصل تجدید عهد بسیار اهمیت دارد مقدمه‌ای را خدمتتان عرض می‌کنیم.

تصور صحیح از مقام امام(عج)

در مباحث قبل به حمدالله روشن شد كه حضرت حجّت(عج) عین‌الانسان است و هرکس هر درجه‌ای از انسانیّت را كه داراست از عین‌الانسان دارد. در این‌جاست كه باید تصورتان از عین‌الانسان یک تصور صحیحی باشد تا کم‌ کم مسئله روشن شود. آری؛ امام‌زمان(عج) عین‌الانسان است و عین‌الانسان یک حقیقت مجردِ غیرمادی است و اصلاً انسانیّت هیچ‌کس ظهور مادی ندارد بلکه اثرش و مشهدش مادی است، عالم مادی مشهد عالم معناست، امّا مجلای عالم معنا نیست. مثلاً سنگ هیچ خبری از عالم معنا نمی‌دهد یا گرمای خورشید هیچ بویی از عالم معنا ارائه نمی‌دهد، و اینها به‌گونه‌ای نیستند كه محل ظهور کمالات عالم معنا باشند و به‌اصطلاح بگوییم جلوه عالم معنایند. اصلاً عالم معنا چه ربطی به این چیزها دارد؟! به همین جهت است که عالم ماده را مجلای عالم معنا نمی‌دانیم. بلکه بیشتر باید به این نكته توجه داشت كه عالم ماده و امور مادی، ظلمت و حجاب عالم معناست. انسانِ کلّ یعنی حضرت حجّت‌(عج) انسانیت کلّ است و انسانیت کل هیچ‌گاه مادی نیست و ظهورش را هم شما در ماده نمی‌بینید، هرچند اثر مبارک آن حضرت همواره عالم ماده را از برکات خود بهره‌مند می‌کند.

تفاوت مَجْلا با مشهد

در مورد این‌كه انسانیت یك حقیقت معنوی است و بدن انسان ظرف ظهور و مجلای آن نمی‌تواند باشد، در عین این‌كه مشهد و ظرف ظهور آثاری از آن می‌تواند باشد، می‌توان خشم را در نفس انسان مثال آورد كه نفس انسان وقتی غضبناك شد، آن‌طور نیست كه آن غضب معنوی تجلی كند و صورت نازله‌اش در بدن آن فرد غضبناك موجود گردد، بلكه آثار آن غضب را شما در چهرة انسان غضبناك می‌بینید. در واقع صورت فرد غضبناك، مشهد و محل شهود آثار آن غضب گشت نه این‌كه شما با مرتبه‌ای از خود غضب روبرو شده باشید. مولوی هم در مورد ظهور اثر علت‌های غیبی در بدن نكتة خوبی را مطرح می‌كند. می‌گوید:
لطف شاهنشاه جان بی‌وطن

چون اثر كرده‌است اندر كل تن

لطفِ‌عقلِ‌خوش‌نهادِخوش‌نسب

چون همه تن را در آرد در ادب

عشقِ شنگِ بی‌قرارِ بی‌سكون

چون درآرد كل تن را در جنون

یعنی ظاهر حركات و سكنات انسانی كه تحت تأثیر لطف خدا و عقل و عشق است، مشخص است و آن حقایق معنوی اثر خود را در تن انسان می‌گذارد. ولی همان‌طور كه عرض شد؛ این غیر از تجلّی است، انسانیت یك حقیقت معنوی است و تجلیّات آن هم حقایق معنوی هستند كه درجان و نفس انسان‌ها موجود می‌شوند و انسان‌ها به‌ اندازه‌ای كه از حقیقت انسانیت بهره داشته باشند، از حیوانیت دور شده و انسان شده‌اند و در آن حال عقل و شهوت و غضب انسانی دارند، و آثار انسانیت در بدن ظاهر می‌شود و نه این‌كه آن انسانیت در بدن نازل شود و شما با وجود نازلة آن روبرو شوید.
استدلال و برهان این مسئله با استفاده از حکمت متعالیه و عرفان در بحث «نحوة حضورحضرت‌حجت(عج) در هستی» و نیز بحث «مقام و تأثیر حضرت‌حجت(عج)» مطرح شده است، مبنی بر این‌که انسانیّت یک حقیقت است و از سنخ وجود و مشکّک است. یعنی ذاتی كه شدت و ضعف دارد. و چیزی که مشکّک است از سنخ وجود است، مثل علم که می‌توان گفت این شخص عالم‌تر از آن شخص است پس علم، هم ذاتی است كه شدت و ضعف دارد و لذا از سنخ وجود است و به عین‌العلم ختم می‌شود. انسانیّت هم که تشکیک بردار است و می‌توان گفت این آقا از آن آقا انسان‌تر است، از سنخ وجود است و به عین‌الانسان ختم می‌شود. عین‌الانسان هم یعنی کلُّ‌الانسان، آن‌هم یعنی حضرت‌حجّت(عج) كه إن‌شاءالله در مباحث قبل به آن عنایت فرموده‌اید.