مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

امـام زمـان، مرشدِ حقیقی سالکان راستین

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
﴿ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ‌اللهِ فِی اَرْضِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ‌اللهِ فِی خَلْقِه ﴾
﴿ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ‌اللهِ الَّذی یَهْتَدِی بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ عَنِ الْمُؤْمِنِیْن ﴾(86)
سلام بر تو ای حجّت خدا در زمین، سلام بر تو ای دیدبان الهی در بین خلق، سلام بر تو ای نور خدایی كه هدایت‌طلبان به‌وسیلة آن هدایت یابند و به‌كمك آن نور، برای مؤمنین فرج حاصل شود.....
سلام بر امام ‌مهدی(عج) كه وسیلة هدایت الهی در سراسر زمین است و هیچ هدایت‌خواهی را تنها نمی‌گذارد.
بعضی از عقاید فوق‌العاده دقیق و عمیق است و برای رسیدن به آن باید اندیشه را خیلی جلو برد تا بتوان به آن دست یافت. از جمله آن عقاید دقیق، عقیده و توجه به حضور اولیاء معصوم الهی در طول تاریخ حیات بشر و عقیده به حضور فعّالِ مقصد اولیاء، یعنی حضرت بقیة‌الله‌الاعظم است.
عنایت به مطالبی كه بنا است در این بحث مورد ارزیابی قرار گیرد، إن‌شاءالله ما را متوجه چنین حقیقتی می‌نماید، تا بتوانیم از انوار عالیة آن وجود مقدس بهره‌های كافی بگیریم.
اصل و باطن اولیاء معصوم(ع)، قرآن است به طوری که خود قرآن می‌فرماید: «اِنَّه لَقُرْانٌ کَریمٌ. فِی کِتابٍ مَکنوُنٍ. لا یَمَسُّهُ اِلاّ الْمُطَهَّرون»(87) یعنی حقیقت قرآن که مکنون و غیرقابل دسترسی است، توسط مطهرون یعنی اهل‌البیت پیامبر(ع) قابل دسترسی و لمس است، و لذا اصل و قلب ولیّ‌الله یعنی ائمه معصومین(ع)، قرآن است. پس هرچه به مقام ولایت نزدیک شویم، به قرآن نزدیک شده‌ایم. در مورد ولیّ‌الله، فقط تعبیرها فرق می‌کند بدین صورت که چه بگوییم پیامبریا امام زمان یا سیدالشهداء(ع)، در اصل یک حقیقت است.
خود معصومین در مورد این‌که همه دارای یک حقیقت نوری واحدی هستند. می‌فرمایند: «خَلْقُنَا واحِدٌ وَ عِلْمُنَا واحِدٌ وَ فَضْلُنَا واحِدٌ وَ كُلُّنَا واحِدٌ عِنْدَاللهِ تَعالی»؛ یعنی خلق و ایجاد ما واحد و علم و فضل ما واحد و همة ما در نزد خداوند تعالی واحدیم. و بعد راوی از تعداد امامان از امام‌صادق(ع) سؤال می‌كند، حضرت می‌فرمایند: «نَحْنُ اِثْناعَشَر هكَذا حَوْلَ‌الْعَرْشِ رَبِّنا عَزّوَجَلَّ فِی مُبْتَداءِ خَلْقِنا، اَوَّلُنا مُحَمَّدٌ وَ اَوْسَطُنَا مُحَمَّد وَ آخَرُنا مُحَمَّد»(88)؛ یعنی هر دوازده نفر ما در چنین شرایطی از اول خلقت‌مان در اطراف عرش پروردگارمان قرار داریم، و اول ما محمّد است و بین ما محمّد است و آخر ما نیز محمّد است. یعنی آنها از نظر مقام تفاوتی با وجود مقدس پیامبر(ص) ندارند. یا می‌فرمایند: «کُلُّنا واحِدٌ مِنْ نُورٍ واحِدٍ»(89) یعنی همة ما یكی هستیم، از نوری واحد. این حرف‌ها که اعتباری نیست، بلكه بیان حقایق عالَم غیب است.
شما می‌بینید انسان حالات گوناگون و متنوع دارد، به همین جهت، دین هم با تمام حالات بشر حرف می‌زند تا او را به یک مقصد برساند. مقصد یکی است، اما حالات بشر متفاوت است. پس راه‌هایی كه برای رسیدن به آن مقصد یگانه مطرح می‌شود، متفاوت است و همة این‌ها می‌خواهند ابعاد تعطیل‌ماندة بشر را پر کنند و او را به یگانة مطلق برسانند. این‌جاست که می‌بینید در یک‌جا می‌گوید به امام‌ زمان(عج) متوسل شوید، در جای دیگر می‌فرماید به نماز و یا قرآن و ... متوسل شوید.

عهد با امام زمان(عج)

یکی از مواردی که در معارف اسلامی مطرح شده است، تجدید عهد و مداومت بر عرضِ طاعت و تبعیت و ارادت به حضرت حجّت(عج) است. تعبیرهایی که در رابطه با حضرت وارد شده است روی حساب است، تعابیری مثل «ولیّ‌عصر»، «بقیّة‌الله»، «وارث انبیاء»، «آیت عظمی»، «قاموس اکبر»، «صاحب غیبت الهی» و «امام زمان» هر کدام از این تعبیرات وجهی از وجوه حقیقت حضرت(عج) را بیان می‌کند.چون بشر با کلماتی زندگی می‌کند که ظرفیت محدود دارد و این کلمات توان نمایاندن حقیقت آن مقام عالی غیبی را به‌طور كامل ندارد به قول مولوی:
یک دهان خواهم به پهنای فلک

تا بگویم وصفِ آن رَشْک مَلَک

یعنی تمام الفاظ و مفاهیم را باید یك‌جا جمع کرد تا بشود از وصف کسی سخن گفت که همطراز همه ملائکه هستی است.
اگر اصل مسئله روشن شود که چرا مقام امام‌زمان(عج) این‌همه در تغذیه جان ما تأثیر دارد، آن وقت این تجدید عهد با حضرت، به‌خصوص از طریق دعای عهد جای خود را پیدا می‌کند و انسان می‌بیند چه کار مهمی باید انجام دهد. گاهی انسان تصور می‌کند از کارهای مهم خود باید کم کند و به دعای عهد بپردازد، و حال آن که انسان باید برسد به جایی که ببیند این دعا و این عهدِ با حضرت، چه امر مهمی است و او از آن امر مهم غافل است. برای این که روشن شود اصل تجدید عهد بسیار اهمیت دارد مقدمه‌ای را خدمتتان عرض می‌کنیم.

تصور صحیح از مقام امام(عج)

در مباحث قبل به حمدالله روشن شد كه حضرت حجّت(عج) عین‌الانسان است و هرکس هر درجه‌ای از انسانیّت را كه داراست از عین‌الانسان دارد. در این‌جاست كه باید تصورتان از عین‌الانسان یک تصور صحیحی باشد تا کم‌ کم مسئله روشن شود. آری؛ امام‌زمان(عج) عین‌الانسان است و عین‌الانسان یک حقیقت مجردِ غیرمادی است و اصلاً انسانیّت هیچ‌کس ظهور مادی ندارد بلکه اثرش و مشهدش مادی است، عالم مادی مشهد عالم معناست، امّا مجلای عالم معنا نیست. مثلاً سنگ هیچ خبری از عالم معنا نمی‌دهد یا گرمای خورشید هیچ بویی از عالم معنا ارائه نمی‌دهد، و اینها به‌گونه‌ای نیستند كه محل ظهور کمالات عالم معنا باشند و به‌اصطلاح بگوییم جلوه عالم معنایند. اصلاً عالم معنا چه ربطی به این چیزها دارد؟! به همین جهت است که عالم ماده را مجلای عالم معنا نمی‌دانیم. بلکه بیشتر باید به این نكته توجه داشت كه عالم ماده و امور مادی، ظلمت و حجاب عالم معناست. انسانِ کلّ یعنی حضرت حجّت‌(عج) انسانیت کلّ است و انسانیت کل هیچ‌گاه مادی نیست و ظهورش را هم شما در ماده نمی‌بینید، هرچند اثر مبارک آن حضرت همواره عالم ماده را از برکات خود بهره‌مند می‌کند.