مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

خداوند زندگی دیگری را برای ما اراده كرده است

پس منتظر امام زمان(عج) بودن نمی‌گذارد از پویایی بیفتیم و در خود بپوسیم و از حیات خود بهره لازم را نبریم، بلكه متوجّه هستیم یك زندگی، ماوراء این زندگی معمولی ممكن است محقّق شود، پس چرا تسلیم مرگ شویم و زندگیِ سرد و غروب‌گونه دنیایی را بپذیریم و در جهنّم یأس بمیریم؟ در حالی كه جا دارد زنده و پرحرارت و امیدوار، زندگی كنیم و از انتظار باز نایستیم و انتهای دنیا را تاریك نپنداریم و هم‌اكنون از پای ننشینیم. آیا سرنوشت كسانی را كه در صحنه فرهنگِ انتظار نیامده‌اند ملاحظه نكرده‌اید كه چگونه به راحتی تسلیم فرهنگ فاسد فاسدان شده‌اند؟
این‌كه در آمار آمده است در مرّفه‌ترین كشور جهان یعنی سوئد، از هر ده‌ نفر، یك نفر تصمیم می‌گیرد خودكشی ‌كند -حال یا موفق می‌شود و یا نه- و از هر صد نفر، پنجاه نفر به خودكشی فكر كرده‌اند، می‌رساند كه آنچه دنیای امروز برای بشر آورده، جوابگوی آرمان حقیقی بشر نیست، ولی چون فرهنگ غربی امكان آن را نداده است كه جوان سوئدی از زندگی مطلوب خود، آگاهی یابد، تصوّر می‌كند زندگی همین است كه او دارد، از طرفی این نوع زندگی را نمی‌خواهد، پس بهتر است كه خود را از این زندگی راحت كند. در حالی كه اگر می‌دانست خداوند برای او افق دیگری را اراده كرده است، اوّلاً؛ تلاش می‌كرد تا آن افق تحقّق یابد و آن را هر چه بیشتر دست‌یافتنی می‌كرد، ثانیاً؛ چون در راستای آن هدف متعالیِ بشری، تلاش می‌نمود، علاوه براین‌كه از انوار لطیف امام زمانش، همین امروز بهره می‌برد، امید به این‌كه آینده‌ای واقعی، امروز او را از یأسی این‌چنین جانكاه نجات می‌دهد، برای او نهادینه می‌شد.
انتظار؛ سخن بلند بیداردلانی است كه ندا می‌دهند چرا ما اسیر فرهنگ باطل دنیاداران شویم و خود را ببازیم، دنیا باید رنگ حق به خود بگیرد و به خود آید.
و در راستای این بیداردلی، هر روز، خود را در اردوگاه امام زمانشان احساس می‌كنند و در كنار امامشان برای آیندة جهان نقشه می‌كشند، به طوری كه با امام معصوم، هم‌احساس خواهند شد. به همین‌جهت از حضرت باقر(ع) نقل شده است: اگر كسی قبل از ظهور حضرت بمیرد ولی نظرش بر امامش باشد و آن امام و آن مقام را بشناسد، مثل كسی است كه در كنار آن حضرت باشد: «... وَ مَنْ ماتَ عارِفاً لِإِمامِهِ كانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فُسْطاطِهِ»(85) یعنی هركس بمیرد و به مقام امامش آگاه باشد، همچون كسی است كه در كنار امام و در زیر خیمه‌گاه حضرت به‌سر برده است.

تغییر مبادی میل

همچنان‌كه خداوند طبیعت و زندگی مادّی را با خورشید روشن می‌كند و اگر ما طالب نور باشیم، باید خود را در معرض آن قرار دهیم، همان خداوند، امام زمان(عج) را خورشید جان‌ها قرار داد، اگر جانتان نور معنویت می‌طلبد، باید پنجرة جانتان را به سوی او بگردانید و دنیا قبلة جانتان نباشد. و خداوند او را بین خود و ما واسطه قرار داد تا جان ما از طریق آن حضرت از رحمت معنوی پروردگار، سیراب گشته و روحانی شود.
در روایت داریم محال است كسی آداب شب نیمه‌شعبان را به‌جا آورد و خداوند او را دست خالی برگرداند. با انجام این اعمال می‌بینی كه ذوق انسانی پیدا كردی، میل‌ها و آرزوها و گرایش‌هایت متعالی می‌شود. چیزهای بیهوده‌ای كه طلب می‌كردی دیگر نمی‌خواهی، سلیقه‌ات به سلیقة پیامبر و ائمه(ع) نزدیك می‌شود. بنا به فرمایش بزرگان «مبادی میل‌ها عوض می‌شود» و شاید لطفی به بزرگی این لطف برای انسان نباشد كه میلش هماهنگِ میل امام معصوم شود و این عالی‌ترین نتیجه‌ای است كه با ارتباط و انتظار امام زمان(عج) نصیب شخص منتظر می‌گردد، به طوری كه دستورات دین جزء بدیهیات عقل عملی او می‌شود، همچنان‌كه بدیهیات نظری، مبادی عقل نظری اوست.

سالكان مسلّح

وقتی روایات می‌فرمایند: منتظران حضرت حجّت(عج) اگر در شرق باشند و حضرت در غرب باشد، بدون واسطه، هم حضرت را می‌بینند و هم همدیگر را؛ متوجّه می‌شویم مسلّم از طریق دستگاه‌های مدرن امروزی این ارتباط محقّق نمی‌شود، چراكه استفاده از دستگاه‌های مدرن منحصر به شیعیان حضرت نیست، ولی روایت می‌فرماید شیعیان چنین توانایی را دارند و دیگر این كه روایت می‌فرماید: «منتظران حضرت مهدی(عج) خود را آماده ظهور می‌كنند، ولو به یك تیر». می‌فهمیم یاران واقعی حضرت در عین این‌كه در سیر و سلوك پیشرفت كرده‌اند و بُعد مكانی و زمانی را پشت سر گذاشته‌اند، روحیة جنگاوریِ خود را نیز حفظ كرده‌اند؛ یعنی یاران واقعی حضرت سالكانی مسلّح هستند.
اگر انسان بخواهد ناقص نماند باید همه ابعادش را رشد دهد، و به پیامبر خدا و ائمه معصومین(ع) اقتدا كند. به پیامبری اقتدا كند كه در راه سیر در عالم معنا تا ارتباط با خدا در معراج، پیش رفته است و در رابطه با دفع ظلم از شمشیرش خون می‌چكید و این است كه یاران واقعی حضرت چون در تمام ابعادِ انسانی خود را رشد داده‌اند، سالكان مسلّح می‌باشند.
انتظار ظهور امامی معصوم در متن حاكمیت جهان، یعنی اعتقاد به قدرت اسلام؛ چراكه شیعه سخت معتقد است كه اسلام قدرت آن را دارد تا همة جهان را زیر سایه اندیشه اسلامی اداره كند.
خدایا! برای این‌كه انسان‌ها درست بیندیشند، به آن‌ها بدیهیاتی را الهام فرمودی كه بدون هیچ تفكّری به راحتی آن را در خود پذیرفته‌اند و آن را مبانی شناخت خود قرار داده‌اند؛ یعنی چون به طور بدیهی مثلاً؛ می‌دانند جمع نقیضین محال است، پس می‌فهمند حالا كه روز است، همین حالا، همین‌جا نمی‌تواند شب باشد. خدایا! برای درست عمل كردن هم امامانی قرار دادی كه عین عمل به حق‌اند.الهی! ما را آن‌چنان به آن‌ها نزدیك كن كه وجود ما سراسر انجام عمل حق گردد و این حاصل نمی‌شود مگر با نظر مبارك امام ‌زمان(عج)؛ پس خدایا! قلب مبارك آن حضرت را از ما راضی گردان تا نظر آن حضرت بر قلب ما بیفتد. یا الله!
در آخرین فراز یك نكتة دقیقی است كه اجازه دهید به‌طور مختصر شرح دهیم، و آن نكته این است كه هر انسانی یك تعداد بدیهیاتی در اندیشة خود دارد كه آن بدیهیات به او كمك می‌كنند تا در اندیشیدن به خطا نیفتد و همواره برای اثبات صحیح‌بودن و یا خطابودن اندیشه‌ها از آن‌ها كمك می‌گیرد. مثل «امتناع اجتماع نقیضین» یعنی این‌كه انسان به‌طور بدیهی می‌داند دوچیزِ نقیض - مثل هستی و نیستی - نمی‌تواند در یك‌جا جمع شود. یا به ‌طور بدیهی می‌دانیم جزء هر چیز از كلّ آن چیز كوچك‌تر است. این‌ها موضوعاتی است بدیهی و غیر اكتسابی كه خداوند به‌هر كس داده است.
این بدیهیات و اولیات را از جایی نیاموخته‌ایم، بلكه خداوند برای درست فهمیدن به هر انسانی لطف كرده است. حالا باید متوجه بود همان‌طور كه در اندیشه و تفكر، بدیهیاتی داریم كه عامل هدایت اندیشه و عقل نظری است، خداوند برای تشخیص عمل درست از عمل غلط، نیز انسان‌هایی قرار داده كه عین درست عمل كردن‌اند، یعنی معصوم‌اند، تا انسان در عمل به آنها رجوع كند و از خطای در عمل مصون بماند و باید از خدا خواست تا ما به آنها نزدیك شویم تا در درست عمل‌كردن موفق گردیم. و توجه به چنین مقامی به‌عنوان امام‌زمان(عج) و توجه به چنین نیازی یعنی نزدیكی به آن حضرت، فلسفة تمام تلاش‌ها و نیایش‌های شیعه است.
به امید به ظهور پیوستن قدرت واقعی اسلام عزیز در كلّ جهان
«والسلام علیكم و رحمة‌الله و بركاته»