مبانی معرفتی مهدویت

اصغر طاهرزاده

خطر غفلت از ایده‌آل‌های دینی

دنیاداران اوّل بر ملاك‌های خود پافشاری می‌كنند و سپس مطرح می‌كنند: «غیر از این ملاك‌ها را مردم نمی‌پذیرند و زمینة پذیرش ایده‌آل‌های دینی در مردم نیست، پس دینداران باید از آرمان‌های خود دست بردارند.» و از این طریق كفر و ستمِ خود را حاكم می‌كنند و مردم را به سوی جهالتی تاریك و سیاه می‌رانند.
انتظارِ منجیِ كامل، باعث می‌شود تا مردمِ منتظر در حیلة حیله‌گران فرو نروند و از خود در راستای وفاداری به آرمان‌های اساسی خود مقاومت نشان دهند، زیراكه انسانِ منتظر، آینده را در دست دنیادارنِ دنیا‌پرست نمی‌داند و در نتیجه همین امروز با فرهنگ انتظاری كه در خود فعّال نگه داشته، از افتادن در ورطة گرداب ستمگران نجات می‌یابد و هضم حیلة دنیاداران نمی‌شود و فردا نیز با ظهور منجی عالم(روحی‌لتراب‌مقدمه‌الفداء) مقابل آن حضرت نمی‌ایستد، بلكه كنار آن حضرت و از سربازان اوست، زیراكه رنگ دنیادارن را به خود نگرفته‌ تا از امام زمانش فاصلة فكری و فرهنگی پیدا كرده باشد.
همة هنرِ فرهنگ ستم در طول تاریخ، این است كه منظرهای روشن و ایده‌آل زندگی را از افقِ اندیشة بشر محو كند و او را مشغول وضع موجودی بگرداند كه خود ستمگران پدید آورده‌اند، به طوری كه انسان‌ها همان زندگیِ زیر سایه ستمگران را زندگی بپندارند و تصوّر كنند زندگی فقط همین است و بس. ولی كافی است كه انسان‌ها متوجّه شوند خداوند برای آن‌ها چیز دیگری را اراده كرده است و طالب آن چیزی باشند كه خداوند برای آن‌ها اراده نموده است و تسلیم آن چیزی كه ستمگران به آن‌ها تحمیل كرده‌اند، نشوند، تا تمام هیبت فرهنگ ستم یك‌باره فرو ریزد و إن‌شاءالله زمینة ظهور حضرت(عج) هرچه بیشتر فراهم شود.

خداوند زندگی دیگری را برای ما اراده كرده است

پس منتظر امام زمان(عج) بودن نمی‌گذارد از پویایی بیفتیم و در خود بپوسیم و از حیات خود بهره لازم را نبریم، بلكه متوجّه هستیم یك زندگی، ماوراء این زندگی معمولی ممكن است محقّق شود، پس چرا تسلیم مرگ شویم و زندگیِ سرد و غروب‌گونه دنیایی را بپذیریم و در جهنّم یأس بمیریم؟ در حالی كه جا دارد زنده و پرحرارت و امیدوار، زندگی كنیم و از انتظار باز نایستیم و انتهای دنیا را تاریك نپنداریم و هم‌اكنون از پای ننشینیم. آیا سرنوشت كسانی را كه در صحنه فرهنگِ انتظار نیامده‌اند ملاحظه نكرده‌اید كه چگونه به راحتی تسلیم فرهنگ فاسد فاسدان شده‌اند؟
این‌كه در آمار آمده است در مرّفه‌ترین كشور جهان یعنی سوئد، از هر ده‌ نفر، یك نفر تصمیم می‌گیرد خودكشی ‌كند -حال یا موفق می‌شود و یا نه- و از هر صد نفر، پنجاه نفر به خودكشی فكر كرده‌اند، می‌رساند كه آنچه دنیای امروز برای بشر آورده، جوابگوی آرمان حقیقی بشر نیست، ولی چون فرهنگ غربی امكان آن را نداده است كه جوان سوئدی از زندگی مطلوب خود، آگاهی یابد، تصوّر می‌كند زندگی همین است كه او دارد، از طرفی این نوع زندگی را نمی‌خواهد، پس بهتر است كه خود را از این زندگی راحت كند. در حالی كه اگر می‌دانست خداوند برای او افق دیگری را اراده كرده است، اوّلاً؛ تلاش می‌كرد تا آن افق تحقّق یابد و آن را هر چه بیشتر دست‌یافتنی می‌كرد، ثانیاً؛ چون در راستای آن هدف متعالیِ بشری، تلاش می‌نمود، علاوه براین‌كه از انوار لطیف امام زمانش، همین امروز بهره می‌برد، امید به این‌كه آینده‌ای واقعی، امروز او را از یأسی این‌چنین جانكاه نجات می‌دهد، برای او نهادینه می‌شد.
انتظار؛ سخن بلند بیداردلانی است كه ندا می‌دهند چرا ما اسیر فرهنگ باطل دنیاداران شویم و خود را ببازیم، دنیا باید رنگ حق به خود بگیرد و به خود آید.
و در راستای این بیداردلی، هر روز، خود را در اردوگاه امام زمانشان احساس می‌كنند و در كنار امامشان برای آیندة جهان نقشه می‌كشند، به طوری كه با امام معصوم، هم‌احساس خواهند شد. به همین‌جهت از حضرت باقر(ع) نقل شده است: اگر كسی قبل از ظهور حضرت بمیرد ولی نظرش بر امامش باشد و آن امام و آن مقام را بشناسد، مثل كسی است كه در كنار آن حضرت باشد: «... وَ مَنْ ماتَ عارِفاً لِإِمامِهِ كانَ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فُسْطاطِهِ»(85) یعنی هركس بمیرد و به مقام امامش آگاه باشد، همچون كسی است كه در كنار امام و در زیر خیمه‌گاه حضرت به‌سر برده است.

تغییر مبادی میل

همچنان‌كه خداوند طبیعت و زندگی مادّی را با خورشید روشن می‌كند و اگر ما طالب نور باشیم، باید خود را در معرض آن قرار دهیم، همان خداوند، امام زمان(عج) را خورشید جان‌ها قرار داد، اگر جانتان نور معنویت می‌طلبد، باید پنجرة جانتان را به سوی او بگردانید و دنیا قبلة جانتان نباشد. و خداوند او را بین خود و ما واسطه قرار داد تا جان ما از طریق آن حضرت از رحمت معنوی پروردگار، سیراب گشته و روحانی شود.
در روایت داریم محال است كسی آداب شب نیمه‌شعبان را به‌جا آورد و خداوند او را دست خالی برگرداند. با انجام این اعمال می‌بینی كه ذوق انسانی پیدا كردی، میل‌ها و آرزوها و گرایش‌هایت متعالی می‌شود. چیزهای بیهوده‌ای كه طلب می‌كردی دیگر نمی‌خواهی، سلیقه‌ات به سلیقة پیامبر و ائمه(ع) نزدیك می‌شود. بنا به فرمایش بزرگان «مبادی میل‌ها عوض می‌شود» و شاید لطفی به بزرگی این لطف برای انسان نباشد كه میلش هماهنگِ میل امام معصوم شود و این عالی‌ترین نتیجه‌ای است كه با ارتباط و انتظار امام زمان(عج) نصیب شخص منتظر می‌گردد، به طوری كه دستورات دین جزء بدیهیات عقل عملی او می‌شود، همچنان‌كه بدیهیات نظری، مبادی عقل نظری اوست.