مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

نقش واسطة فیض بودن امام زمان(عج)

خدایا! برای ما روشن شده كه هر انسانی از انسان كامل انسانیت خود را می‌گیرد تا آدم شود و ما هم آمده‌ایم در زمین تا آدم شویم، پس به حقیقت امام زمانمان ما را از بهرة لازمی كه باید از امام زمانمان بگیریم، محروم مگردان.
از یك جهت خداوند نزدیك‌ترین موجود به مخلوقاتش است و خودش در آیه 186 سورة بقره به پیامبرش فرمود: اگر بندگان من از تو سراغ مرا گرفتند، «فَإنّی قَریبٌ»؛ من كه نزدیكم، و نفرمود؛ بگو من نزدیكم، یعنی حتّی بین ما و پروردگارمان، پیامبر اكرم(ص) هم از جهت وجودی فاصله نیست و لذا در هر روز صبح – در دعای عهد(79) - از خدا، كه نزدیك‌ترین وجود به ما است، تقاضا می‌كنیم كه ما را در زمرة یاران و اطرافیان و ذوب‌شدگان مولا و سیّدمان حضرت صاحب‌الزمان قرار بده، از طرف دیگر حالا اگر خواستی به قرب خاص برسی و بین تو و حضرت حق، همة حجاب‌ها كنار رود، باید از طریق ذوب‌شدن در وجود اقدس صاحب‌الزمان به چنین درجه‌ای برسی، یعنی از یك جهت خداوند را به كمك می‌گیری تا به امام زمان(عج) نزدیك شوی و از جهت دیگر امام زمان(عج) را كمك می‌گیری تا به آن قرب خاصّ الهی كه مخصوص اولیاء الهی هست دست بیابی و بهرة خاص ببری.

جدایی جبهة حق از باطل، كمال زندگی زمینی

خدایا! می‌دانیم در نهایت، دنیا باید شبیه قیامت گردد تا قیامت شروع شود، خاصیت قیامت «وَامْتازُوا الْیَومَ اَیُّهَا الْمُجْرِمُون»(80) است، یعنی جداشدن كامل حق از باطل. با ظهور حضرت‌حجّت(عج) نیز جبهة حق با همه یاران تاریخی‌اش و جبهه باطل با همة ظالمان تاریخی‌اش، ظهور می‌كند تا نمایش كامل جبهه حق و باطل، ظهور كند و دنیا معنی حقیقی خود را بیابد، بارالها! ما را از حامیان پایدار جبهه حق قرار بده و در زمرة سربازان حجّت خود قلمداد بفرما.(81)
این‌كه ظهور حضرت حجّت(عج) را یكی از شرایط تحقّق قیامت می‌دانند و به اصطلاح از «اَشْراطُ‌السّاعَة» می‌شناسند، شاید در همین رابطه باشد كه كمال زندگی زمینی به جدا شدنِ جبهه حق از جبهة باطل است، تا دنیا شایستگی قیامتی شدن را پیدا كند، مثل كمال یك انسان كه باید هر چه بیشتر مرز بین بدی‌ها و خوبی‌ها را در قلب خود روشن نماید و بدی‌ها را خوبی نپندارد.
حال كه تحقّق شرایط جدایی جبهه حق از جبهة باطل در زمین حتمی است و زیباترین مرحله زندگی زمینی چنین شرایطی است كه حق و باطل كاملاً از هم جدا شده باشد، جا دارد كه اساسی‌ترین آرزوی هر انسانی وارد شدن به چنین شرایطی باشد و از خدا بخواهیم در چنین شرایطی با لطف و كرمش ما را در جبهة كاملاً حقِ امام‌زمان(عج) قرار دهد تا مزه واقعی زندگی دنیایی را بچشیم و از بهرة حقیقی زندگی زمینی برخوردار شویم.

امید به آینده روشن جهان، امید به واقعیتی مسلّم

آری؛ جامعه‌ای كه متوجّه قطب برین انسانی بشود، روزمرّگی‌های اجتماعی افق اندیشة او را اشغال نمی‌كند و در تحرّك به سوی حیاتی بلند از پای نمی‌نشیند و ظلم طاغوت‌ها را به عنوان یك واقعیّت پایدار در حیات زمینی نمی‌پذیرد و ستم ستمگران، شعله‌های امیدش را خاموش نمی‌كند؛ زیرا كه پذیرفتن ستم در این دنیا با نظام الهی و سنّت حق نمی‌سازد، آن هم نظامی كه امام زمان(عج) دارد، زیرا كه خداوند آینده این جهان را تیره و تار قرار نداده، و امید به آینده‌ای روشن، یك خودفریبی نیست، بلكه چشم دوختن به یك واقعیّت مسلّم است، و برعكس، نظر را از حضرت حجّت(عج) و ظهور بابركت و حتمی او برداشتن، فرار كردن از واقعیّت حتمی عالم است، و آن یك نحوه تسلیم‌شدن در برابر یأس و باور ضعیف و خود را به فرسایشِ روزگار سپردن است.(82)
شما وقتی پذیرفتید كه خداوند حكیم است و نظامی كه توسط قادری حكیم به‌وجود آمده، حتماً اَحسن است و نظام احسن، عالی‌ترین جواب را به نیازهای انسان می‌دهد، آنگاه می‌پذیرید كه نظام بشری بدون یك قطب برینِ انسانی، امكان ندارد كه بتواند به عالی‌ترین مراتب خود برسد و لذا هرگز هیچ ستمی را در هیچ زاویه‌ای، اصیل و پایدار نمی‌دانید تا امید مقابله با آن و انتظار از بین رفتن آن در شما خاموش شود.
وقتی پذیرفتیم نظام عالم اَحْسن است، می‌فهمیم در نظام اَحْسن انسان‌ها باید مختار باشند و در راستای اختیارشان اگر خواستند ظلم كنند، و در حدّی كه فقط به خودشان ثابت شود كه ظلم كردن را خودتان انتخاب كردید، آزاداند، ولی آن‌چنان نیست كه بتوانند با ظلم خود سرنوشت نظام عالم و بشریت را در دست گیرند و آینده هر انسان و آینده كلّ جهان را تیره و تار نمایند؛ پس لازمه نظام اَحْسن، بودنِ فرج برای نجات از هر ظلمی است، چه از ظلم فردی و چه از ظلم عمیق آخر‌الزمان.(83)