مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

امام زمان(عج) حامل جمیع اسماء الهی است

خدایا! انسان كامل، خلیفه توست و همچنان‌كه خلیفه و جانشین هر سلطان به اذن سلطان درِ خزائن سلطان را می‌گشاید، مرحمتی فرما تا از طریق امام زمانمان ما به خزائن غیب تو آشنا شویم و از آن گوهرهای غیبی بی‌بهره نمانیم.
انسان كامل خلیفه خداست و قرآن در رابطه با انتخاب او به عنوان خلیفه خدا چنین فرمود كه:«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنّی جاعِلٌ فِی‌الْاَرْضِ خَلیفَةً»؛ یعنی هنگامی كه پروردگارت به ملائكه گفت: من می‌خواهم در روی زمین جانشینی قرار دهم و بالاخره می‌فرماید: «عَلَّمَ آدَمَ الْاَسْماءَ كَلَّها»، یعنی كل اسماء را به آدم تعلیم نمود، و در واقع خداوند به ملائكه نشان داد آدم ظرفیت پذیرش همة اسماء الهی را دارد. در ارتباط با این آیه، علماء به‌خصوص علامه‌طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) بحث می‌كنند كه مقام خلافت الهی، به آدمیت داده شده و خلافت، مقام آدمیت است و این مقام، یك مقام حقوقی است نه شخصی؛ یعنی تعلیم كل اسماء صرفاً برای شخص حضرت آدم(ع) نبود و ملائكه هم صرفاً مأمور سجده بر شخص حضرت آدم(ع) نبودند تا این مقام منحصر به شخص حضرت‌آدم(ع) باشد، چون شیطان نه‌تنها بر آدم سجده نكرد، بلكه دشمنی و گمراه كردن فرزندان آدم را نیز پیشه كرد؟ پس معلوم می‌شود كه فرزندان حضرت‌آدم(ع) چون در مقام آدمیت‌اند، مورد دشمنی شیطان قرار دارند(70) و شیطان هم دشمن آدمیت است، و از آن طرف، ملائكه، برعكسِ شیطان كه بر آدمیت سجده نكرد، با تمام وجود بر آدمیت سجده كردند.
سجده ملائكه بر آدم به معنی آدمیت، یعنی تواضع و تبعیت از آدم؛ یعنی ملائكه در تسخیر آدمند. نتیجه این‌كه؛ ملائكه به مقامی سجده كردند كه این مقام به طور كامل و تامّ در اختیار ائمه معصومین(ع) است و امروز امام‌ زمان(عج) صاحب آن مقام است و ملائكه تماماً فرمانبردار امام‌ زمان(عج) هستند و با توجّه به این‌كه ملائكه مبادی عالم و خزائن غیبی عالم وجود‌اند. پس متوجه می‌شویم؛ از طریق امام زمان(عج) است كه می‌توانیم با خزائن غیب الهی آشنا و مرتبط شویم و از آن گوهرهای غیبی بهره‌مند گردیم و چشم دلمان را به روی حقایق هستی باز كنیم.
ملائكه هر كدام یك بُعدی از حقایق عالم را دارا می‌باشند(71)، یكی در مقام علم است و یكی در مقام حیات است و یكی جلوة اسم مصوِّر خداونداست؛ ولی هیچ‌كدام جامع همه اسماء الهی نیستند، به همین‌جهت نمی‌توانند خلیفة خدا باشند و تمام اسماء الهی را ظهور دهند. این انسان كامل است كه جامع و مظهر همة اسمای حُسنای حق است و توان ارائة همة اسماء را دارد. انسان؛ جامع اضداد است، مثلاً صفت رحمت و خشم در انسان جمع است. خدایی كه جامع اضداد است، هم رحمت دارد و هم غضب دارد، خلیفه‌اش هم باید جامع اضداد باشد. ملائكه نمی‌توانند مظهر تمام اسماء الهی باشند، به همین جهت اگر شما بخواهید آدم شوید، كمك ملائكه كافی نیست، چراكه هر كدام از ملائكه یك بعدی و یك جهتی را دارند. آن كسی كه شما را به آدمیت می‌رساند، آدمِ كلّ است و قرآن در مورد جامعیت آدم فرمود: «عَلَّمَ آدمَ الْاَسْماءَ كُلَّها»(72) ؛ خداوند تمام اسماء را به آدم تعلیم داد، در حالی كه هر ملكی مظهر یك اسم از اسماء الهی است، حتّی ملائكة مقرّبی مثل اسرافیل و جبرائیل از این قاعده استثناء نیستند. مثلاً حضرت عزرائیل(ع) صفتِ قابض الهی را دارد، حضرت اسرافیل(ع) صفت احیاء و اِماته را دارد. امّا انسان كامل همة صفات الهی را دارد. پس اگر كسی خواست با جمیع اسماء الهی ارتباط پیدا كند و خدا را با جمیع اسماء الهی‌اش عبادت كند، باید به انسان كامل نزدیك شود كه او حامل همة اسماء الهی است و در راستای همین معرفت و شعور است كه در هر روز ماه رجب می‌خوانید: «اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ بِمَعانِی جَمیعِ ما یَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ اَمْرِكَ»؛ یعنی؛ «پروردگارا! از تو تقاضامندم به حقیقت جمیع آنچه اولیای تو، تو را به آن می‌خوانند.» یعنی حالا كه اولیاء و ائمه معصومین، تو را با تمام اسمائت می‌شناسند و تو را با همة اسمائت می‌خوانند، ما را نیز از تقاضاهایمان محروم مگردان. پس راه ارتباط واقعی با خدا، خدایی كه جامع جمیع كمالات است، ارتباط با امام زمان(عج) است، امام زمانی كه حامل جمیع اسماء الهی است.

امام زمان(عج) عامل بقاء عالم

بارالها! برای ما روشن است همچنان‌كه نفسِ انسانی واسطة فیض بین عالم ملكوت و بدن خودش است، انسان كامل هم واسطة فیض بین تو و عالم مخلوق است، و همچنان‌كه نفسِ انسان عامل حیات انسان است، قطب عالم امكان هم عامل بقاء عالم هستی است. خدایا! قلب ما را در این عقیده محقَّق و متمكّن بگردان.
در مقدمه عرض شد كه مقام انسان كامل نسبت به تمام مخلوقات، مقام واسطة فیض است؛ یعنی خداوند فیض خود را از طریق انسان كامل به تمام مخلوقات عطا می‌كند، مثل مقام نفس شما در تن شماست. یعنی نفس شما از عالم ملكوت و عقلتان حقایق را می‌گیرد و در بدنتان جاری می‌كند. وقتی قلب شما از شرك و اخلاق رذیله سالم باشد، نور ملكوت بر عقلتان جلوه می‌كند و از طریق عقل بر زندگی‌تان جاری می‌شود. نفس شما فكر و اندیشه‌اش را از غیب می‌گیرد، مگر این‌كه شیطان و هوس‌ها در آن قلب وسوسه نموده و نفوذ كنند، پس همان‌طور كه نفس شما واسطة فیض بین غیب و بدن شماست، امام زمان(عج) هم واسطة فیض بین حضرت حق و كلّ عالَم‌اند.
در روایت داریم كه پیامبر‌اكرم(ص) فرمودند: «كُنْتُ نَبِیّاً وَ آدَمُ بَیْنَ الْماءِ وَ الطّین»(73)؛ یعنی من پیغمبر بودم در حالی كه حضرت آدم هنوز بین آب و گل بود. و یا حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «كُنْتُ وَصِیّاً وَ آدَمُ بَیْنَ الْماءِ وَ الطّین»(74)؛ یعنی وقتی كه من به پیامبر اكرم(ص) ایمان آوردم و وصیّ آن حضرت قلمداد شدم، حضرت آدم(ع) هنوز بین آب و گل بود. این گونه روایات می‌گوید مقام پیامبر اكرم و ائمه(ع) فوق خلقت این دنیا است، كه اصطلاحاً به آن مقام، «مقام نور عظمت»(75) گویند. مقام نور عظمت، مقام پیامبر و ائمه(ع) است كه عالم را تدبیر می‌كند و واسطة فیض خدا بر عالم امكان است. مقام نور عظمت پیامبر و ائمه(ع) غیر از جسم و بدن و نفس آن‌هاست. نفس پیامبر و امام از مادرشان شروع می‌شود، همان است كه ملاصدرا(رحمة‌الله‌علیه) در رابطه با آن می‌گوید: «اَلنَّفْسُ جِسْمانِیَةُ الْحُدُوث وَ رُوحانِیَةُ الْبَقاء»؛ یعنی نفس در بستر عالم ماده پدید می‌آید، به عبارت دیگر وجودش از شكم مادر شروع می‌شود، ولی به حالت روحانی برای همیشه باقی است.(76) امّا مقام «نور عظمت» همان چیزی است كه پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند: «اَوَّلُ ما خََلَقَ اللهُ نُوری»؛ یعنی اوّلین چیزی كه خداوند خلق كرد، نور من بود. و در روایت دیگری، همه ائمه(ع) می‌فرمایند: «كُلُّنا واحِدٌ مِنْ نُورٍ واحِد»(77)؛ یعنی همة ما نور واحدی هستیم، و یا در روایت دیگر می‌فرمایند: «كُلُّنا مُحَمَّدٌ»؛ یعنی همة ما نور واحد و همه ما نور محمّد(ص) هستیم.(78) البته باید در فهم این مقام و فهم این روایات دقیق باشید و زحمت بكشید. و اگر متوجّه این روایات و مقامات نمی‌شوید، حداقل سكوت كنید و انكار نكنید. وقتی كسی ظرفیت درك اسرار آل‌محمّد(ص) را ندارد، نباید برای او این اسرار را گفت. مرحوم‌كلینی(رحمة‌الله‌علیه) در اصول كافی ج1ص275 آورده كه سُدَیْر گفت: من و ابوبصیر با حضرت امام‌صادق(ع) روبه‌رو شدیم در حالی كه حضرت ناراحت بودند از این ‌كه مردم گمان می‌كنند آن حضرت علم غیب دارند و فرمودند: «جز خدا هیچ‌ كس علم غیب ندارد». بعد می‌گوید به دنبال حضرت رفتیم و پرسیدیم: ولی فدای شما شویم، ما می‌دانیم كه حقّاً شما علوم بسیار فراوان دارید، حضرت فرمودند: «آری؛ آن علمی كه باعث شد آصف‌بن‌برخیا، قصر بلقیس را از یمن به خدمت حضرت سلیمان بیاورد، قطره‌ای است در مقابل اقیانوس علم ما». ولی ملاحظه می‌فرمایید كه امامان در مقابل مردم عادی كه نمی‌توانند مقام امام را درك كنند و امام را در حدّ یك بدن و یك روح می‌شناسند، هرگز از حقیقت خود سخن نمی‌گویند و حتّی نفرین هم می‌كنند بر كسی كه اَسرار آن‌ها را فاش كنند، امّا اگر افرادی را بیابند كه مستعدِ دركِ حقایق امامت باشند، پرده از اسرار خود برمی‌دارند و ما هم باید همین روش را داشته باشیم وگرنه امام‌زمان(عج) لطف خاصشان را از ما دریغ می‌كنند. گفت:
وگر از عام بترسی كه سخن فاش كنـی

سخن خاص نهان در سخن عام بگو

ور از آن نیز بترسی هِله چون مرغ چمن

دمبـدم زمــزمــة بـی‌الف و لام بگــو

نقش واسطة فیض بودن امام زمان(عج)

خدایا! برای ما روشن شده كه هر انسانی از انسان كامل انسانیت خود را می‌گیرد تا آدم شود و ما هم آمده‌ایم در زمین تا آدم شویم، پس به حقیقت امام زمانمان ما را از بهرة لازمی كه باید از امام زمانمان بگیریم، محروم مگردان.
از یك جهت خداوند نزدیك‌ترین موجود به مخلوقاتش است و خودش در آیه 186 سورة بقره به پیامبرش فرمود: اگر بندگان من از تو سراغ مرا گرفتند، «فَإنّی قَریبٌ»؛ من كه نزدیكم، و نفرمود؛ بگو من نزدیكم، یعنی حتّی بین ما و پروردگارمان، پیامبر اكرم(ص) هم از جهت وجودی فاصله نیست و لذا در هر روز صبح – در دعای عهد(79) - از خدا، كه نزدیك‌ترین وجود به ما است، تقاضا می‌كنیم كه ما را در زمرة یاران و اطرافیان و ذوب‌شدگان مولا و سیّدمان حضرت صاحب‌الزمان قرار بده، از طرف دیگر حالا اگر خواستی به قرب خاص برسی و بین تو و حضرت حق، همة حجاب‌ها كنار رود، باید از طریق ذوب‌شدن در وجود اقدس صاحب‌الزمان به چنین درجه‌ای برسی، یعنی از یك جهت خداوند را به كمك می‌گیری تا به امام زمان(عج) نزدیك شوی و از جهت دیگر امام زمان(عج) را كمك می‌گیری تا به آن قرب خاصّ الهی كه مخصوص اولیاء الهی هست دست بیابی و بهرة خاص ببری.