مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

كمال انسانی در همة ابعاد

ای خدا! اقرار می‌كنیم همچنان‌كه همه شیرینی‌ها به شكر ختم می‌شود كه عین شیرینی است و همه تری‌ها به آب ختم می‌شود كه عین تری است و تری هر چیز از آب است كه عین تری است، انسانیت هر كس، از انسان كامل است كه عین انسانیت است و آن كس كه با انسان كامل در ارتباط نیست، از انسانیت بی‌بهره است و حیوانی است با همان ادراكات و احساسات حیوانی، هر چند نام انسان بر خود نهد.
شما ببینید آیا كمالات شیعیان واقعی را در این جهان می‌توان با افراد دیگر مقایسه كرد؟ كمالات امام خمینی(رحمة‌الله‌علیه) را با چه كسی در جهان معاصر می‌توانید مقایسه كنید؟ در طول تاریخ بزرگان و علمای بسیاری بوده‌اند، حكما و عرفایی از یونان قدیم تا چین و خاور دور بوده‌ و هستند، آیا می‌شود این همه كمالاتی كه در علمای شیعة واقعی وجود دارد، در آن‌ها دید؟ ما مرتاض‌هایی را می‌بینیم كه می‌توانند از فاصلة هزاركیلومتری خبر بدهند یا از فردا و فرداهای دنیایی خبر بدهند، یا قطاری را از حركت متوقّف كنند، مكتب‌های دنیا چنین افرادی را پرورانده است، امّا آیا كمالات این‌ها اصلاً با كمالات كسانی كه سال‌ها تلاش كرده‌اند مقام امام‌زمان(عج) را درك كنند و آدم شوند، قابل مقایسه ‌است؟ این است كه مطمئن باشید بدون امام‌زمان(عج) نمی‌توان آدم شد، ولی می‌توان مرتاضی بسیار قدرتمند شد و یا می‌توان ریاضی‌دان بزرگ یا فیلسوف بزرگ شد، امّا همین مرتاض یا ریاضی‌دان و یا فیلسوف هیچ مقاومتی در مقابل كبر خود ندارد و خودشان هم خوب می‌دانند كه هیچ یك از این علوم در انسان‌شدنشان نقش حقیقی ندارد. مردم عادی فكر می‌كنند این خیلی مهم است كه كسی بتواند قطاری كه در حال حركت است، با نیروی اراده‌اش متوقّف كند. یعنی فرهنگ عوام طوری است كه مارگیران و مرتاضان و جادوگران را از پیامبران مهمتر می‌دانند و به تعبیر دیگر مارگیری و جادوگری را ارزشمندتر از پیامبری می‌پندارند. در حالی‌كه این كارها برای شیعة واقعی ارزشی ندارد، شیعه، آدم‌شدن را می‌خواهد. برای آدم‌شدن باید تمام ابعاد انسانی شما به كمال برسد و جهت صحیح پیدا كند، حتّی عاطفه‌ها و احساسات شما جهت صحیح انسانی داشته باشد. مثلاً شیعه وقتی پدرش هم رحلت كند، می‌گوید: یا حسین! و برای امام‌حسین(ع) اشك می‌ریزد. شیعه وقتی حكومتی سركار آید و ببیند شبیه حكومت امام‌زمان(عج) نیست، ‎آن حكومت را نمی‌پذیرد. هر چند آن حكومت بخواهد با دادن انواع امكانات اقتصادی و آزادی‌های جنسی او را ارضاء كند، چون شیعه به آدمیت فكر می‌كند و طالب كمال در همة ابعاد انسانی است و این شعور و توجّه را با نظر مبارك انسان كامل، یعنی امام‌زمان(عج) در خود پیدا كرده است.
حاصل معرفت و ارادت به امام‌زمان(عج) یعنی به انسان كامل، یك شعوری است فوق این شعورهایی كه سایر علوم به انسان می‌دهد، چون معرفت به انسان كامل، موجب پدید آمدن صفات و حالاتی است كه به كمك آن صفات و حالات، بندگی خداوند در انسان رشد می‌كند، در حالی‌كه با علم ریاضی و فیزیك و شیمی آن حالت حاصل نمی‌شود، به تعبیر مولوی در داستان نحوی و كشتی‌بان، علم محو چیز دیگری است و علم نحو چیز دیگر، علم محو با نظر كسی كه خود عین محوِ حضرت حق است حاصل می‌شود.

بصیرت حقیقی

ای خدای بزرگ! چشم بصیر، دنیا را متاع قلیل می‌بیند و زندگی را فرصتی برای امتحان، و بندگی را فلسفة به زمین آمدن انسان، و قیامت را منزل اصلی، و این‌ها یافت نمی‌شود مگر برای كسی كه چشم انسانی داشته باشد، و چشم انسانی با نظر و توجّه انسان كامل یعنی امام زمان(عج) بر قلب آدم‌ها ایجاد می‌شود، و این است كه رسولت(ص) در جمله‌ای پر رمز و راز فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةَ الْجاهِلِیَّة»(69). یعنی مرگ بدون توجّه به امام زمان(عج) و شناخت او، مرگی است با روح و روان جاهلیت، شبیه مردم دوران جاهلیت عرب، پس خدایا! نظر امام زمانمان را از قلب‌های ما برمگردان تا دنیا و آخرت را درست ببینیم.
خداوند در نظام هستی یك امام زمان(عج) قرار داده است و پیامبر خدا(ص) هم از وجود او خبر داد و فرمود: مردم! باید آن امام زمان را بشناسید وگرنه انسانِ جهت‌دار نخواهید بود و گرفتار پرستش بت می‌شوید و دیگر هیچ بصیرتی نخواهید داشت و به كلّی معنی زندگی را گم می‌كنید، نه معنی بودنِ در دنیا را خواهید فهمید و نه معنی رفتن از این دنیا را.
قبلاً عرض شد، حكما روشن كرده‌اند كه هر چیزی كه مقول به تشكیك باشد، از سنخ وجود است و نه از سنخ ماهیت، و انسانیت شدّت و ضعف برمی‌دارد و مقول به تشكیك است، و لذا از سنخ وجود است، مثل علم و حیات كه تشكیكی است و شدّت و ضعف برمی‌دارد، و گفتیم هر چیز كه شدّت و ضعف برمی‌دارد، یك مادون دارد و یك مافوق، و موجود مادون، وجودش را از مافوق می‌گیرد، پس انسانیت هم كه شدّت وضعف برمی‌دارد، یك مافوق دارد كه عین انسانیت یا انسان كامل است و بقیّه هر چند بهره از انسانیت دارند، از انسان كامل می‌گیرند و او دارای جمیع مراتب و مقامات انسانی به صورت تامّ و تمام است.
در مقایسه انسان كامل با انسانیت بقیّة انسان‌ها، می‌توان نور بی‌رنگ را با نور سبز مقایسه كرد؛ نورِ بی‌رنگ شدّت و ضعف برمی‌دارد، نور بی‌رنگ چه ضعیف باشد و چه شدید باشد جامع هفت نور است، در عین وحدتِ آن هفت نور در نور بی‌رنگ؛ ولی نور سبز-چه شدید باشد و چه ضعیف- یكی از هفت نوری است كه در نور بی‌رنگ هست. ارتباط با امام زمان(عج) هم در عین ارتباط ضعیف و شدید، ارتباط با وجود جامعی است كه همه كمالات انسانی را به صورت جامع دارد و مقامش مقام جامعیت اسماء الهی است، ولی حتّی ارتباط با ملائك، ارتباط با حقیقت جامع نیست، چون ملائكه(ع) هر كدام حامل یكی از اسماء الهی هستند، مثل نور سبز است. پس هر كس هر قدر هم ریاضت بكشد، اگر حاصل این ریاضاتش ارتباط با ملائكه هم بشود، به مقام جامعیت انسانی دست نمی‌یابد و همه ابعاد انسانی او به ثمر نمی‌رسد.

امام زمان(عج) حامل جمیع اسماء الهی است

خدایا! انسان كامل، خلیفه توست و همچنان‌كه خلیفه و جانشین هر سلطان به اذن سلطان درِ خزائن سلطان را می‌گشاید، مرحمتی فرما تا از طریق امام زمانمان ما به خزائن غیب تو آشنا شویم و از آن گوهرهای غیبی بی‌بهره نمانیم.
انسان كامل خلیفه خداست و قرآن در رابطه با انتخاب او به عنوان خلیفه خدا چنین فرمود كه:«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنّی جاعِلٌ فِی‌الْاَرْضِ خَلیفَةً»؛ یعنی هنگامی كه پروردگارت به ملائكه گفت: من می‌خواهم در روی زمین جانشینی قرار دهم و بالاخره می‌فرماید: «عَلَّمَ آدَمَ الْاَسْماءَ كَلَّها»، یعنی كل اسماء را به آدم تعلیم نمود، و در واقع خداوند به ملائكه نشان داد آدم ظرفیت پذیرش همة اسماء الهی را دارد. در ارتباط با این آیه، علماء به‌خصوص علامه‌طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) بحث می‌كنند كه مقام خلافت الهی، به آدمیت داده شده و خلافت، مقام آدمیت است و این مقام، یك مقام حقوقی است نه شخصی؛ یعنی تعلیم كل اسماء صرفاً برای شخص حضرت آدم(ع) نبود و ملائكه هم صرفاً مأمور سجده بر شخص حضرت آدم(ع) نبودند تا این مقام منحصر به شخص حضرت‌آدم(ع) باشد، چون شیطان نه‌تنها بر آدم سجده نكرد، بلكه دشمنی و گمراه كردن فرزندان آدم را نیز پیشه كرد؟ پس معلوم می‌شود كه فرزندان حضرت‌آدم(ع) چون در مقام آدمیت‌اند، مورد دشمنی شیطان قرار دارند(70) و شیطان هم دشمن آدمیت است، و از آن طرف، ملائكه، برعكسِ شیطان كه بر آدمیت سجده نكرد، با تمام وجود بر آدمیت سجده كردند.
سجده ملائكه بر آدم به معنی آدمیت، یعنی تواضع و تبعیت از آدم؛ یعنی ملائكه در تسخیر آدمند. نتیجه این‌كه؛ ملائكه به مقامی سجده كردند كه این مقام به طور كامل و تامّ در اختیار ائمه معصومین(ع) است و امروز امام‌ زمان(عج) صاحب آن مقام است و ملائكه تماماً فرمانبردار امام‌ زمان(عج) هستند و با توجّه به این‌كه ملائكه مبادی عالم و خزائن غیبی عالم وجود‌اند. پس متوجه می‌شویم؛ از طریق امام زمان(عج) است كه می‌توانیم با خزائن غیب الهی آشنا و مرتبط شویم و از آن گوهرهای غیبی بهره‌مند گردیم و چشم دلمان را به روی حقایق هستی باز كنیم.
ملائكه هر كدام یك بُعدی از حقایق عالم را دارا می‌باشند(71)، یكی در مقام علم است و یكی در مقام حیات است و یكی جلوة اسم مصوِّر خداونداست؛ ولی هیچ‌كدام جامع همه اسماء الهی نیستند، به همین‌جهت نمی‌توانند خلیفة خدا باشند و تمام اسماء الهی را ظهور دهند. این انسان كامل است كه جامع و مظهر همة اسمای حُسنای حق است و توان ارائة همة اسماء را دارد. انسان؛ جامع اضداد است، مثلاً صفت رحمت و خشم در انسان جمع است. خدایی كه جامع اضداد است، هم رحمت دارد و هم غضب دارد، خلیفه‌اش هم باید جامع اضداد باشد. ملائكه نمی‌توانند مظهر تمام اسماء الهی باشند، به همین جهت اگر شما بخواهید آدم شوید، كمك ملائكه كافی نیست، چراكه هر كدام از ملائكه یك بعدی و یك جهتی را دارند. آن كسی كه شما را به آدمیت می‌رساند، آدمِ كلّ است و قرآن در مورد جامعیت آدم فرمود: «عَلَّمَ آدمَ الْاَسْماءَ كُلَّها»(72) ؛ خداوند تمام اسماء را به آدم تعلیم داد، در حالی كه هر ملكی مظهر یك اسم از اسماء الهی است، حتّی ملائكة مقرّبی مثل اسرافیل و جبرائیل از این قاعده استثناء نیستند. مثلاً حضرت عزرائیل(ع) صفتِ قابض الهی را دارد، حضرت اسرافیل(ع) صفت احیاء و اِماته را دارد. امّا انسان كامل همة صفات الهی را دارد. پس اگر كسی خواست با جمیع اسماء الهی ارتباط پیدا كند و خدا را با جمیع اسماء الهی‌اش عبادت كند، باید به انسان كامل نزدیك شود كه او حامل همة اسماء الهی است و در راستای همین معرفت و شعور است كه در هر روز ماه رجب می‌خوانید: «اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ بِمَعانِی جَمیعِ ما یَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ اَمْرِكَ»؛ یعنی؛ «پروردگارا! از تو تقاضامندم به حقیقت جمیع آنچه اولیای تو، تو را به آن می‌خوانند.» یعنی حالا كه اولیاء و ائمه معصومین، تو را با تمام اسمائت می‌شناسند و تو را با همة اسمائت می‌خوانند، ما را نیز از تقاضاهایمان محروم مگردان. پس راه ارتباط واقعی با خدا، خدایی كه جامع جمیع كمالات است، ارتباط با امام زمان(عج) است، امام زمانی كه حامل جمیع اسماء الهی است.