مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

امام؛ مغز عالَم هستی است

خدایا! ما می‌دانیم جهان از حجّت خالی نمی‌ماند و انسان كامل همیشه در عالم هست و بیش از یكی هم نیست. او مغز عالم امكان است و همچنان‌كه مغز میوه، اصل میوه است، انسان كامل هم مغزِ میوه عالم هستی است و اقرار می‌كنیم در این عصر، انسان كامل حضرت مهدی(عج)، خاتم اولیاء، فرزند امام حسن عسكری(ع) است. خدایا! با لطف خودت این اقرار و شهادت را سرمایة نجات دنیا و آخرتمان بگردان.
در روایات هم آمده است كه جهان هیچ‌گاه از حجّت خالی نمی‌ماند(66) و همة اهل سنّت هم امام‌زمان(عج) را در اسلام قبول دارند و نیز در روایات اهل سنّت هست كه مهدی فرزند فاطمه است. امّا این كه مصداقش كیست و هم‌اكنون حیّ و حاضر ولی‌غایب است، این را شیعه متوجّه شده است كه حقیقت انسان هم‌اكنون باید موجود باشد و او به عنوان فرزند حضرت امام حسن عسكری(ع) متولّد شده است، نه این‌كه بعداً متولّد شود كه در بحث «نحوة ظهور حضرت‌حجّت(عج)» دلایل این موضوع بحمدلله آورده شده است و این نكتة ارزشمندی است كه باید متوجّه بود، حقیقت هرچیزی بیش از یكی نیست. به اصطلاحِ فیلسوفان «صِرْفُ الشَّیْءِ لا یَتَثَنّی وَ لا یَتَكَرََّر»؛ یعنی صرف و حقیقت هر چیز نه دو تا می‌تواند باشد و نه تكرار‌پذیر، و لذا این عقیده شیعه كه یك امام‌زمانِ حیِّ حاضر در هستی است كه حقیقت او، حقیقت همة امامان است و آن حقیقت، امروز در جمال پر جلال حضرت مهدی(عج) واقع است، عقیدة دقیق و ذی‌قیمتی است.

امام؛ قلب عالَم هستی است

خدایا! اقرار می‌كنیم كه قلب انسان، اصل انسان است و قلب، بیش از یكی نیست. انسان كامل یعنی امام‌زمان(عج)، قلب عالم است،(67) و همچنان‌كه قلب، مركز احساسات و شعور آدمی است، امام‌زمان(عج) شعور كلّ عالم هستی است و همچنان‌كه انسان هر چه دارد در رابطه با قلبش دارد، ما هر چه از انسانیت بهره داریم، در رابطه با امام زمانمان خواهیم داشت.
چون همان‌طور كه عرض شد؛ اگر كسی شیرینی بخواهد، باید از عین شیرینی كه شكر است بگیرد. پس اگر كسی انسانیت بخواهد، باید انسانیت را از طریق ارتباط و توجّه به عین‌الانسان بگیرد، چراكه هر لطفی از الطاف خدا، مسیر خاصّ خودش را دارد، یعنی همان‌طور كه شیرینی از طریق خاصّ خودش كه شكر است به ما می‌رسد، انسانیت هم از طریق خاصّ خودش كه عین‌الانسان است به ما می‌رسد و برای همین هم همیشه جهان دارای حجّت‌الله است تا در هیچ زمانی انسان از گرفتن كمال انسانی از مسیر خاصّ خود محروم نباشد و پس از دقت كامل نسبت به این نكته و این‌كه متوجه طریق خاص انسانیت انسان‌ها باید بود، نظر شما را به فراز بعدی جلب می‌كنیم كه می‌گوید:
ای خدای بزرگ! شهادت می‌دهیم انسان خلاصه كائنات و میوه درخت عالم وجود است و انسان كامل یعنی امام زمان(عج)، زبده و اصل و گوهر آدمیت است و انسانیت انسان‌ها همه در تحت قبضة انسان كامل است، زیرا كه او واسطة فیض بین خدا و خلق است و آدمیّت ما از انسان كامل سیراب می‌شود، همچنان‌كه بدنمان از طبیعت فربه می‌گردد.
گفتیم انسانیت انسان‌ها در قبضة امام‌زمان(عج) است و نه وجود انسان‌ها. وجود ما و وجود امام(ع) و همة موجودات دراثر فیض حق‌تعالی موجود است، چون او وجود مطلق است. امّا خداوند، امام‌زمان(عج) را واسطة فیض قرار داده است و به ما هم فرموده است: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوااللهَ وَ ابْتَغُوا اِلَیْهِ الْوَسیلَة»(68) ؛ یعنی ای مؤمنان! تقوایِ الهی پیشه كنید و در راستای به دست آوردن تقوای الهی، به دنبال وسیله و واسطه‌های آن تقوا باشید. آری خدا آب را وسیلة سیراب كردن ما قرار داده است، حالا برای آدم شدن ما امام‌زمان(عج)، یعنی انسان كامل را وسیله قرار داده است، پس باید او را و مقام امامت او را شناخت‌ و به او عشق ورزید، چراكه شایستة عشق‌ورزیدن است و او منِ كامل ما انسان‌ها است و همان‌طور كه وجود ما به واسطة وجود مطلق حق، موجود می‌شود، انسانیت ما نیز به واسطة وجود عین‌الانسان، یعنی امام‌زمان(عج) موجود می‌گردد.

كمال انسانی در همة ابعاد

ای خدا! اقرار می‌كنیم همچنان‌كه همه شیرینی‌ها به شكر ختم می‌شود كه عین شیرینی است و همه تری‌ها به آب ختم می‌شود كه عین تری است و تری هر چیز از آب است كه عین تری است، انسانیت هر كس، از انسان كامل است كه عین انسانیت است و آن كس كه با انسان كامل در ارتباط نیست، از انسانیت بی‌بهره است و حیوانی است با همان ادراكات و احساسات حیوانی، هر چند نام انسان بر خود نهد.
شما ببینید آیا كمالات شیعیان واقعی را در این جهان می‌توان با افراد دیگر مقایسه كرد؟ كمالات امام خمینی(رحمة‌الله‌علیه) را با چه كسی در جهان معاصر می‌توانید مقایسه كنید؟ در طول تاریخ بزرگان و علمای بسیاری بوده‌اند، حكما و عرفایی از یونان قدیم تا چین و خاور دور بوده‌ و هستند، آیا می‌شود این همه كمالاتی كه در علمای شیعة واقعی وجود دارد، در آن‌ها دید؟ ما مرتاض‌هایی را می‌بینیم كه می‌توانند از فاصلة هزاركیلومتری خبر بدهند یا از فردا و فرداهای دنیایی خبر بدهند، یا قطاری را از حركت متوقّف كنند، مكتب‌های دنیا چنین افرادی را پرورانده است، امّا آیا كمالات این‌ها اصلاً با كمالات كسانی كه سال‌ها تلاش كرده‌اند مقام امام‌زمان(عج) را درك كنند و آدم شوند، قابل مقایسه ‌است؟ این است كه مطمئن باشید بدون امام‌زمان(عج) نمی‌توان آدم شد، ولی می‌توان مرتاضی بسیار قدرتمند شد و یا می‌توان ریاضی‌دان بزرگ یا فیلسوف بزرگ شد، امّا همین مرتاض یا ریاضی‌دان و یا فیلسوف هیچ مقاومتی در مقابل كبر خود ندارد و خودشان هم خوب می‌دانند كه هیچ یك از این علوم در انسان‌شدنشان نقش حقیقی ندارد. مردم عادی فكر می‌كنند این خیلی مهم است كه كسی بتواند قطاری كه در حال حركت است، با نیروی اراده‌اش متوقّف كند. یعنی فرهنگ عوام طوری است كه مارگیران و مرتاضان و جادوگران را از پیامبران مهمتر می‌دانند و به تعبیر دیگر مارگیری و جادوگری را ارزشمندتر از پیامبری می‌پندارند. در حالی‌كه این كارها برای شیعة واقعی ارزشی ندارد، شیعه، آدم‌شدن را می‌خواهد. برای آدم‌شدن باید تمام ابعاد انسانی شما به كمال برسد و جهت صحیح پیدا كند، حتّی عاطفه‌ها و احساسات شما جهت صحیح انسانی داشته باشد. مثلاً شیعه وقتی پدرش هم رحلت كند، می‌گوید: یا حسین! و برای امام‌حسین(ع) اشك می‌ریزد. شیعه وقتی حكومتی سركار آید و ببیند شبیه حكومت امام‌زمان(عج) نیست، ‎آن حكومت را نمی‌پذیرد. هر چند آن حكومت بخواهد با دادن انواع امكانات اقتصادی و آزادی‌های جنسی او را ارضاء كند، چون شیعه به آدمیت فكر می‌كند و طالب كمال در همة ابعاد انسانی است و این شعور و توجّه را با نظر مبارك انسان كامل، یعنی امام‌زمان(عج) در خود پیدا كرده است.
حاصل معرفت و ارادت به امام‌زمان(عج) یعنی به انسان كامل، یك شعوری است فوق این شعورهایی كه سایر علوم به انسان می‌دهد، چون معرفت به انسان كامل، موجب پدید آمدن صفات و حالاتی است كه به كمك آن صفات و حالات، بندگی خداوند در انسان رشد می‌كند، در حالی‌كه با علم ریاضی و فیزیك و شیمی آن حالت حاصل نمی‌شود، به تعبیر مولوی در داستان نحوی و كشتی‌بان، علم محو چیز دیگری است و علم نحو چیز دیگر، علم محو با نظر كسی كه خود عین محوِ حضرت حق است حاصل می‌شود.