مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

امام، مظهر ولایت تشریعی و تكوینی خداوند

نكته دوم این است كه یكی از ویژگی‌های امام معصوم، علاوه بر هدایت تشریعی، توانایی هدایت باطنی یا هدایت به امر است. خداوند در آیه 73 سوره انبیاء دربارة فرزندانِ معصومِ حضرت‌ابراهیم(ع) می‌فرماید: «وَ جَعَلْناهُمْ اَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا»؛ یعنی ما آن‌ها را امامانی قرار دادیم تا به«امر» ما هدایت كنند. علّامه طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) در المیزان می‌فرمایند: مقام «امر»، مقام كن‌فیكون است، چون خدا در آیه 82 سوره یس می‌فرماید: «انَِّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَیْئاً اَنْ یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُون»؛ یعنی امرِ خدا این‌گونه است كه هر گاه چیزی را اراده كرد كه بشود، مثل این است كه بگوید: ایجاد شو و ایجاد می‌شود. با توجّه به این دو آیه كه یك‌جا می‌گوید: امام هدایت به «امر» می‌كند و یك‌جا می‌گوید: امر خدا این است كه اگر بخواهد چیزی بشود، مثل این است كه بگوید بشو و می‌شود. علّامه طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) می‌گوید: مقام امام در هدایت انسان‌ها، مقام كن فیكون یعنی مقام تحقّق و ایجادِ بدون زمان است. همان‌طور كه در آیه 54 سوره اعراف می‌فرماید: «اَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ»؛ یعنی خداوند را هم ایجاد زمانمند هست كه به آن «خلق» گویند و هم ایجاد بی‌زمان كه به آن «امر» گویند. امام هم كه خلیفة خداست، مظهر «خلق» و «امر» خداست، یعنی هم ولایت تشریعی دارد و هم هدایت به امر یا هدایت تكوینی دارد. هم شریعت خدا را برای شما تبیین می‌كند، هم با نظر به جان شما، جانتان را با تجلّی فیض‌های الهی تغییر می‌دهد. حالا شما در دوران غیبت امام به یك اعتبار از هیچ‌كدام محروم نیستید، چون یازده امام معصوم دین را برای شما تبیین كردند و هدایت تشریعیِ الهی را برای شما روشن نمودند و هدایت‌های غیبی و باطنی هم كه لازمه‌اش توجّه امام‌زمان(عج) به قلب شماست كه همین حالا توسط امام غایبِ حیّ حاضر انجام شدنی است. لذا شما از وجود غیبی امام از طریق بُعد غیبی خودتان می‌توانید مدد بگیرید. البته بُعد غیبی شما باید نورانی شود تا با غیب كلِ در مقام انسانی، مرتبط شود.
این كه شنیده‌اید در هر زمانی رضایت امام‌زمان(عج) باعث می‌شود كه الطاف غیبی الهی به ما برسد، به دلیل این است كه امام‌زمان(عج) همین كه به قلب ما نظر بفرمایند، ما را از هدایت باطنی برخوردار می‌كنند. در شرح حال ابراهیم اَدهم كه گویا در خدمت امام‌سجّاد(ع) یا امام‌محمّد باقر(ع) بوده، آمده است كه: روزی امام دست مباركشان را بر شانة او گذاشتند و فرمودند بگو: «لا اِلهَ اِلاّ الله». او هم می‌گوید: «لا اِلهَ اِلاّ الله». می‌گوید: قبل از این من بارها «لا اِلهَ اِلاّ الله» گفته بودم، ولی وقتی به مدد امام(ع) آن كلمة طیبه را گفتم، دنیا برایم عوض شد و معنی این ذكر برایم چیز دیگری شد. منظور از نقل این واقعه، روشن نمودن نحوة تصرّف باطنی امام(ع) است. حالا بهره گرفتن از این نحوة تصرّفِ باطنی با غیبت وجود مقدّس امام‌زمان(عج) از صحنة زندگی شیعیانِ طالب آن حضرت، باز ممكن است، همّت می‌خواهد تا شیعیان بتوانند از آن تصرفات مبارك استفاده كنند.

انسانیت، یك حقیقت وجودی است

باز نكته‌ای را كه قبلاً متذكر شده‌ام به یادتان می‌آورم تا بتوانم بحث را ادامه دهم. سؤال من این است كه از نظر شما انسانیت چیست؟ آیا ظاهر جسمانی شما انسانیت شماست؟ یا انسانیت حقیقتی است كه به اصطلاح فلاسفه «مَقُولِ به تشكیك» است؟ یعنی وجودی است كه شدّت و ضعف دارد، مثل نور كه شدّت و ضعف دارد. در جای خود ثابت شده است، چیزی كه شدّت و ضعف‌بردار است، حقیقت دارد، ولی چیزی كه شدّت و ضعف‌بردار نیست، مثل آجر و دیوار كه دارای شدّت و ضعف نیستند، اعتباری است و حقیقتی ندارد. فیلسوفان می‌‌گویند: هر چیزی كه تشكیك‌بردار است، از سنخ وجود است و هر چیزی كه تشكیك‌بردار نیست، از سنخ ماهیت است. ماهیت هم كه امر عدمی است. به عنوان مثال؛ علم یك حقیقت وجودی است،به همین جهت تشكیك‌‌بردار است، یعنی شدّت و ضعف‌بردار است و لذا می‌توان گفت این شخصْ عالم‌تر از آن شخص است و هر چیزی كه تشكیك‌بردار است، یك مقام مطلق و یا شدّیت محض دارد، مثل «علم» كه یك مطلق دارد كه همان علم خداوند است، ولی نمی‌توان گفت این دیوار، دیوارتر از آن دیوار است، چون از سنخ وجود نیست. انسانیت نیز یك حقیقت وجودی است و لذا شدّت و ضعف پیدا می‌كند، یعنی می‌توان گفت انسانیت این شخص بیشتر از دیگری است. كامل‌ترین مرتبة انسانیت را انسان كامل یا كلُّ‌الانسان یا كون جامع و در زبان دین، امام‌زمان(عج) می‌گویند.

هیچ عمل خیری بدون امام پذیرفته نیست

متوجه هستید كه كلّ انسانیت، عین انسانیت است، مثل كلّ شیرینی كه «عین شیرینی» یا شكر است و هر شیرینی به هر چیز برسد، ریشه در «عین شیرینی» دارد. لذا هر مرتبه از انسانیت هم به هر كس برسد، از عین انسانیت می‌رسد. امام زمان(عج)، عین انسانیت است، پس كسی كه از نظر و توجّه امام زمان(عج) به قلبش محروم است، از انسانیت محروم است، هر چند در ظاهر مؤدّب و منظّم و مرتّب به آداب انسانی باشد، ولی او حیوان مؤدّبی است در ظاهری انسانی، چون هیچ یك از حركات و افعالش با پشتوانة انسانیت انجام نمی‌گیرد. بعضی‌ها یك گرگ منظم‌اند، مثل آمریكا كه گرگ دوره‌دیده است. انگلیسی‌ها مشهور به منظّم بودن هستند، امّا برای چه هدفی؟ برای این‌كه آدم شوند یا برای این‌كه دنیا را بیشتر بخورند و یا مثل یك خوكِ منظّم شهوترانی كنند؟ پس كاملاً عنایت داشته باشید كه آدم‌شدن، فقط در ارتباط با انسان‌ كامل به دست می‌آید، همچنان‌كه هر شیرینی با ارتباط با عین شیرینی برای هر چیزی كه بخواهد شیرین باشد، حاصل می‌شود. آن نوع مؤدب شدنِ حیوانی خیلی فرق می‌كند با آدم‌شدنی كه شیعه به دنبال آن است. مبانی اعتقادی شیعه بالاتر از این حرف‌هاست كه شما نظم اروپاییان را بخواهید با نظم اهل تقوا یكسان بپندارید. روح نظم اروپایی، دنیای بیشتر داشتن است و روح نظم اهل تقوا قرب الهی پیدا كردن است از طریق ارتباط با انسان كامل، هر چند ممكن است در ظاهر هر دو نظم، یكسان باشد، ولی یكی در یك انضباط جهت‌دار قرار دارد و به انسان‌شدن فكر می‌كند و دیگری به دنیای بیشتر دل‌بسته است و خود را مجهّز می‌كند برای هر چه بیشتر از دنیا لذّت بردن و دیگر هیچ.
اگر امام‌زمان(عج) به كسی نظر كردند زندگی او عوض می‌شود، یعنی آدم می‌شود، یعنی حركات و سكناتش انسانی می‌گردد. به عنوان مثال؛ خیلی از انسان‌ها دل‌رحم هستند و وقتی كودك فقیر گرسنة یتیمی را می‌بینند، دلشان به رحم می‌آید و حاضرند برای او مقداری پول هم خرج كنند. حالا سؤال این است كه چرا این كارها را می‌كنند؟ برای رضای خدا، یا برای این‌كه وجدانشان راحت شود؟ اگر برای قرب به خدا این كارها را می‌كند، این شخص آدم است و با این‌كار آدمیت خود را تكرار و تقویت و تشدید می‌كند. امّا اگر دلش می‌سوزد و صرفاً از سر ترحّم این كارها را می‌كند، او مثل بعضی از حیوانات است كه دارای ترحّم هستند. یعنی اگر اخلاق و اعمال ما زیر پرتو نور انسانیت نباشد، در اسلام پذیرفته نیست. معلوم است كه اگر آتشی به دست شما برسد سریعاً آن را دفع می‌كنید. حالا اگر منظره‌ای را ببینید كه دلتان بسوزد، سریعاً برای رفع این دل سوختن ، كاری می‌كنید كه دلتان نسوزد؛ مثلاً پولی به فقیر می‌دهید تا دل خودتان نسوزد، یعنی شما برای دل خودتان كمكی به فقیر كرده‌اید و این یك ترحّم صرفاً عاطفی است.
اگر می‌خواهید آدم شوید، باید در نظم دینی كار كنید. هر وقت بر اساس نظم و دستورات دینی كارهایتان را انجام دادید، همان كارهای هر چند كوچك، شما را در انسانیت شدید می‌كند و از حیوان‌شدن نجات می‌دهد، ولی كارهای بزرگ شما اگر در زیر سایه دین نباشد هیچ بركتی ندارد. فقط خوشحال‌اید كه كار خیری انجام داده‌اید و از فشار وجدان راحت شده‌اید و این كار غیر از این است كه زیر نظر دستورات جامع یك دین الهی عمل كنید. ممكن است بر اساس دستورات دین، همان كار را بكنید كه یك انسانِ صرفاً عاطفی انجام داد، ولی در شرایط تبعیت از دین، عاطفه را در یك دستگاه وسیع انسانی سازماندهی كرده‌اید و نتیجه‌اش رشد همه ابعاد انسانی شما خواهد شد و به انسان كامل نزدیك می‌شوید و آمادة ارتباط با امام زمانتان می‌‌گردید.