مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

باید فراتر از عصر فكر كرد

اگر پذیرفتید که ستم باید باشد و اگر به حکومت جهانی توحیدی فکر نکردید، قرآن و روایات را در خدمت توجیه حاکمیت ستم قرار می‌دهید، در حالی كه باید فراتر از عصر فکر کرد. شما ببینید چه کسانی بودند که از پیروزی انقلاب اسلامی ‌شوکه نشدند؟ آنهایی که به بعد از انقلاب اسلامی فکر می‌کردند.
من گاهی آدم‌هایی را می‌دیدم که حسرت دوراندیشی و تیزبینی‌ آنها را می‌خوردم. مثلا امثال شهیدبهشتی(رحمة‌الله‌علیه) واقعاً یک آدم‌های عجیبی بودند؛ همیشه می‌دانستند که خدا برای بعد، یک ذخیره ای برایشان گذاشته است و به آن فکر می‌کردند و همیشه هم می‌دیدید که موفق بودند. مسئله جنگ، در ابتدا به ‌قدری وحشتناک بود که همه می‌گفتند: همه چیز رفت! امام(رحمة‌الله‌علیه) همان شب اول - که در بیمارستان قلب بستری بودند- فرمودند: یک دیوانه‌ای آمده و سنگی انداخته و فرار کرده است؛ کسی که در جریان بود ولی ایمان نداشت، می‌گفت: حاج آقا را نگاه کن! عراقی‌ها آمده‌اند وفرودگاه مهرآباد را هم زده و رفته‌اند، آقا می‌گوید دیوانه‌ای آمده سنگی انداخته و رفته است. حالا کدامشان درست می‌گفتند و می‌گویند؟ آن روشنفکرانی که بعد را نمی‌بینند و ظاهر قضیه را می‌بینند و می‌گفتند چیزی نماند، یا كسانی كه همواره متوجه آن آیندة امیدبخش برای زندگی دینی هستند؟
این است که نگاه به نهضت امام زمان(عج) یعنی باید همیشه به فراتر از عصر و زمانه فکر کنیم و افراد پیروز هم همیشه این دسته از افرادند. شما ببینید گاهی جوّ كلی مردم می‌گوید که دیگر فایده ندارد، کسی دیگر به روحانیت اعتنایی نمی‌كند و اسلام هم رفت... . مطمئن باشید اگر این‌ها فكر خود را تغییر ندهند، در زندگی به گمراهی می‌افتند؛ چون گرفتار جوّ موجود می‌شوند. اما اگر کسی متوجه باشد که نه؛ جریان چیز دیگری است و فراتر از عصر، فکر کند، این فرد چیزهای دیگری می‌بیند.

ما در كجای تاریخ ایستاده‌ایم؟

كسی‌که به انقلاب جهانی نمی‌اندیشد، دنبال رنگ و لعاب دادن به وضع موجود است و لذا قرآن را در خدمت اهداف لیبرال دموکراسی قرار می‌دهد و می‌خواهد از قرآن، فرهنگ غرب را استخراج کند و همین باعث می‌شود حتی انقلابیونی که انقلاب اسلامی کردند، ولی به انقلاب جهانی امام زمان(عج) فکر نمی‌کنند، خودشان آفت زده شوند.
باور کنید بعضی از همین انقلابیون دیروز، روسیاه شدند؛ تا دیروز اهل جنگ و جبهه و مبارزه بودند، ولی الآن به طور وحشتناکی خراب شده اند. چون نتوانستند ادامه این انقلاب را بفهمند. چون نفهمیدند این انقلاب آمده است كه وضع موجود جهان را نفی كند. این‌ها می‌خواستند ما یك هلند و ژاپن بشویم.
پس عرضم این‌جاست که حالا شما با سه گروه در دنیا روبه‌رو هستید: یک گروه که هیچ تعهدی سرشان نمی‌شود؛ به یک نفر گفتند که آقا این هندوانه که می‌خوری حرام است، گفته بود من برای خنکی اش می‌خورم! یعنی این‌که من اصلاً نمی‌فهمم حرام و حلال یعنی چه. این‌ها نه آتشی‌اند که جایی را بسوزانند و نه آبی که جایی را تر کنند، تعدادشان هم خیلی زیاد است. در انقلاب جهانی امام‌زمان(عج) این‌ها تفاله هستند. بحث ما روی دو گروه دیگر است. عده‌ای؛ هم معتقد به اسلام‌اند و هم به‌واقع متوجه «توحید نهایی آخرالزمان»اند؛ یك عده هم در این وسط، معتقد متوسط‌اند که باید اینها بیدار شوند. در جامعه جهانی امروز، كسانی هستند که واقعاً آماده‌اند، تعهد دارند ولی جهت ندارند. ما باید انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) را در جهان مطرح کنیم و روی آن بایستیم و بحث کنیم تا یک بیداری عمومی در جهان در این سطح به‌وجود بیاید. ما دلیل‌های روایی، فلسفی، عرفانیِ فوق‌العاده منطقی و روشن و امیدبخش برای این مطلب داریم و این معتقدین متوسط می‌توانند برای ظهور حضرت آماده شوند، و اگر ما جایگاه تاریخی خود را در این برهه از زمان درست بشناسیم، به انكشاف آن حقیقت بزرگ كمك كرده‌ایم.

عالَم امام زمان(ع) یا اوضاع عالم، پس از ظهور

آخرین نکته‌ای که می‌خواهم بحث کنم این است که شرایط ظهور امام زمان(عج) چیست که این‌قدر باید روی آن وقت گذاشت. مثالی می‌زنم: شما ببینید که عرفا این‌قدر سختی می‌کشند که حالشان، حال توحیدی شود. حال توحیدی حال عجیبی است؛ یعنی ابزارهای دنیا برایش ساده و سهل می‌شود. مثلاً در مورد رزق می‌داند که رزّاق، خداست. تلاشش را می‌کند ولی دنبال رزق نمی‌دود، قدرت به دست می‌آورد ولی امید به قدرتش ندارد ... . این‌ها یک حال معنوی فردی است. چرا به این حالت رسیده است؟ چون قلبش توحیدی شده است. عالَم امام‌زمان(عج) که نور امام در آن عالَم می‌آید، عالم دیگری است. الآن نصف بیشتر مشکلات ما مگر جز این‌است که عده‌ای را حرص گرفته و به جای این‌که با یک درآمد ساده و یک خانه مكفی بسازند، با چند تا حقوق و چند تا خانه به‌سر می‌برند؟ و نتیجه‌اش هم این می‌شود كه می‌بینیم بعضی از جوان‌ها خانه ندارند. همان‌طور كه برای قلب توحیدی شده، ابزارهای دنیا ساده می‌شود و دیگر حرص و ولع در آن قلب جایی ندارد، در جامعة توحیدی امام ‌زمان(عج)، حالت جامعه، مثل حالت قلبِ یك عارف كامل می‌شود. همچنان كه ظهور حضرت ‌حجت(عج) در قلب عارف یكی از مراتب ظهور آن حضرت است، ظهور آن حضرت هم در جامعه شایستة ظهور حضرت یكی از مراتب ظهور آن حضرت است.
در رابطه با ظهور آن حضرت در قلب عارف، جناب حافظ در تنها غزلی كه نام حضرت‌مهدی(عج) را برده است، می‌گوید:
بیا كه رایت منصورِ پادشاه رسید

نوید‌فتح وبشارت‌به‌مهر وماه‌رسید

جمال‌بخت‌زروی‌‌ظفرنقاب‌انداخت

كمال عدل به فریادِ دادخواه رسیـد

یعنی حالا كه قلب آماده شد كه آن حضرت در آن ظهور كند، حجاب عقب رفت و عدل مهدی(ع) به فریاد دل عارف رسید.
سپهرْ دورخوش‌اكنون‌كند، كه‌ماه‌آمد

جهان‌به كام‌دل‌اكنون‌رسد، كه شاه‌رسید

چون آرزوی دل هر عارف باللّهی همین ظهور است، و لذا دیگر هستی مسیرش، مسیر خوشی خواهد بود.
ز قاطعان‌طریق این‌زمان‌شوند‌ایمن

قوافل ‌دل ودانش،كه مرد راه رسید

دیگر با ظهور نور مهدی(عج) در دل عارف، شیاطین كه دزدان راه‌زن و قاطعان طریق‌اند، از صحنه خارج خواهند شد.
عزیز مصر به‌رغم برادران غیور

ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید

تلاش میل‌های شیطانی كه مانع ظهور حضرت بر قلب‌ها بود، از قعر چاه بیرون آمد، همه حیله‌ها خنثی شد و آن عزیز ظهور كرد.
كجاست صوفی دجّالْ فعلِ ملحد شكل

بگو بسوز كه مهدیّ دین‌پناه رسید

دیگر در این حالت همة افكار غلطِ به ظاهر دینی و همة عقاید باطلِ در لباس دین بر باد رفت، چون نور مهدی(عج) كه نمایش كامل دین و دین‌داری است تجلّی یافت.
صبا‌بگوكه‌چه‌هابرسرم‌دراین‌غم‌عشق

زآتش دل سوزان و دود آه رسید

یعنی ارزان نبود این ظهور، بسیار در آتش فراق سوختم تا چنین ظهوری واقع شد.
زشوق ‌روی‌تو‌شاها‌بدین ‌اسیرِفراق

همان‌رسیدكزآتش‌به‌برگ‌كاه‌رسید

همة هستی‌ام سوخت تا تو را یافتم، در اسارت فراق تو سعی كردم جز به فكر تو به فكر هیچ چیز نباشم تا این دیدار حاصل شد.
مرو بخواب كه حافظ به بارگاه قبول

ز وِرد نیم شب و درس صبحگاه رسید

جامعه‌ای هم كه شایستة این حالات شود، شایستة ظهور «مهدیّ دین‌پناه» خواهد شد. إن‌شاءالله