مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

صورت خدایی آینده جهان

وقتی ما پذیرفتیم که تئوریسین‌های فرهنگ جهان مدرن، بی‌ریشه‌اند، دیگر مأیوس نمی‌شویم و همین که یأسِ ما از بین رفت، خیلی از کارها درست می‌شود. اگر به انقلاب جهانی‌ای که صورت خدایی به جهان می‌دهد فکر نشود، دین و اعمال دینی، وسیله‌ای می‌شود برای ارضای نفس امّاره؛ چون امید به بی‌ریشه بودن فاسدان از بین می‌رود.
ما الحمدلله دلمان خیلی امن است که این فسادها هر چه زورشان بیشتر شود، بی‌ریشه بودنشان بیشتر آشكار می‌شود. و چنین عقیده‌ای است که از آن کار می‌آید و ستمگران دنیا نگران همین عقیده‌اند. این‌ها که از آن چهار تا روشنفکری که نماز می‌خوانند و می‌گویند؛ آمریکا و صهیونیسم هم برای خود اصالت دارند نگران نیستند! نگرانی آنها از عقیده‌ای است که بگوید کل نظام ستم بی‌ریشه است. لذا اگرکسی معتقد به انقلاب جهانی نباشد، فساد را می‌پذیرد؛ نه این‌که بگوید من می‌خواهم فاسد باشم، بلکه می‌گوید این فساد باید باشد و کاری نمی‌شود با آن کرد، و وسیله‌ای برای حق جلوه‌دادن آن می‌جوید و آیه و روایت پیدا می‌كند تا نظام لیبرال دموكراسی را اسلامی جلوه دهد. (این دیگر وحشتناک است!)
قبل از انقلاب آدم‌های مؤمنِ طاغوتی با نیروهای مذهبی انقلابی بحث و دعوا می‌کردند که چرا با شاه مبارزه می‌کنید؟ و از آیات قرآن دلیل می‌آوردند که شاه خوب است و باید باشد. یعنی قرآن؛ وسیلة تحقق حقّانیت شاه شده بود! چرا اینها به این وضع افتاده بودند؟ چون پذیرفته بودند که شاه که نمی‌شود برود، پس باید باشد و حالا که باید باشد ، باید راهی پیدا کنیم که بودنش را شرعی کنیم. مثلاً روایت می‌آوردند- روایت درستی هم هست- که امیرالمؤمنین(ع) فرموده‌اند: «لابُدَّ لِلنّاس مِن امیرٍ بِرٍّ اَوْ فاجِرٍ»(53) یعنی جامعه نیاز به حاكم دارد، چه آن حاكم نیكوكار باشد و چه گناهكار. پس طبق این روایت اشکالی ندارد که امیری فاجر حاكم باشد در حالی‌كه حضرت می‌فرمایند: جامعه حاکم می‌خواهد، نه این‌که حاکم فاجر را تأیید کنند، بلكه جواب آنها را می‌دهند كه می‌گویند اصلاً جامعه نیاز به حاكمیت ندارد. ولی این‌ها همه چیز را رها کرده و برای توجیه حاكمیت شاه ظالم این روایت را پیدا کرده بودند. این را به عنوان مثال عرض كردم كه اگر كسی معتقد به نظام جهانی اسلام نباشد، گرفتار چه توجیهاتی می‌شود.

باید فراتر از عصر فكر كرد

اگر پذیرفتید که ستم باید باشد و اگر به حکومت جهانی توحیدی فکر نکردید، قرآن و روایات را در خدمت توجیه حاکمیت ستم قرار می‌دهید، در حالی كه باید فراتر از عصر فکر کرد. شما ببینید چه کسانی بودند که از پیروزی انقلاب اسلامی ‌شوکه نشدند؟ آنهایی که به بعد از انقلاب اسلامی فکر می‌کردند.
من گاهی آدم‌هایی را می‌دیدم که حسرت دوراندیشی و تیزبینی‌ آنها را می‌خوردم. مثلا امثال شهیدبهشتی(رحمة‌الله‌علیه) واقعاً یک آدم‌های عجیبی بودند؛ همیشه می‌دانستند که خدا برای بعد، یک ذخیره ای برایشان گذاشته است و به آن فکر می‌کردند و همیشه هم می‌دیدید که موفق بودند. مسئله جنگ، در ابتدا به ‌قدری وحشتناک بود که همه می‌گفتند: همه چیز رفت! امام(رحمة‌الله‌علیه) همان شب اول - که در بیمارستان قلب بستری بودند- فرمودند: یک دیوانه‌ای آمده و سنگی انداخته و فرار کرده است؛ کسی که در جریان بود ولی ایمان نداشت، می‌گفت: حاج آقا را نگاه کن! عراقی‌ها آمده‌اند وفرودگاه مهرآباد را هم زده و رفته‌اند، آقا می‌گوید دیوانه‌ای آمده سنگی انداخته و رفته است. حالا کدامشان درست می‌گفتند و می‌گویند؟ آن روشنفکرانی که بعد را نمی‌بینند و ظاهر قضیه را می‌بینند و می‌گفتند چیزی نماند، یا كسانی كه همواره متوجه آن آیندة امیدبخش برای زندگی دینی هستند؟
این است که نگاه به نهضت امام زمان(عج) یعنی باید همیشه به فراتر از عصر و زمانه فکر کنیم و افراد پیروز هم همیشه این دسته از افرادند. شما ببینید گاهی جوّ كلی مردم می‌گوید که دیگر فایده ندارد، کسی دیگر به روحانیت اعتنایی نمی‌كند و اسلام هم رفت... . مطمئن باشید اگر این‌ها فكر خود را تغییر ندهند، در زندگی به گمراهی می‌افتند؛ چون گرفتار جوّ موجود می‌شوند. اما اگر کسی متوجه باشد که نه؛ جریان چیز دیگری است و فراتر از عصر، فکر کند، این فرد چیزهای دیگری می‌بیند.

ما در كجای تاریخ ایستاده‌ایم؟

كسی‌که به انقلاب جهانی نمی‌اندیشد، دنبال رنگ و لعاب دادن به وضع موجود است و لذا قرآن را در خدمت اهداف لیبرال دموکراسی قرار می‌دهد و می‌خواهد از قرآن، فرهنگ غرب را استخراج کند و همین باعث می‌شود حتی انقلابیونی که انقلاب اسلامی کردند، ولی به انقلاب جهانی امام زمان(عج) فکر نمی‌کنند، خودشان آفت زده شوند.
باور کنید بعضی از همین انقلابیون دیروز، روسیاه شدند؛ تا دیروز اهل جنگ و جبهه و مبارزه بودند، ولی الآن به طور وحشتناکی خراب شده اند. چون نتوانستند ادامه این انقلاب را بفهمند. چون نفهمیدند این انقلاب آمده است كه وضع موجود جهان را نفی كند. این‌ها می‌خواستند ما یك هلند و ژاپن بشویم.
پس عرضم این‌جاست که حالا شما با سه گروه در دنیا روبه‌رو هستید: یک گروه که هیچ تعهدی سرشان نمی‌شود؛ به یک نفر گفتند که آقا این هندوانه که می‌خوری حرام است، گفته بود من برای خنکی اش می‌خورم! یعنی این‌که من اصلاً نمی‌فهمم حرام و حلال یعنی چه. این‌ها نه آتشی‌اند که جایی را بسوزانند و نه آبی که جایی را تر کنند، تعدادشان هم خیلی زیاد است. در انقلاب جهانی امام‌زمان(عج) این‌ها تفاله هستند. بحث ما روی دو گروه دیگر است. عده‌ای؛ هم معتقد به اسلام‌اند و هم به‌واقع متوجه «توحید نهایی آخرالزمان»اند؛ یك عده هم در این وسط، معتقد متوسط‌اند که باید اینها بیدار شوند. در جامعه جهانی امروز، كسانی هستند که واقعاً آماده‌اند، تعهد دارند ولی جهت ندارند. ما باید انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) را در جهان مطرح کنیم و روی آن بایستیم و بحث کنیم تا یک بیداری عمومی در جهان در این سطح به‌وجود بیاید. ما دلیل‌های روایی، فلسفی، عرفانیِ فوق‌العاده منطقی و روشن و امیدبخش برای این مطلب داریم و این معتقدین متوسط می‌توانند برای ظهور حضرت آماده شوند، و اگر ما جایگاه تاریخی خود را در این برهه از زمان درست بشناسیم، به انكشاف آن حقیقت بزرگ كمك كرده‌ایم.