مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

عوامل رفع حجاب

اگر إن‌شاءالله این مقدماتی را كه عرض كردیم؛ آرام‌آرام نتیجه بدهد و متوجه نظام عالم بقیة‌الله بشویم، خود این توجه، باعث رفع حجاب ظهور حضرت بقیة‌الله می‌شود. اگر مردم کمی همت کنند و برسند به حالتی که فقط بقیةالله‌الاعظم می‌خواهند و چاره دردشان از اول تاریخ تا حال او بوده است، جامعه خیلی زیبا می‌شود. یک‌مرتبه می‌بینند به‌شدت زمینة ظهور فراهم شده است و یک‌دفعه ظهور واقع می‌شود. شما دیدید همین‌كه آرام‌آرام ملت ایران رسیدند به این‌كه شاه نمی‌خواهند، یك‌مرتبه با نظام جمهوری اسلامی روبه‌رو شدند.

دو نوع دینداری در زمان غیبت

حالا چطور می‌شود که غیبت بقیةالله(عج) شدید می‌شود و چکار کنیم که این غیبت ضعیف شود و ظهور واقع شود؟
غفلت از فرهنگ انتظار و غفلت از آماده شدن برای انقلاب جهانی باعث می‌شود که نه قرآن به درد ما بخورد و نه نماز به درد ما بخورد و نه امام‌زمان(عج) بیایند.
قرآن را دو نوع می‌شود تفسیر کرد؛ یکی این‌که بگوییم قرآن آمده و بناست نظام جهان بشری را زیر احكام خود بگیرد و امام‌زمان(عج) می‌خواهند با این قرآن حکومت جهانی تشکیل دهند. و یک نوع تفسیر از قرآن هم این‌که بگوییم الحمدلله قرآن هست و قرآن می‌گوید همه باید با یكدیگر خوب باشیم؛ ما باید با آمریکا هم خوب باشیم، اسرائیل هم جای خودش باشد، و ما آن‌ها را به‌عنوان یک واقعیت بپذیریم.
اگر به فکر این‌که این جهان باید ویران شود و یک حکومت جهانی الهی بیاید نباشیم ، هم واقعاً از انقلاب امام‌زمان(عج) محروم می‌شویم و هم این‌که عبادات و قرآن خواندنمان به درد نمی‌خورد. الآن در محافل مذهبی دو شكل قرآن خوانده می‌شود: یک شكل این‌که اول پذیرفته‌اند دنیا همین‌طور باید باشد که هست؛ زور، زور آمریکا است، اسرائیل هم باشد، ما هم باشیم، پولدارها هم باشند، فقیرها هم در ادامة فقرشان باشند. اینها قرآن را برای حفظ وضع موجود می‌خوانند؛ این قرآن خواندن به‌درد نمی‌خورد چون در جهت خلاف هدف قرآن است كه می‌خواهد برجهان حكومت كند. اگر خواستی قرآن را بفهمی اول باید به فکر انقلاب جهانی اسلامی امام‌زمان(عج) باشی، آن وقت این قرآن برای حفظ وضع موجود نیست، بلکه برای نفی وضع موجود است. آن‌وقت پیامهایش برایمان ظاهر می‌شود و دستوراتش به حركتمان می‌آورد، چون هدف را شناخته‌ایم.

شكستن شیشة عمر دیو جهانِ امروز

همان‌طور که عرض شد باید در اول یک «نه» به کل این عالم -كه عالم ظلمات آخرالزمان است- گفت. شاید بعضی از عزیزان بگویند با این سن پیری مثل جوان‌ها حرف می‌زنی! نه این‌طور نیست. این مسئله مثل روز روشن است. یعنی شما حساب کنید اگر کسی ده ماه یا پنج ماه قبل از انقلاب اسلامی می‌گفت پیروزی این انقلاب حتمی است و جنس این عالم این‌است که این انقلاب به وقوع بپیوندد، نباید به او می‌گفتند که تو احساساتی هستی، باید به او می‌گفتند دلیلت چیست؟ امروز مردم دنیا باورشان نمی‌آید که می‌شود وضع موجود نباشد ـ نه این‌که وضع موجود را می‌خواهند ـ ولی چون فکر می‌کنند که تغییرش محال است، آن‌را می‌پذیرند. به قول یکی از دانشمندان؛ کافی است این تبلیغ دائمی که دنیا همین‌طور که هست باید باشد از ذهن شما بیرون برود، در آن حال همة دنیای مدرنیته یك‌مرتبه ویران می‌شود. تعبیرشان این‌است که:
«بپذیریم که می‌شود دنیا غیر از این باشد که هست، همین مسئله را که پذیرفتید، شیشة عمر این دیو دروغی جهانِ معاصر می‌شکند».
می‌گوید فرهنگ ظلمانی موجود درجهان یک شیشه عمر دارد که بسیار هم نازک است و با یک فکر می‌شکند و آن این‌که روشن شود، لازم نیست دنیا همین‌طور که هست، باشد، همین. حالا شما خودتان بفرمایید که این مسئله چقدر در شیعه جا دارد؟ امام‌خمینی(رحمة‌الله‌علیه) چقدر تلاش کردند که به ما بفهمانند که می‌شود شاه نباشد. حتی بعضی از علماء با امام دعوا می‌کردند که آقا! می‌خواهی کشور را به هم بریزی؟ به اصطلاح امروزی‌ها می‌گفتند: تو چرا خشونت را تئوریزه می‌كنی؟ اما شاه چگونه رفت؟ همین که ملت به این رسیدند که می‌شود شاه نباشد، شاه رفت. تا یک‌سال قبلش می‌گفتند مگر می‌شود شاه نباشد؟ و شاه را همین باورها نگه داشته بود. اسلحه که او را نگه نداشته بود! بلکه همین فکرِ مردم او را نگه داشته بود كه مگر می‌شود شاه برود، و خود شاه این فكر را در ذهن‌ها انداخته بود ولی مردم تصور می‌كردند كه این فكر خودشان است. این است که می‌گوییم:
پناه بردن به این‌ فكر و اندیشه كه طوری نیست وضع موجود باقی باشد، پناه بردن به باطل است. حال اگر نماز و قرآن ما برای نفی وضع موجود نباشد ، نماز و قرآن ما باطل است.
باطل كه نتیجه نمی‌دهد. شما اگر مسیر خانه‌تان به طرف شمال باشد ولی به طرف دیگر بروید، می‌گویید باطل است، یعنی رفتن شما نتیجه نمی‌دهد.
اعتقاد به انقلاب جهانیِ الهی، فکر بسیار زیبا و عزیزی است؛ مثل اعتقاد به توحید و خداست. ولی باید به‌خوبی تبیین شود. پس عرضم این‌است که تسلیم وضع موجود شدن، مثل پناه بردن به باطل است. یعنی باید برسیم به این‌که این فساد جهان حق نیست. یعنی بگویی که دولت آمریكا غلط می‌کند که با مردم جهان و حتی با مردم آمریكا ظالمانه رفتار می‌كند و اگر کسی گفت مگر برای آمریکایی‌ها هم تو نقشه می‌کشی بگویی بله! صاحب زمین امام زمان(عج) است؛ باید همه با یك اعتقاد اسلامی زیر نظام الهی امام‌زمان(عج) باشند و یا این‌که جزیه بدهند. در روایت داریم که در زمان امام زمان(عج)، كسانی که مسلمان نشوند - كه این فقط برای یهود و نصاری هست- باید جزیه بدهند. یعنی باید زیر نظر اسلام باشند و نظر اسلام بر آنها حاکم باشد (یهود و نصاری تا آخرالزمان هستند، اما نه مستقلاً).