مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

یقین؛ مقدمة تحقّق و ایجاد

این یك قاعده است كه اگر به حقیقتی یقین پیدا كردید آن حقیقت محقّق می‌شود– البته شرطش آن است كه آن چیزی كه ما بدان یقین پیدا می‌كنیم وجودش حقیقی باشد و نه وَهمی- خدمت حضرت رسول‌اكرم(ص) مطرح شد كه یاران حضرت عیسی(ع) روی آب راه می‌رفتند. حضرت فرمودند: «اگر یقینشان بیشتر بود، در هوا سیر می‌كردند.» این مطلب خود بحثی مفصّل نیاز دارد، ولی پیامبر اكرم(ص) می‌خواهند بفرمایند در عالم چنین قاعده‌ای هست، حالا اگر شما هنوز به آن نرسیده‌اید، نه از آن جهت است كه خداوند چنین قاعده‌ای خلق نكرده است، بلكه لازمة به‌دست‌آوردن آن، یقین بیشتر به چنین لطفی از طرف پروردگار است تا در اثر وجود چنین یقینی آن لطف متعالی واقع شود. توجّه بفرمایید! آیا شما می‌توانید در حالت عادی اراده كنید و چیزی را در عالم خارج ایجاد كنید؟ در ذهنتان چطور؟ در حالت عادی در ذهن خود می‌توانید هر چیز را كه خواستید ایجاد نمایید، چون ذهن شما با شما یك ارتباط غیرمادّی دارد. شما به راحتی این كار را می‌كنید. اگر شما از نظر توحیدی و معنوی خیلی قوی شوید، هر چه را با آن اراده توحیدی خود، اراده كنید در بیرون ایجاد می‌شود. همان‌طور كه شما در قیامت این‌گونه می‌شوید. كاری كه شما الآن در ذهنتان انجام می‌دهید، اگر حكم بدن ضعیف شود و یا از بین برود (مثل قیامت) هر چه اراده كنید در بیرون محقّق می‌شود. چون رابطة شما با خارج و دنیای بیرونی، مثل رابطة شما با ذهنتان می‌شود. یك عارف سالك كه حكم بدنش را ضعیف كرده است، هر چه را با آن ارادة معنوی خود، اراده كند به اذن الهی در بیرون خلق می‌شود.
در مورد ائمه(ع) نیز حتماً شنیده‌اید. «ابوهاشم» نقل می‌كند: به دنبال امام‌حسن‌عسگری(ع) سوار مركب بودم و در همان حال به فكر قرض خود افتادم كه موعدش رسیده بود و با خود می‌اندیشیدم كه آن را از كجا اداء كنم، امام(ع) رو به من كرده و فرمودند: «خدا آن را ادا می‌كند»، آنگاه حضرت در حالی‌كه بر زین مركب سوار بودند خم شدند و با تازیانه‌ای كه در دست مباركشان بود خطی به روی زمین كشیدند و فرمودند: «ای ابوهاشم پیاده شو و بردار و پنهان كن». من پیاده شدم و مشاهده كردم یك شمش طلا است.(41) - نمونه‌هایی از ایجاد كردن در سیرة ائمه معصومین(ع) به‌خصوص و در بقیّة عرفا به صورت نازل‌تر به چشم می‌خورد- رابطة حضرت را با بدنشان و با بقیّة عالم و با قلب مؤمنین، رابطة ایجادی یا «امری» بدانید و خوب مسئله را بشناسید تا به‌راحتی باور كنید و از این شعور برین یعنی اعتقاد به وجود حضرت خود را محروم نكنید.
اگر ملّتی به‌واقع و با تمام وجود ظهور حضرت را اراده كند و آن‌را جزء تقاضای واقعی خود قرار دهد تا خداوند آن حضرت را ظاهر كند، آن غیبِ بزرگِ عالم، ظهور می‌كند. دوری حضرت، ریشه در ضعف اراده و تقاضای ما دارد. همین باورِ اصیل شیعه خود وسیله‌ای برای ظهور حضرت است، باید تقاضا را شدید كرد، نظام دینی یك نظام لطیفی است و باید به ظرائف آن توجه داشت.
در جملة قبل عرض كردیم؛ شما برای نجات زندگی اجتماعی، سیاسی خود باید راجع به حضرت فكر كنید. ولی بنده معتقدم تا مسئله از بعد نظری و عقیدتی حل نشود طرح مسئله از جهت اجتماعی، سیاسی مفید نیست. پس باید ابتدا ابعاد وجود مبارك حضرت در هستی، از جنبه‌های نظری بررسی شود. در روایات با این مضمون داریم كه هر كس راجع به مسائل دینی خوب فكر نكرده است، ولی در مسائل دینی خیلی تحرّك دارد، احتمال بدهید منافق است، چون منافق خوب فكر نمی‌كند و اهل «تَفَقّه» در دین نیست، ولی خیلی كار می‌كند. این خطرناك است كه افراد جامعه در مسائل دینی خوب فكر نكنند ولی ادعای دینی داشته باشند. مسئله معرفت به وجود حضرت حجّت(عج) نیز باید از جهت علمی حل شود. بنده؛ این موضوع را در دستگاه فكری خاصّی مطرح كردم. از طریق دستگاه‌های فكری دیگری نیز می‌توان مسئله را بررسی كرد. خودِ قرآن برای اثبات امامت، مبانی فوق‌العاده خوبی دارد؛ چراكه اگر اثبات كردیم قرآن سخن صدق است و نبی حقیقتاً نبی‌الله است، خود قرآن وسیله‌ای می‌شود برای اثبات ادّعاهای بعدی. به‌قول صدرالمتألهین(رحمة‌الله‌علیه) سخن معصوم(ع) و قرآن می‌تواند حدّ وسط قضیه قرار گیرد، به شرطی كه ابتدا برای قلب شما اثبات شود كه قرآن حق می‌گوید و یا آن سخن، سخن امام معصوم است.(42) بنابراین؛ بعد از معرفت به چگونگی وجود حضرت، جهت سیاسی مسئله هم چیز خوبی است. اعتقاد به جنبة اجتماعی، تاریخی و سیاسی وجود مبارك حضرت كه بقای جامعه را تضمین می‌كند، نكته‌ای است كه باید روی آن كار كنید ولی دیگر در این جلسه نمی‌توان به آن پرداخت.(43)

بركات ارتباط قلبی با امام‌زمان(عج)

تأكید بنده این است ‌كه ارتباط حضوری بین عاشقان ولیّ‌الله‌‌الاعظم، با آن حضرت یك ارتباط ملموس شیرینی است كه هر كس از آن محروم شود از عیش بزرگی محروم شده‌است. آیا شما در این‌باره فكر كرده‌اید كه همین حالا می‌شود قلباً با حضرت ارتباط داشت؟ آیا روی این مسئله وقت گذاشته‌اید؟ البته؛ نه به یك شكل ارتجاعیِ انحرافی كه انجمن حجّتیه فقط شعارش را داد و از عقاید خرافی مردم، بنای خود را ساخت، یا این‌كه امروزه گروه‌هایی مردم را مشغول این موضوعات كرده‌اند كه چه كسی امام را ملاقات كرده و در واقع مردم را مشغول افراد می‌كنند تا متوجه مقام امام(ع)، این نوع برخوردها با موضوع، برخوردهای خطرناكی است. ولذا آن‌ها عموماً طعمة بازی‌های سیاسی غرب و استعمار می‌شوند. از همان‌ها بپرسید حضرت را چگونه قبول دارید؟ معلوم نیست تصوّر و اندیشة صحیحی از حضرت(عج) داشته باشند.
یك وقت عشق به حضرت حجّت(عج) دكان‌داری است و یك زمانی یك بیدارباش است. نسل نو كه نسلی بیدار است حیف است كه از ارتباط قلبی با انسان كامل محروم باشد. اگر شما رسیدید به این كه كسی هست كه به شما كمك جدّی می‌كند، یعنی تمام انسانیت شما را هدایت می‌كند پس باید با او ارتباط داشته باشید آن هم ارتباطی ارادتمندانه. حداقل روی این مطلب فكر كنید.
عدّه‌ای هستند كه با چشم باطن، مثل زمانی كه شما در خواب، چیزی را می‌بینید، حضرت را می‌بینند، بعضی‌ها در حدّ رؤیت باطنی نیستند، ولی قلبشان آماده است و از انوار و هدایت‌های آن حضرت مدد می‌گیرند. زمان، زمانی نیست كه این دنیا و قراردادهایش، برای زندگی به تنهایی كافی باشد و از امام زمان(عج) محروم باشیم. صاحبِ امر برای مدد به ما انسان‌ها حضرت حجّت(عج) است. هنگامی كه شما با مقدّماتی توانستید مسئله را برای خودتان حل كنید، آرام‌آرام، چشم قلب شما نسبت به توجّه به آن مقام عظیم بینا می‌شود. آن وقت خود امام وجود خودش را برای قلب شما ثابت می‌كند. مگر خداوند نمی‌فرماید: «اگر شما با عبادات خود به سوی من آمدید، من آن‌چنان شما را دیندار می‌كنم كه به یقین برسید»(44) این وعده حق است كه شما با ایمان بیایید، من شما را به یقین‌ می‌رسانم. شما مسائل علمی‌ و معرفتی امامت را حل كنید، بعداً از طریق بندگی خداوند، به سمت این قطب عالم امكان بروید، ببینید چه مددهایی می‌كند كه بنده شرمنده می‌شوم از این‌كه از آن مقام برین، به‌طور سطحی برایتان سخن گفتم، والله شرمنده‌ام.
مرحوم آیت‌الله طهرانی از قول آیت‌الله‌قاضی‌طباطبایی(رحمة‌الله‌علیه) نقل می‌كنند كه: «اگر كسی درست سیر و سلوك كند، حتماً خداوند او را به مسیر اهل‌البیت می‌كشاند».
در هر صورت، مقام آن حضرت بسیار بالاتر از این‌‌ها بود و از حضرت عذر می‌خواهم چون بنای این بحث، طرح اوّلیه‌ای از نحوة حضور حضرت است، ولی آنچه شأن موضوع بود آن نیست كه ما گفتیم. ما به‌عنوان مقدّمه، بحثی را جهت عزیزان مطرح كردیم.
امیر‌المؤمنین(ع) می‌فرمایند: «مالِلّهِ آیَةٌ اَكْبَرُ مِنّی»(45) ؛ یعنی برای خداوند آیت و نشانه‌ای بزرگ‌تر از من نیست، بنابراین با شناخت مقام و مرتبة امام معصوم-كه در حال حاضر حضرت مهدی‌اند- بسیاری از مراحل خداشناسی را می‌توان طی كرد، ولی ابتدا باید به نحوة حضور آن حضرت آگاهی پیدا كرد تا در مراحل دیگر به بی‌راهه نرویم.
خدایا! بارالها! پروردگارا! ما را به معارف اسلامی بیش از پیش آشنا بگردان.
خدایا! قلب ما را ظرف معارف قرآنی قرار بده.
خدایا! آمادگی برای مدد گرفتن از انسان كامل، حضرت حجّت (عج) را بر ما ارزانی بدار.
خدایا! قلب آن حضرت را از ما راضی بگردان.
خدایا! ما را لیاقت دریافت الطاف غیبیه انسانِ كامل عطا بفرما.
خدایا! فرج پربركت آن حضرت را تسریع بفرما.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

نحوه ظهور حضرت حجت

بسم الله الرّحمن الرّحیم
﴿ سَلامٌ عَلَی آلِ یس، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا داعِیَ اللهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ ﴾
﴿ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا بابَ اللهِ وَ دَیّانَ دینِهِ ﴾
﴿ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خَلیفَةَ اللهِ وَ ناصِرَ حَقِّه، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا دَلیلَ اِرادَتِهِ ﴾(46)
سلام بر همة خانوادة محمّد(ص)، سلام بر تو ای دعوت كننده به خدا و تربیت‌شدة آیات او، سلام بر تو ای دریچة ارتباط با خدا و دین‌شناسِ دین او، سلام بر تو ای خلیفة خدا و مددكار حقّ او، سلام بر تو ای حجّت خدا و رهنمای خواست او.
تولد قطب عالم امکان، حضرت بقیة‌الله، واسطة فیضِ حضرت حق برای همه مخلوقات عالم وجود را تبریک عرض می‌کنم. بنای ما بر این است که إن‌شاءالله در این بحث یک توجه و تذکری نسبت به چگونگی ظهور مقدس حضرت بقیة‌الله‌الاعظم داشته باشیم، بلکه آرام‌آرام بتوانیم آن معرفتی را كه نسبت به امام‌زمان(عج) از ما انتظار است در خود محقق كنیم، چراكه فرموده‌اند: اگر امامتان را بشناسید، از حضور و غیبت او هر دو، بیشترین بهره را می‌برید. إن‌شاء‌الله با توجه به وجود مقدس آن حضرت چنین چیزی برای همة ما محقق بشود.