مبانی معرفتی مهدویت

نویسنده : اصغر طاهرزاده

اوغایب نیست، ما غایبیم

تمام مشكلات ما ناشی از این است كه از امام زمان(عج) دور شده‌ایم. نجات یك ملّت به امام زمان(عج) وابسته است. امام زمان(عج) انسان كامل است. كافی است كه نظر مباركشان بر جان ما بیفتد تا ما انسان شویم، یعنی مبادی میل ما اصلاح شود زیرا كه وجود ائمه تكوینی است، غیب و شهود ندارد، بودنِ هستی به وجود آن حضرت است و هر كس به اندازه‌ نزدیكی به نظر او بقاء و واقعیت می‌یابد و معنی‌دار می‌شود.
امام زمان(عج) در زمان غیبت مثل خورشیدی كه نورش پشت ابر است، فیض می‌رساند. علّت عدم بهره‌برداری از فیض آن حضرت خودمان هستیم. امام غایب نیست، ما غایبیم. ماییم كه دنیایی شده‌ایم. اگر یك زندگی دینی را آغاز كنیم، با یك نظر امام زمان(عج) جوهر ما عوض می‌شود و مسّ وجودمان كیمیا می‌گردد. مزّه آدم شدن را اگر بچشیم، چیز دیگری برای ما مزّه‌دار نخواهد بود.
عمده آن است كه معنی واقعیِ انسان‌بودن را كه به نزدیكی به امام زمان(عج) است درك كنیم و بدانیم مسلّم هر كس به هر جا رسید از دریچه نظر آن حضرت رسید. خدایا به حقیقت امام زمان(عج)، قلب ما را متوجّه آن حضرت و قلب آن حضرت را از ما راضی بگردان.
ما را موفق به حیاتی بكن كه نتیجه‌اش قرب به آن حضرت باشد.
خدایا! مقام معظم رهبری را در پناه امام زمان(عج) مؤیّد بدار.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

نحوه حضور حضرت حجت در هستی

بسم الله الرحمن الرحیم
﴿اَلسَّلامُ عَلَی مُحْیِی الْمُؤمِنینَ وَ مُبیرِ الْكافِرینَ. اَلسَّلامُ عَلَی الْمَهْدِی الْاُمَم..﴾
﴿اَلسَّلامُ عَلَی الْقائِمِ الْمُنْتَظَر وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر. اَلسَّلامُ عَلَی بَقِیَّةِ‌اللهِ فی بِلادِهِ﴾(20)
سلام بر آن امامی كه موجب احیاء مؤمنین و نابودی و بی‌ثمری كافران خواهد شد. سلام بر مهدی امّت، سلام بر قائم منتظر و عدل مورد نظر... سلام بر بقیة‌الله در هرجایی كه آن‌جا شهر خدا خواهد بود.
تولّد قطب عالم امكان، انسان كامل، بقیة‌الله‌الاعظم‌، حضرت ‌حجّت(ع) را به همة عزیزان تبریك عرض می‌كنم.
درك نحوة حضور و ظهور مقام خاتم ولایت، بسیار ظریف و به اصطلاح موضوعی صراط‌گونه است. در وصف پل صراط گفته‌اند: «اَدَقُّ مِنَ الشَّعْر وَ اَحَدُّ مِنَ السَّیْف»، یعنی؛ از مو باریك‌تر و از شمشیر تیزتر است و چنین صراطی است كه رونده‌هایش را به بهشت می‌رساند. بعضی از معارف اسلامی صراط‌گونه است، یعنی به قدری دقیق است كه انسان برای دریافتش باید بیش از حد، اندیشه‌هایش را جمع كند و جلو برود.
در زمینة امامت و مسئلة حضور و تأثیر و نقش حضرت مهدی(عج)، بسیاری از مسلمین، مسائلشان حل نشده است. اگرچه در زمینة معاد وتوحید بیشتر توانسته‌اند مسائل خود را حل كنند، ولی در امامت كه به سرمایة فكری و تحقیق بیشتری نیاز دارد، حلّ این موضوع كمتر به چشم می‌خورد. اگر كسی در مورد امامت و مهدویّت، در فكر و اندیشه‌اش سرمایه‌گذاری نكند، به شناخت صحیحی از اسلام دسترسی پیدا نمی‌كند. این‌گونه نیست كه بتوان گفت آن اندازه كه می‌توانیم توحید را در حدّ خالقیت درك كنیم، امامت را هم باید درك كنیم. معارف غیبی همه در یك حد نیستند كه اندیشة ما بتواند به‌راحتی و در حدّ مساوی به آنها نزدیك شود. گفت:
نظر را نغز كن تا نغز بینی

گذر از پوست كن تا مغز بینی

درك مغز عالم هستی كه ما اسمش را امام‌زمان(عج) می‌گذاریم، احتیاج به اندیشة عمیق و دقیق دارد. یكی از مصیبت‌هایی كه بر سر اندیشة اعتقاد به امام زمان و انسان كامل یعنی حضرت مهدی(عج) آمده است، همین است كه با خرافه عجین شده است. به‌طوری كه عدهّ‌ای از سر زودباوری مسئله را پذیرفتند، در حالی‌كه آنچه این‌‌ها پذیرفتند، اصلاً امام نیست و عدّه‌ای هم از سر عدم تحقیق آن‌را رد كرد‌ه‌اند. مشكلی كه در ارتباط با شناخت امامت و به‌خصوص امام به معنی «حجّت خدا» داریم این است كه برای شناخت آن حضرت نیازمند به مبانی عمیق استدلالی و قلبی هستیم و باید آن‌ها را در مكتب تشیّع جستجو كرد. چون تشیّع، برداشت راستین و برین از اسلام است به‌طوری كه افق این مكتب، درك مقام امامت است.
در اثبات امامت مبانی علمی و استدلالی وجود دارد و نمی‌توان در شناخت امام تقلید كرد، یعنی جزء اصول دین است و در اصول دین تقلید جایز نیست. یعنی در اصول یك مكتب باید اندیشه نمود، تا آن عقیدة به‌دست آمده برای ما كارساز باشد.

مبانی نظری امامت

مبانی علمی و استدلالی حضور حضرت مهدی(عج) را در این فرصت محدود به‌طور مفصل نمی‌توان مطرح كرد، ولی به لطف الهی باب بحث را باز می‌كنیم تا عمق موضوع تا حدّی روشن شود. به‌همین ‌جهت ابتدا صورت مسئله را مطرح می‌كنیم و انتظار هم نداریم همة مسئله را شما بپذیرید. انتظار داریم به عنوان یك تئوری به آن نظر كنید. چون تئوری برای هر موضوعی وسیله‌ای است كه ما افق اندیشه‌مان را متوجّه‌ آن موضوع كنیم. اگر اندیشة ما مبانی عقلی آن تئوری را یافت، آن را می‌پذیریم. البته؛ از محضر عاشقان اهل‌البیت عذر می‌خواهم كه این مسئله را به عنوان یك تئوری دینی مطرح می‌كنم نه به عنوان یك عقیده.
پس صورت تئوری را عرض می‌كنم و فكر می‌كنم به قدری موضوع زلال است كه هر قلب سالمی آن را تصدیق می‌كند. صحبت‌هایی كه امروز برای شما عرض می‌كنیم، تقریباً تمامی آن را محقّقین اهل سنّت از جمله «محی‌الدین‌بن‌عربی» مورد توجّه قرار داده و قبول دارند. مطلب از این‌‌جا شروع می‌شود كه آیا می‌شود جهان بدون انسان كامل باشد یا خیر؟ اتفاقاً اوّلین كسی كه واژة «انسان كامل» را به عنوان شخصی كه در عالم، حیّ و حاضر است، به‌كار می‌برد «محی‌الدین‌ابن‌عربی» است(21) . بعداً شیعه و سنّی آن واژه را تقویت كردند. عمده آن است كه اصل مسئلة امامت را دنبال كنیم تا به حضرت حجّت(عج) به عنوان میراث‌دار مقام امامت تا آخر‌الزمان برسیم.
از جمله علماء اهل سنت كه به متولد شدن امام‌زمان(عج) اذعان دارد، ابن‌صباغ‌مالكی در كتاب «الفصولُ الْمُهمة» در فصل یازدهم در اواخر ترجمة احوال حضرت امام‌عسكری(ع) است. وی می‌گوید:
«ابومحمدالحسن از خود فقط یك پسر به‌جای گذاشت، اوست حجّت قائم منتظَر برای دولت حق. و به جهت صعوبت وقت و خوف سلطان و تعقیب سلطان از شیعیان و حبسشان و گرفتن و دستگیر نمودن آنان، میلادش را مخفی داشت و امرش را پنهان نمود»(22)