کربلا مبارزه با پوچی‌ها

نویسنده : اصغر طاهرزاده

ترس از اسلحه، مانع انتخاب آزاد

در نهضت حسینی، حكمت و بصیرت نهفته است و در این نهضت یك تن، یك فرهنگ است و همه چیز، و در طرف مقابل این نهضت سی هزار تن، هیچ اند هیچ، و همین بینش است كه توان رویارویی را به ملت‌ها خواهد داد، چون آن كه بیشتر اسلحه دارد زودتر از طریق انبوه اسلحه هایش به سوی مرگ می رود. پس در حكمت حسینی یك جان نیست در مقابل جان‌ها، تا ترس، جایگزین هر انتخاب منطقی شود، یك حكمت است كه از زمین و زمان و گوشت و خون گذشته است تا ماوراء همه این‌ها، انسان را از پوچی برهاند و در این حال «ترس» دیگر محو می شود و برق اسلحه های از دور به نمایش درآمده دیگر نمی توانند حكومت كنند، بلكه مجبورند نزدیك شوند و تن ها را بشكافند و سرها را بِبُرَند تا معلوم شود از آن‌ها كاری برنمی آید و ایجاد ترس كه همه قدرت اسلحه ها است جایی پیدا نخواهد كرد. آری اسلحه ها را برای ترساندن ساختند و نه برای بریدن و حالا در كربلا اسلحه‌ها؛ بریدند و شكافتند ولی نترساندند و كربلا یعنی ماوراء ترسِ دروغینِ اسلحه ها، آنچه باید اراده شود، اراده می شود.

جرأت انتخاب، همة انتخاب

در كربلا دو جبهه روبه‌روی هم هستند؛ یكی جبهه حكیم‌ترین انسان‌ها و دیگری جبهه انبوه آدم‌های بی‌حكمت. جبهة حكیمانه‌ای كه از جسم و پوست و گوشت و استخوان و زمین و زمان می گذرد و برق اسلحه ها متوقفش نمی كند و در نتیجه وقتی اسلحه ها نتوانست انسان را در این جبهه متوقف كند، انسان می تواند آنچه را كه باید اراده كند اراده كند. شما به این نكته از حیات و سلیقه و خوی بشری توجه كنید كه بسیاری وقت‌ها بشر آنچه را كه باید انتخاب كند و می داند كه باید انتخاب كند، انتخاب نمی كند. به عنوان مثال فرض كنید شما می پذیرید كه نماز شب خواندن شأن شماست. وقتی به شما پیشنهاد می شود نماز شب بخوان، اراده می كنید، ولی خوابتان می برد. امّا در حالتی دیگر ممكن است وقتی به شما خواندن نماز شب پیشنهاد شود اصلاً نپذیرید و بگویید: ما از صبح تا شب كار می كنیم، دیگر نمی توانیم برای نماز شب بیدار شویم!! شما در این حالت جرأت انتخاب ندارید كه نمی پذیرید، كسی كه بنا ندارد در جرگه نماز شب خوان‌ها در آید، او آنچه را باید انتخاب كند، انتخاب نمی كند، ولی آن كه خوابش برد جزء نماز شب خوان‌هاست. این فردی كه به شما اعتراض می كند كه چرا مرا به افق نماز شب خواندن دعوت می كنی؟ این آدم خستگی روز را بهانه می‌كند، چون نمی خواهد انتخاب كند.

كربلا و گذر از برق اسلحه ها

در مسئله كربلا هم صحبت از این‌جا شروع می شود: «انسانی كه از برق اسلحه ها نگذرد سایه سیاه ترس، او را درشرایطی قرار می دهد كه نمی تواند انتخاب كند»، نه این‌كه انتخاب می كند ولی انتخابش عملی نمی شود. كربلا قدرت گذر از سایه ترس را به انسان می دهد، وقتی كه مقتدای شما، امام‌حسین (ع) شد، یعنی وقتی به این مقام رسیدید كه نظر به او كنید و بگویید «وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَالْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِكُمْ» یعنی من به ملاقات وجود شما آمده ام و طلب تماس با مقام شما را دارم، خدا من را از ادامه تماس با مقام معنوی شما محروم ننماید، در این‌ حال حضرت را به عنوان امام خود انتخاب كرده اید. آنگاه تحقق عهد انسان با امامش، به معنی وارد شدن در دنیای گذر از ترس است.
اگر ما در صحنه كربلا بودیم چه می كردیم؟ وقتی روی این سؤال عمیق شویم ممكن است از خود بپرسیم آیا ما تاب ماندن در كنار امام را داشتیم؟ آیا صرف این‌كه می خواستیم در كنار امام باشیم كافی بود كه مثل بقیه اصحاب امام عمل كنیم؟ می خواهم بگویم: آری؛ وقتی شما جرأت انتخاب در كنار امام را در آن شرایط به‌دست آوردید، دیگر بقیه راه را خودِ تصرفات امام حل می كند.
در نهضت حسینی حكمت و بصیرت نهفته است و یك تن یك فرهنگ است و همه چیز، و در طرف مقابل سی هزار تن هیچ اند، هیچ. این قصّه همه تاریخ است و همین بینش است كه توان رویارویی را به ملت‌ها خواهد داد، به عنوان مثال شما دیدید كه امام‌خمینی(ره) توانست در این دنیا درست بماند. شما یك رهبر غیر حسینی در طول تاریخ به من نشان بدهید كه توانسته باشد درست بماند، همه را جوّ رعب اسلحه های مدرنیته به ركوع و سجود در مقابل قدرت دنیا كشانده است. از آن طرف هم در این مسئله غفلت نكنیم، آن كشوری كه اسلحة بیشتری دارد زودتر از طریق انبوه اسلحه هایش به سوی مرگ می رود - كه این خود بحث مفصلی است - به قول یك دانشمند سوئدی «از روزی كه اسلحه های مخوف ساختیم، امنیت خودمان را از دست دادیم، و بعد اسلحه های بیشتر ساختیم تا قدرت اسلحه های مخوف را خنثی كنیم و خودمان قربانی اسلحه ها شدیم» و در نگاهی عمیق به كربلا این قاعده را می توانی ببینی كه چه كسی قربانی اسلحه‌هایش شد.
در حكمت حسینی یك جان در مقابل جان‌ها نیست تا «ترس» جایگزین هر انتخاب منطقی شود. آیا می شود شما یك نفر باشید و سی هزار نفر شما را تهدید به مرگ كنند و بتوانید انتخاب برین را عملی كنید؟ مگر در طول تاریخ چنین چیزی به غیر از مكتب حسینی عملی شده است؟ شما قهرمان سازی های دروغین تاریخ را واقعیت ندانید، اگر سایه های اسلحه ها با حكمت حسینی بی مقدار نشوند، اسلحه ها حكومت می كنند و قهرمانان قلابی به فرهنگ بشر تحمیل می‌گردند. در حكمت حسینی یك جان نیست در مقابل جان‌ها، تا «ترس» جایگزین هر انتخاب منطقی شود، بلكه هر انسانی خودش را ادامه سلسله حكمت حسینی می بیند و لذا می تواند انتخاب منطقی بكند. تعبیر من همیشه این بوده است كه امام‌خمینی(ره) و مقام معظم رهبری هدیه خدا هستند، چراكه توانسته اند با حكمت حسینی سایه ترس اسلحه ها را به هیچ بگیرند. حكمت حسینی است كه توانسته است از زمین و زمان و گوشت و استخوان بگذرد تا ماورای همه این‌ها، انسان را از پوچی برهاند و در این حال، «ترس» محو می شود و برق اسلحه های از دور به نمایش در آمده دیگر نمی تواند حكومت بكند، بلكه مجبورند نزدیك بشوند، در حالی كه تا دور بودند رعب ایجاد می كردند و در كربلا نتوانستند از دور رعب ایجاد كنند و حسین (ع) را به زانو در آورند.