کربلا مبارزه با پوچی‌ها

نویسنده : اصغر طاهرزاده

جلسه نهم، (حسین(ع) دریچه كشف اسرار)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
﴿ اَلسَّلامُ عَلی الْحُسَیْن وَ عَلی عَلِیّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اولادِ الْحُسَیْنِ ﴾
﴿ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن ﴾
﴿ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْن(ع) ﴾
امام و اصحابش؛ عزیزانی هستند كه به ما نشان دادند در هر شرایطی و هر زمانی حركت دینی و حیات دینی بهترین راه و سعادت‌بخش‌ترین مسیر است و در هر حال هیچ بهانه ای برای ترك كردن زندگی دینی نمی ماند، حتّی اگر حیله های معاویه با آن همه پیچیدگی حاكم باشد و زشتی های یزید به صحنه بیاید.
در جلسات گذشته عرض شد كه حكمت و فرهنگ حسینی(ع) حكمت و فرهنگی است كه دشمنانش را اسقاط می كند و در این فرهنگ كوتاه آمدن نسبت به فرهنگ زشت دشمن هرگز وجود ندارد، هر چند قوّة غضبیّه در این فرهنگ میدان‌دار نیست بلكه تعادل حسینی اساس این نهضت است، چه در حادثه كربلا و چه در روز عاشورا و چه در كاروان اسراء و چه در دربار یزید و مقابله حضرت زینب (س) با او، در هیچ‌یك از مراحلِ این نهضت غضب میدان‌دار نیست. عمده آن است كه فرهنگ حسینی خوب شناخته شود تا شكست‌ناپذیری آن روشن گردد. البته؛ شناختن این فرهنگ بسیار سخت است. اگر حضرت نوح(ع) چشم پیامبری دارد - كه دارد - و حقایق تاریخ را می بیند، متوجّه می شویم گریة حضرت نوح (ع) برای امام‌حسین(ع) پیام بزرگی به همراه دارد، و آن این‌كه باید پرده های ظاهر را كنار زد تا مقام حسینی را یافت.(62) همچنان‌كه قبلاً اشاره شد، اگر خداوند به حضرت موسی(ع) می فرماید: باید نزد بندة صالحی به نام خضر(ع) بروی و از علومی كه ما به او داده ایم بیاموزی و حضرت موسی(ع) چنین می كنند و اوّلین چیزی كه بین این دو انسان بزرگ مراوده می شود قصّه امام‌حسین(ع) است و اشك هر دو برای امام‌حسین(ع) جاری می شود؛ این مسئله برای ما پیام دارد، یعنی برای درك مقام و حكمت حسینی باید در معبد اولیاء‌الله وارد شد تا بتوان از این حقایق درك و فهمی صحیح به‌دست آورد.

راه اتّصال به عالَم اسرار

این روشن است كه همواره گوهرهای گرانمایه را به راحتی نمی توان به‌دست آورد، خضرِ اَسراردان می خواهد تا حتّی موسی را به اسرار كربلا آشنا كند. لذا در خبر داریم اوّلین چیزی كه بین حضرت خضر و حضرت موسی مذاكره شد، آن بود كه معلّمِ راه، یعنی خضرِ پیامبر، برای حضرت موسی از كربلا گفت و هر دو سخت گریستند كه؛ مقام اتّصال به عالم اسرار با گریستن بر حسین(ع) امكان‌پذیر است. یعنی فهم حكمت حسینی پیر راه می خواهد و كربلا اسراری است نهفته در دل اولیاء كه باید همّت كرد تا از آن بی بهره نباشیم.
نمی خواهیم باب بحث را در این‌جا مفصّل باز كنیم، شما حتماً دقّت كرده اید كه در روز و شب قَدر و ایَّام‌الله، چه در روز عرفه، و چه در شب قدر، به عنوان یكی از آداب عبادت، زیارت امام‌حسین(ع) مطرح است. یعنی در چنین روزهایی كه راه‌های آسمان گشوده است، رفتن به سوی اَسرار عالم غیب به مدد روح حسینی ممكن است و حسین(ع) دریچة كشف اسرار الهی است.(63)

نتیجه بصیرت دینی

این است كه باز می گوییم اسلام در كربلا خود را به نمایش گذارده است تا معلوم شود انسان مسلمان چه توانی به وسیلة اسلام به‌دست می آورد و تا معلوم شود چقدر زیبا حقارت دشمن به چشم می آید و از خود بیگانگی تماماً از مسلمانان بیگانه می‌شود و انسان مسلمان در مسیر حكمت حسینی به قدرتی باورنكردنی دست می‌یابد.
خودتان یك سیر تاریخی بكنید، ببینید در طول تاریخ، مسلمانان وقتی مشكل داشته اند كه دشمن دین خود را حقیر ندیده اند و این حكمت حسینی است كه به ما بصیرتی می‌دهد تا عظمت و عزّت مؤمنین، و حقارت و ذلّت دشمن را درست ببینیم و قدرت خود را در مسیر زندگی اسلامی بیازماییم. هرگاه ما این چشم و حكمت را از دست بدهیم ارزش‌های كاذب دشمن را برای خودمان ارزش می كنیم و مرعوب دشمن می شویم و حیات اسلامی مان را از دست می دهیم و این‌جا اول سقوط است. اگر می بینید پدران و مادران ما با حكمت حسینی همواره در نشاط دینی ماندند، به این جهت بود كه حكمت حسینی، دشمن را حقیر می كرد و قدرتی فوق‌العاده در آن‌ها پدید می‌آورد، و اگر امروز عدّه ای مرعوب دشمن اسلامند، به دلیل فاصله گرفتن از حسین(ع) و حكمت حسینی است.