کربلا مبارزه با پوچی‌ها

نویسنده : اصغر طاهرزاده

فرهنگی كه انسان را قربانی می كند

حسین(ع) این را خوب فهمید كه در نزدیكی به فرهنگ رُم، انسانیّت قربانی می شود و نه‌تنها در آن جوّ غالب مأیوس نشد و مقابله كرد، بلكه راه نجات را به ما نشان داد. آنقدر قلّه فرهنگِ اومانیستی انسان كشِ غرب بلند است كه انسان فكر می كند هرگز نمی توان بر آن غلبه كرد، به‌طوری‌كه یأسی عمیق سراسر قلب او را فرا می گیرد و تنها راه را تسلیم و تملق و چاپلوسی می داند. بسیاری از كسانی كه مبلّغ فرهنگ غرب هستند، تملّق و تبلیغ آنها به جهت یأسی است كه سراسر وجودشان را پر كرده و باور نمی كنند راه نجاتی هست لذا ناخواسته خود را تسلیم آن كرده و به تملّق آن تن داده اند. و این حسین(ع) بود كه از قلّة فرهنگ رُمی معاویه فراتر رفت و راه نجات را به ما نمایاند كه باید انسانیّت خود را جز به خدا به هیچ چیز دیگر نفروشید و در این راه جان را به عشق الهی گرم نگهدارید و برای حفظ تن - كه تنها راه نفوذ فرهنگ اومانیستی است - خیلی ارزش قائل نشوید، در آن حال همه ابهّت های آنها زیرپای شماست.
در فرهنگ كاخ سبز معاویه همة انسانیّت قربانی می شود، دیگر نه دین می ماند و نه اخلاق، آنگاه انواع رخوت ها و شك ها و انزواها ظاهر می شود، و حسین(ع) راه درمان را مقابله با ریشة این تفكّر دانست، حال چه شهید شود و چه بماند. مهم این است كه راهِ برون‌رفت، نشان داده شده است حتّی به قیمت خون، چراكه خون توان زیادی دارد و پیامی كه با خون همراه است، هم بیشتر می ماند و هم روشن تر و عمیق تر است.
آری؛ در نهضت كربلا، راه برون‌رفت، نشان داده شده تا انسانیّت قربانی نشود و این راه به خون نزدیك شد تا روشن تر و پایدارتر بماند، وگرنه اصل مَشْی و حكمت حسینی، مشی و حكمت مقابله با رخوت و شك و انزوا و پوچی و اضمحلال است كه فرهنگِ رُمیِ معاویه آن را تبلیغ می كند.
وقتی بشر در سیطرة قوانین حاكمیّت غیردینی از اختیار و انتخاب زندگی، آن طور كه می خواهد زندگی كند، باز بماند دیگر معنا ندارد با فرهنگ حاكم كنار نیاید، و در این حالت هر چیزی رعایت شود، رعایت حاكمیّت جور است و تصدیق سیطرة باطل و اثبات صورت حیوانی انسان. لذا مقابله و سرباز زدن در مقابل كل حاكمیّت جور، تنها راه است، و حكمت حسینی جز یك نوع ژرفانگری، و پشت كردن به كل چنین فرهنگی نبود. درست برعكس عدّه ای مقدّس‌مآب و به اصطلاح روشنفكر آن دوران كه ریشه را رها كرده و به شاخه ها پریده بودند و در واقع با این امنیّت و مشروعیتی برای ریشه انحراف ایجاد شده بود.(11)

اشك و تمدید امید

اشك بر حسین(ع)، یعنی این كه ما هنوز چون حسین(ع) و اصحاب او، در مسیر انتخابِ آزاد هستیم و جزء آن قافله و اردوگاه مانده ایم، و عزاداری برای او یعنی تمدید امید، و یك‌دل‌شدن با كسی كه دل در هوای خدا داشت، و اسیر فرهنگ زمانه امویِ رُمی نشد. به همین‌جهت فرهنگ دشمن شدیداً ما را تهدید می كند و چشم طمع خود را به بریدن ما از اردوگاه حسینی دوخته است. و برعكس، اتّصال به فرهنگ و حكمت حسینی از طریق اشك و عزاداری، به طمع دشمن اجازه قوت گرفتن نمی دهد. عزاداری و اشك بر حسین(ع) تمدید امید به فرهنگ و حكمتی است كه ناممكن های مقابله با فرهنگ اموی را كه یأسِ ما را برای تغییر سرنوشت مان می طلبید، ممكن كرد و می‌كند. تمام حیله و توان دشمن به كار گرفته شد تا ما زندگی و حیاتی را كه می خواهیم، انتخاب نكنیم. همیشه با خیالات وَهمی و سایه ای و... ما را در چنگال انتخاب نكردن قرار دادند. و سلام و صلوات خدا بر حسین(ع) كه از این چنگال ها آزاد شد و آزاد شدن را پایه‌گذاری كرد، در جایی كه اِبْن‌عباس ها هم اسیر انتخاب شرایطی شدند كه خودشان انتخاب نكرده بودند، و آنچه معاویه می خواست فكر كنند، فكر می كردند، و در نتیجه آنچه معاویه خواست انتخاب كنند، انتخاب كردند. امام‌حسین(ع) آزاد از حیلة معاویه، آنچه را خواست با زیبایی تمام انتخاب كرد و چنین راهی را تا انتهای تاریخ گشود.
اگر ما هنوز زنده ایم چون از دَم حسینی نوشیده ایم و لذا می توانیم انتخاب آزاد بكنیم، و امام خمینی(ره) در قرن بیستم، قهرمان چنین انتخاب آزادی است. بحمدالله ما زنده و پایدار قهرمان راهی هستیم كه رهروان آن، با این همه مانع‌تراشی‌ها و حیله های جهان غرب، در مقابل مقصدی كه انتخاب كرده‌اند، هیچ یأسی را نمی شناسند.

صراط‌های مستقیم، حیله‌ای در مقابل صراط مستقیم

وقتی صراط مستقیم خانه‌نشین شود، برترین ارزش ها -یعنی امام‌معصوم- بی‌ارزش می شود و فرهنگ باطل خود را حق جا می زند. ارزش های دروغین آبرو می گیرد، و مذاهب بی شمار جانشین مذهب حق می شود، و هر گروهی قداست می یابد، زیرا عده ای آمده اند و می گویند هیچ چیز مقدّس نیست، و در این راستا، صراط‌های مستقیم به‌وجود می آید، چون صراط مستقیم خانه نشین شده است، و حكمت حسینی شوریدن برهمة این حیله هاست. و لذا آنها را در كاخ های روشنفكری خود رها می كند تا جدا از مردم در تنهایی ذهن خود، بریده از روح معنوی صراط مستقیمِ دین، فرمایش بفرمایند كه: «دین قبض و بسط دارد» و نتیجه بگیرند، چون همه آنچه از مفهوم دین داریم بشری است، و بشر هم كه قداست ندارد، پس همه آنچه از دین تتبّع شده است غیر مقدّس است، و آخر الامر می خواهند هیچ چیز غیر از خودشان مقدّس نباشد، و این قصه ای جدید نیست. قصّه قداست‌زدایی در دین پیشینه ای دیرینه دارد، و دشمن گاهی علنی حمله می كند و گاهی هم به زبان دوست. عمدة نظر دشمن این است كه به نتیجه ای كه می خواهد برسد و آن نفی هرگونه قداست از جامعه اسلامی است. و مسلّم در این حال، دشمن اسلام آن‌كه را و آنچه را می خواهد قداست می بخشد.
معاویه؛ فرزند فرهنگی است كه كینه و عصبیت جاهلی عرب را با فرهنگ بَزَك‌كردة نیهیلیستیِ اومانیستیِ رُمی تركیب نموده و اساسی ترین و مبنایی ترین دشمنی را با اسلام نموده و دقیقاً به مقابله با تمام اسلام آمده است، و حسین(ع) با چنین معاویه‌ای مبارزة خود را شروع كرد. امروز هم راه مقابله با غرب و حیله‌های قداست‌زدای آنها جز از راه حسین (ع)، یعنی عشق به حق و پاك‌بازی در راه دین نیست، و این راهی است كه جان ها را آفت ناپذیر، و حیات را پرنشاط، و دشمن را مأیوس می كند. عمده آن است كه نهضت و حكمت امام‌حسین(ع) را درست بشناسیم تا به راحتی بتوانیم به آن دلبستگی پیدا كنیم. در این‌جا نمی خواهیم به نهضت حضرت سیدالشهداء به صورتی گسترده و جزء جزء، نظر كنیم. فرض آن است كه عموماً شیعه می داند امام(ع) چه كرد؟ بحث بر سر آن است كه آنچه را حضرت انجام دادند بفهمیم و معنی آن‌را بیشتر متوجّه شویم، به همین‌جهت می گوییم معنی آن نهضت را برای نجات امروزمان می توانیم درك كنیم، و همین امروز از پوچی ها وآفات فكر معاویه ای دوران مدرن، نجات یابیم.