فهرست کتاب


خطر مادی‌شدن دین

اصغر طاهرزاده

تفاوت حزب و مسجد

در راستای تفاوت بین اجتماعاتی که باطن ندارند با اجتماعاتی که باطن دارند می‌توان اجتماعی را که در مسجد تشکیل می‌شود با اجتماعی که در حزب‌های سیاسی دنیا تشکیل می‌شود مقایسه کرد. مسجد، اجتماعى است كه افراد جهت یک امر حقیقی یعنی اُنس با خدا در کنار هم می‌آیند و لذا خداوند به آن جمع عنایت ویژه دارد تا آنجایی که ثواب نماز به جماعت را چند برابر ذکر فرموده‌اند.(154) در حالی که اجتماعات و حزب‌هاى امروزى اجتماعات مصنوعى و وَهمی هستند كه عموماً افراد براى حفظ حزب خود تلاش می‌كنند و به همین جهت پس از مدتی هیچ بهره‌‌ی معنوی برای آن‌ها پیش نمی‌آید. پس در جواب این كه مى‌فرمائید جامعه اصالت دارد یا فرد نمی‌توان به راحتی جواب داد، باید گفت: «حق» اصالت دارد و جامعه اگر با انگیزه‌ی ارتباط با حق، اجتماع خود را تشکیل دهد تحت تدبیر انوار الهی قرار می‌گیرد و اصالت می‌یابد. در روش اسلامى اگر پایگاه‌های توحیدى به‌پا كنیم و پاى آن بایستیم چنین جمعی به برکاتی دست می‌یابد که مسلّم در حالت فردی به آن برکات نایل نمی‌شوند. مثل كار پیامبر(ص) در صدر اسلام، در آن صورت برای اصالت دادن به جمعِ خود نیاز به تبلیغات نداریم. وقتى هم که جمع‌های ما جمع‌های خیالى و وَهمی بود و متلاشی شد، نباید نگران متلاشی‌شدن آن باشیم زیرا خداوند با متلاشی‌کردن آن ما را از مشغولیات وَهْمى نجات داده است. یك جمع در صورت توحیدى‌بودن متلاشى نمى‌شود بلكه اول خصلت توحیدی‌اش را از دست می‌دهد و نفسِ داشتن حزب و گروه مقصد افراد می‌شود و سپس متلاشى می‌گردد. امام صادق(ع) یك موقع به یارانشان مى فرمایند در سرزمین‌هاى مختلف بروید و پراكنده شوید براى نشر اسلام، درست است که همه‌ی شیعیان اجتماع و حضور در محضر امام را دوست داشتند ولى در عین جداشدن از محضر امام این‌ها مى‌توانند روحشان را در این غربت تعالی ببخشند و با جنبه‌ی نوری امام(ع) ارتباط برقرار كنند و از این طریق داراى جمع توحیدى شوند و لازم نیست كه حتماً كنار امام باشند. حضرت على(ع) مى‌فرمایند: «وَ لَقَد شَهِدْنَا فى عَسكَرِنا هذا اَقوامٌ فِى اَصلابِ الرّجالِ وَ ارحامِ النِساء سَیَرعَفُ بِهِمُ الزمانُ وَ یَقوى بِهِم الایمانُ»؛(155) من مى‌بینم كسانى را كه در پشت پدران و رحم مادرشان هستند و آن‌ها یار و همراه ما در همین لشکر، به همراه ما بوده‌اند و ما را مى‌بینند. گردش روزگار آنان را روى كار آوَرد و ایمان به‌وسیله‌ی آن‌ها نیرومند شود. معنی جمع توحیدی توسط موحدان تاریخ تا این حدّ گسترده است که آن‌هایی که هنوز به دنیا نیامده‌اند خود را در جمع لشکریان علی(ع) احساس می‌کنند، چون انگیزه‌ی اصیلی در میان است و آن انگیزه‌ی رجوع به حق است.
جلساتى كه با انگیزه‌ی دینى و توحیدی تشکیل می‌شود داراى وحدت حقیقى است و به همان اندازه اصالت دارد و با سایر اجتماعات مسلمانان که در عرصه‌ی زمین و عمق تاریخ تشکیل شده متصل خواهد بود و همه‌ی برکاتی که به آن اجتماعات رسیده و خواهد رسید به این جلسات نیز می‌رسد، به شرطی که انگیزه‌ی توحیدی در میان باشد و افراد بین خود و بقیه دوگانگی احساس نکنند. با توجه به این امر باید اجتماعاتِ خود را اصیل كرد تا قلب طالبانِ توحید به آن جمع كشیده شود و از آن بهره گیرند و در زمانی هم که به اجل خود رسید منجر به هلاکت افراد نگردد. اباذر در جنگ تبوك عقب افتاد، پیامبر فرمودند اگر خیرى در او هست خدا او را بر مى‌گرداند، هیچ نگران نیامدن او نبودند. زیرا می‌دانستند جمع توحیدى به خودی خود مطلوب موحّدان است و اگر نورى از ایمان در افراد باشد به سوی جمع توحیدىِ مورد نظرشان کشیده می‌شوند، به جای تبلیغات اجتماعات باید به توحید آن‌ها پرداخته شود، زیرا شهرت امرى است خیالى و جمع هایى كه در زیر سایه‌ی شهرت ایجاد مى‌شود اجتماعاتی است خیالى و وَهمی که نه تنها هیچ اصالتی ندارند بلکه عمر افرادِ آن جمع را هدر می‌دهد. اجتماعات توحیدی سر و صدایی ندارند ولی همانند نورِ خدا نقش‌آفرین‌اند همان‌طور که اولیاء الهی این چنین‌اند. در حدیث قدسی داریم که خداوند فرمود: «اَوْلِیائى تَحْتَ قُبایى لا یَعْرِفُهُمْ غیری»(156) دوستان من زیر قبّه‌ی من پنهان‌اند و كسى غیر از من آن‌ها را نمى‌شناسد. «فریتیوف‌شوآن» در رابطه با نقد فرهنگ غرب مى‌گوید: «این‌همه ظهور و تبلیغات و خودنمایی، نشانه‌ی سقوط است» این قاعده را می‌توانید به هر جایی تعمیم دهید. هنرى هم كه تمام توانش به‌جاى اتصال افراد به سنت و عالم غیب، ظهور و نمایاندن محسوسات می‌باشد در سقوط است. انسانى هم كه مى‌خواهد همه‌ی درون او را افراد جامعه بدانند و نظر به كثرت‌ انسان‌ها دارد سقوط کرده است، همچنان که شهرت از زاویه‌ی این‌که شخص می‌خواهد خود را به بقیه بنمایاند، مساوى بى‌محتواكردن خود است، اشتهار یك نوع ظهوردادن باطن است و ظهور و ریا نظر بر کثرت دارد و موجب جداماندن از اصیل‌ترین حقایق است، یعنی جداماندن از خداوندی است که مقامش مقام غیب‌الغیوب است.
جامعه با مبانى توحیدى، خودبه‌خود با بركت و داراى بقاء است و با غفلت از توحید و نظر به کثرتِ صِرف، محکوم به هلاکت است و هرچند هم كه با انواع حیله‌ها براى بقاء خود تبلیغات كند، موفق نمى‌شود و هلاكت چنین جامعه‌اى حتمی و تغییرناپذیر است، بدون هیچ ثمره‌‌اى.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»

منابع

قرآن
نهج‌البلاغه
تفسیر المیزان، علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه»
معنویت تشیع، علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» انتشارات تشیع
بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی«رحمة‌الله‌علیه»
الکافی، ابی‌جعفر محمدبن‌یعقوب کلینی«رحمة‌الله‌علیه»
وسائل الشیعه، شیخ حرّعاملی
غرر الحكم و درر الكلم، آمدی
فصوص‌الحکم، محی‌الدین
مثنوی معنوی، مولانا محمد بلخی
احیاء علوم الدین،‌ ابوحامد غزالی
سلسله مباحث امام‌شناسی، آیت‌الله حسینی تهرانی
کنزالعمال ، متّقى هندى
تفسیر علی بن ابراهیم
مصباح الشریعه، ترجمه عبد الرزاق گیلانى
تحف العقول عن آل الرسول(ص) ، ابن شعبه حرانى
التوحید، شیخ صدوق
إرشاد القلوب إلى الصواب، شیخ حسن دیلمى
اعتقادات امامیه، شیخ صدوق و شیخ مفید
مستدرك الوسائل، حسین نوری طبرسی
نورٌ عَلى نور، حسن‌زاده‌ی آملی
كشف الیقین فی‌فضائل أمیرالمؤمنین(ع)
الحكم الزاهرة با ترجمه‌ی انصارى
ینابیع المودة، قندوزی
صراط مستقیم، سید حسین بروجردی
احتجاج- ترجمه‌ی غفارى مازندرانى
صحیفه‌ی امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»
فضائل الشیعة، شیخ صدوق
الخصال، شیخ صدوق
فلاح السائل، سیدبن طاووس
من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق
الإحتجاج على أهل اللجاج، احمد بن على طبرسى
طرائف الحكم، میرزا احمد آشتیانى
فضائل پنج تن(ع) در صحاح ششگانه اهل سنت، محمد باقر ساعدى
فرائدالسمطین، شیخ الاسلام حموئى
تفسیر کبیر، فخر رازی
كنز الفوائد، ابو الفتح كراجكى
عقبات‌الانوار فی امامة الأئمة الأطهار
المناقب، ابن المغازی
الفین، علامه حلى، ترجمه‌ی وجدانى
آل بیت‌النّبی(ص) و آله فی مصر، احمد ابوکف
«بصیرت فاطمه زهرا(س) ، اصغر طاهرزاده
تجرید، قوشجی
نهج‌الحق و كشف‌الصدق، على‌رضا كهنسال
منتهی‌الآمال، شیخ عباس قمی
چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی، اصغر طاهرزاده
کار روشنفکری ، بابک احمدی
مفتاح الفلاح، شیخ بهایی
عوالی اللآلی، ابن ابی جمهور احسائی
كشف الیقین فی ‌فضائل أمیرالمؤمنین(ع)، علامه حلى
سنن ، نسائی
احقاق الحق، شهید قاضی نور الله شوشتری
تفسیر صراط مستقیم، سید حسین بروجردی
أمالی الصدوق، شیخ صدوق
إعلام الورى بأعلام الهدى، شیخ طبرسی
تاریخ طبری
ترجمه‌ی الغدیر
مروج الذهب ، مسعودی
انقلاب بزرگ، علی و دو فرزند بزرگوارش ، طه حسین
مستدرك حاكم نیشابوری
مناقب خوارزمی
ولایت فقیه، حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»
سیطره‌ی کمیت، رنه‌گنون
شرح الاسماء الحسنی، ملا هادی سبزواری
از برهان تا عرفان ، طاهرزاده
المحجةالبیضاء، فیض کاشانی
الارشاد، شیخ مفید
عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق
كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق

پاورقی ها

1 - سوره‌ی یونس،آیه‌ی 35.
2 - بحارالانوار، ج24،ص147.
3 - 25/12/1387.
4 - معنویت تشیع، علامه‌ی طباطبائی«رحمة‌الله‌علیه» ، انتشارات تشیع سال 1385، ص 39.
5 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 30.
6 - معنویت تشیع، ص 48.
7 - به کتاب «بصیرت حضرت فاطمه (س) » از همین مؤلف رجوع شود.
8 - معنویت تشیع، ص 50.
9 - الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج 2، ص 317
10 - این نوع بحران غیر از بحران تکوینی است که با نبودن حجت در هستی به‌وجود می‌آید.
11 - معنویت تشیع، صفحه‌ 50.
12 - معنویت تشیع، ص 51.
13 - قوشجی در شرح تجرید می‌گوید: عمر بالای منبر گفت: «ایّهاالنّاس! ثلاث كنّ علی عهد رسول‌الله(ص) و انا انهی عَنْهُنَّ وَ اُحَرِّمُهُنَّ و اُعاقِبُ عَلیهِنَّ، مُتْعَةُ‌النِّساء وَ مُتْعَةُ‌الحجّ وَ حیِّ‌علی‌خیرالعمل»؛ ای مردم سه چیز در زمان رسول‌الله بود كه من آن‌ها را نهی كرده و حرام می‌نمایم و هركس به انجام آن‌ها مبادرت نماید را عقوبت می‌كنم كه عبارتند از: «متعه‌ی نساء و متعه‌ی حج و گفتن حیِّ علی خیرالعمل در اذان». (ترجمه‌ی الغدیر، ج 12، ص79). معنویت تشیع، ص 55.
14- على‌رضا كهنسال، نهج‌الحق و كشف‌الصدق، ص281. تفسیر کبیر فخر رازی، ضمن تفسیر آیه‌ی «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُن ..».
15- معنویت تشیع، ص 54.
16- معنویت تشیع، ص 54.
17- سوره‌ی ذاریات، آیه‌ی 56.
18- سوره‌ی حجر، آیه‌ی 99.
19 - سوره‌ی انعام، آیه‌ی 75.
20 - سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 185.
21- سوره‌ی حجر، آیه‌ی 99.
22 - سوره‌ی یس، آیه‌ی 83.
23 - سوره‌ی حجر، آیه‌ی 21.
24 - معنویت تشیع، ص 63.
25 - همان، ص 64.
26- بحارالانوار، ج 45، ص 59 - منتهی‌الآمال، ص 404.
27 - جهت بررسی بیشتر این موضوع به کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» از همین مؤلف رجوع شود.
28 - جهت بررسی جایگاه باطنی مقام اهل البیت(ع) به تفسیرالمیزان آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب و آیات 77 تا 79 سوره‌ی واقعه رجوع فرمائید.
29 - دکتر رضا داوری.
30 - سوره‌ی حجر، آیه‌ی 21.
31 - به کتاب «کار روشنفکری» از بابک احمدی، نشر مرکزی، 1374 رجوع شود.
32 - آن عده از روشنفکران مسلمانی که اخیراً مدعی‌اند قرآن مربوط به فهم پیامبر(ص) است بدون آن‌که خداوند آن را به پیامبر(ص) وحی کرده باشد، بر مبنای مکتب «Nominalism» چنین نظریاتی را مطرح می کنند.
33 - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 2، ص 210.
34 - بحارالانوار ج 1، ص 97.
35 - شیخ بهایی، مفتاح الفلاح، ص 41.
36 - عوالی اللآلی، ج 4، ص 124.
37 - كشف الیقین فی ‌فضائل أمیرالمؤمنین(ع)، ص 464.
38 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 28.
39 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 29.
40 - سوره‌ی توبه، آیات 31 و 30.
41 - سوره‌ی منافقون،آیه8.
42 - معنویت تشیع، ص 39.
43 - همان، ص 39.
44 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 30.
45 - اگر قرآن در سوره‌ی انسان، آیه‌ی 12 می‌فرماید: «وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِیرًا» و جزای آن‌ها را به جهت صبری که پیشه کردند بهشت و حریر قرار دادیم، آن حریر از جنس همان عالم معنویت است و صورت نیت‌های الهی آن‌ها است.
46 - سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 64.
47 - معنویت تشیع، ص 54.
48 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 31.
49 - منظور از دو متعه، متعه‌ی حجِ تمتع و عقد موقت است.
50 - نسائی، سنن، ج 5، ص 153.
51 - ینابیع المودة، ص 235، احقاق الحق، ج 4، ص 226.
52 - سوره‌ی نساء، آیه‌ی 59.
53 - سوره‌ی احزاب، آیه‌ی 33.
54 - سوره‌ی واقعه، آیات 79-77.
55 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 31.
56 - سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 180.
57- مستدرك الوسائل، ج 5، ص 229.
58 - تفسیر صراط مستقیم، سید حسین بروجردی، ج 3، ص 374.
59 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 32.
60 - أمالی الصدوق، ص 463. بحارالانوار، ج 44، ص 298.
61 - پیامبر(ص) فرمودند: «خُلِقَ نُور فَاطِمَه(س) قَبْلَ اَن یخْلُقَ الْاَرْضَ وَ السَّماء»(بحارالأنوار، ج 43، ص 4) نور فاطمه(س) قبل از آن که آسمان و زمین خلق شود، خلق شد.
62 - در مورد ارتباط با ذوات مقدس نبی الله و اهل‌البیت(ع) می‌توانید به سلسله مباحث «مقام حقیقت نوری اهل‌البیت(ع)» رجوع فرمایید.
63 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 32.
64 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 29.
65- آری قبول است که غرب امروز حتی از یهودیت و نصرانیت خود دست برداشته و تجسم عینی دنیاپرستی شده ولی باید متوجه بود این ماده‌گرایی در بطن یهودیت و نصرانیت موجود است و قرآن ما را از آن منع می‌کند، چه رسد به غرب‌گرایی و غرب‌زدگی امروز.
66 - خبرگزاری فارس، 21 دی 1388.
67 - سوره‌ی نحل، آیه‌ی 120.
68 - صحیفه‌ی امام، ج 15، ص 18.
69 - نهج البلاغه، خطبه 201.
70 - خلیفه‌ی اول دستور می‌دهد فجأة سلمی را که موجب آزار مسلمانان شد، ‌زنده در آتش بسوزانند در حالی که چنین حکمی بر پیامبر خدا(ص) نیز روا نیست.(تاریخ طبری، ج 4 ، ص 52)
71 - شیخ طبرسی، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص: 442.
72 - در همین رابطه است که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالی» فرمودند:به طور قطع می گویم الگوی غرب برای توسعه،یک الگوی ناموفق است.25/2/1386.
73 - معنویت تشیع، علامه‌ی طباطبائی«رحمة‌الله‌علیه»، ص 48.
74 - به کتاب اسرار الصلوة،آیت الله جوادی آملی، رجوع شود.
75 - ترجمه‌ی الغدیر، ج 12، ص 79.
76 - سوره‌ی نجم ، آیه‌ی 3.
77 - معنویت تشیع، ص 57.
78 - معنویت تشیع، ص 52.
79 - مسعودی، مروج الذهب، ج 2، ص 345.
80 - طه حسین، انقلاب بزرگ، علی و دو فرزند بزرگوارش، ص 9.
81 - سوره‌ی واقعه، آیه‌ی 78.
82 - سوره‌ی احزاب، آیه‌ی 33.
83 - تذكره سبط 87 - مناقب خوارزمی 58 - مقتل خوارزمی 1/ 45 - الغدیر، ج 5 ، ص 175.
84 - مستدرك حاكم نیشابوری، ج 1، ص 45 - ابن‌جوزی در سیره‌ی عمر، ص 106 - الغدیر، ج 11، ص 201.
85 - اریاض‌النضرء، ج2، ص 196- الغدیر، ج 11، ص 217.
86 - به کتاب «ولایت فقیه» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» رجوع شود.
87 - سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی 70.
88 - صحیفه‌ی امام، ج 8، ص 281.
89 - جهت بررسی بیشتر جایگاه دموکراسی در غرب، به کتاب «سیطره‌ی کمیت» از رنه‌گنون رجوع فرمایید.
90 - امالی صدوق، ص 534.
91 - به کتاب «ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا» از همین مولف رجوع فرمایید.
92 - بحارالأنوار ج 34، ص 267.
93 - الإحتجاج على أهل اللجاج، ج 1، ص 110.
94 - سوره‌ی حجر، آیه‌ی 21.
95 - الکافی، ج 3، ص 242.
96 - به کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» ص 88 از مؤلف و یا اصول کافی ج 1، ص 65، رجوع شود.
97 - شرح الاسماء الحسنی، ملا هادی سبزواری، ج 2، ص 21.
98 - سوره‌ی نور، آیه‌ی 37.
99 - سوره‌ی مؤمنون، آیه‌ی 3.
100 - نهج البلاغه، کلام 211.
101 - نهج البلاغه، خطبه‌ی 34.
102 - «الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد»، ج 2، ص 205.
103 - ملاهادی سبزواری، شرح الأسماء، ج 2، ص 21.
104 - سوره‌ی نحل، آیه‌ی 61.
105 - سوره‌ی کهف، آیه‌ی 59.
106 - سوره‌ی انعام، آیه‌ی 2.
107 - سوره‌ی نحل، آیه‌ی 96.
108 - سوره‌ی نحل، آیه‌ی 61.
109 - سوره‌ی احقاف، آیه‌ی 3.
110 - سوره‌ی بقره، آیه‌ی 36.
111 - سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 34.
112 - سوره‌ی حجر، آیات4 و 5.
113 - سوره‌ی نحل، آیه‌ی 61.
114 - سوره‌ی آل‌عمران، آیات 140 و 141.
115 - سوره‌ی یونس، آیه‌ی 4.
116 - مبانی این بحث را در کتاب «از برهان تا عرفان» قسمت «برهان صدیقین» از همین مؤلف دنبال كنید.
117 - سوره‌ی هود، آیه‌ی 27.
118 - سوره‌ی هود، آیه‌ی 26.
119 - المحجةالبیضاء، ج 5، ص 60.
120 - علت سکونت یهودیان در مدینه را نیز چنین نوشته‌اند که چون در متون خود خوانده بودند آخرین پیامبر در این محل، نظام الهی خود را برپا می‌کند، به آن محل آمدند تا از اولین کسانی باشند که به او ایمان می‌آورند، ولی چون حسادت بر آن‌ها غلبه کرد اکثراً موفق به آنچه می‌خواستند نشدند.
121 - طایفه‌ی لخمیان از قرن سوم تا قرن هفتم میلادی در جزیرة‌العرب بر حیره حکومت می‌کردند. با تسلط مسلمانان بر حیره و ساخته‌شدن شهر کوفه در سال هفدهم هجری از اهمیت و شکوه گذشته‌ی حیره کاسته شد.(یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، دار صادر دار بیروت، 1956م، تحت واژه‌ی حیره).
122 - سوره‌ی اعراف، آیات 94 و 95.
123 - به آیه‌ی 98 سوره‌ی یونس رجوع شود.
124 - سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 95.
125 - سوره‌ی حجر، آیات 4 و 5.
126 - سوره‌ی کهف، آیه‌ی 58.
127 - تفسیر آیه‌ی22 سوره‌ مبارکه حدید در موضوع فوق روشنگری های قابل توجهی دارد.
128 - الكافی، ج 1، ص 471.
129 - شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 192.
130 - سوره‌ی حجر، آیه‌ی 4.
131 - سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 140.
132 - سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 141.
133 - شیخ صدوق ، كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 338.
134 - جهت تفصیل این نکته به کتاب«فرهنگ مدرنیته و توهم» از همین مولف رجوع فرمایید.
135 - سوره‌ی نحل، آیه‌ی 61.
136 - سوره‌ی کهف، آیه‌ی 59.
137 - سوره‌ی ص،آیه‌ی 26.
138 - سوره‌ی یونس، آیه‌ی 91.
139 - سوره‌ی نحل، آیات 60 و 61.
140 - سوره‌ی محمد(ص)، آیه‌ی 25.
141 - سوره‌ی انعام، آیه‌ی 112.
142 - سوره‌ی مائده،آیه‌ی 48.
143 - سوره‌ی مائده، آیه‌ی 48.
144 - صحیفه‌ی امام، ج 14، ص 456.
145 - سوره‌ی روم، آیه‌ی 8.
146 - سوره‌ی اعلی، آیه‌ی 13.
147 - سوره‌ی توبه، آیه‌ی 12.
148 - صحیفه‌ی امام، ج 21، ص 88.
149 - تفسیر المیزان، ج 17، ص 89.
150 - هجرت اولیاء الهی از جامعه‌ی مرده نیز بر همین مبناست که متوجه می‌شوند آن جامعه استعداد جذب فیوضات الهی را ندارد.
151 - سوره‌ی بقره، آیه‌ی 249.
152 - فیلسوفان وحدت را مساوق وجود می‌دانند، بدین‌معنی که حتی نمی‌توان آن‌ها را دو چیز دانست که نسبتشان تساوی است، بلکه یک حقیقت‌اند به دو اعتبار.
153 - نهج‌الفصاحه، ص 45.
154 - «فَضْلُ الْجَماعَةِ عَلَی الْفَردِ اَرْبَعٌ وَ عِشْرُون» فضیلت نماز جماعت بیست و چهار برابر نماز فُرادَی است (عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 121). «فَضْلُ الْجَماعَةِ عَلَی الْفَرْدِ کُلُّ رَکْعَةَ بِاَلْفِی رَکْعَةَ» فضیلت یک رکعت نماز جماعت برابر دو هزار رکعت نماز فُرادَی است(تحف‌العقول، ص 417). در این دو روایت تفاوت ثواب، بستگی به کمال جماعت و خلوص نمازگزاران دارد.
155 - نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 12.
156 - احیاء علوم دین، غزالی، ج 14، ص 147. امام خمینی«رضوان‌الله‌‌‌علیه» سرّ الصلاة، ص 96.