اخلاق در قرآن جلد سوّم - فروع مسائل اخلاقی

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

پشت کردن به اخلاق یعنی پشت کردن به همه چیز پیشگفتار:

اکنون که در این مقدّمه کوتاه را می نویسم، در سراسر جهان سخن از حمله وحشتناک تروریستی به آمریکا و آثار زیانبار آن در آن کشور و در تمام دنیا، و سپس سخن از حملات انتقالی آن کشور به افغانستان و احتمالاً مناطق دیگر است.
همه از آثار کوتاه مدّت و درازمدّت سیاسی و اقتصادی این حمله فاجعه بار و بی سابقه قرن ما سخن می گویند، ولی کمتر دیده شده کسی از پیام های اخلاقی این حادثه بی نظیر سخن بگوید.
پیامی که می گوید قدرتمندترین کشورهای دنیا، ممکن است آسیب پذیرترین آنها باشد، و با حمله چند نفر، کاخ ابهّت آن ناگهان فرو ریزد.
پیامی که می گوید بر هیچ چیز این جهان نمی توان اعتماد کرد، که گاه یک حادثه مرگبار که به وسیله چند نفر طراحی شده، همه محاسبات و معادلات را بر هم می زند، زورمندان را به ذلّت و قدرتمندان به ضعف و هوشیاری در کام غفلت و بی خبری فرومی برد، و هنگامی بیدار می شوند که همه چیز از دست رفته است!
پیام دیگر این حادثه آن است که انسان امروز به خاطر سست شدن پایه های اخلاق فردی و اجتماعی بهای سنگینی را می پردازد، و همه چیز خود را به خطر انداخته است.
هنگامی که کاخ زیبای عدالت فرو ریزد و ظلم و ستم جای آن را بگیرد، خودخواهی ها و خودمحوری ها و انحصارطلبی زورمداران، کارد را به استخوان قشرهای محروم برساند، و گلوی آنها را سخت بفشارد.
و هنگامی که غرور و خودبرتربینی، اجازه درک حقایق موجود جهان را ندهد، و حتّی انسان از آنچه در اطراف او می گذرد غافل سازد، چنین حوادثی دور از انتظار نیست، حوادثی که لرزه بر پیکر خودکامگان مغرور، و ستمگران از خدا بی خبر می اندازد و آن ها را روزها و ماهها گیج می کند.
آیا وقت آن نرسیده است که بدانیم دنیای مادّیگری به بن بست رسیده، و باید بازگشت خود را به سوی معنویت و اخلاق انسانی آغاز کند، تا هم انگیزه های تروریسم بخشکد و هم محبّت و صفا و صمیمیت بر جهان حکم فرما شود.
فراموش کردن واقعیّت ها سبب از بین رفتن آنها نمی شود، تا ظلم و ستم و بی عدالتی و تبعیض و خودکامگی در جهان وجود دارد، باید در انتظار این گونه حوادث و حتّی بدتر از آن بود.
سخن در این زمینه بسیار و تحلیل های فراوانی وجود دارد که در این مقدّمه کوتاه نمی گنجد، غرض در اینجا فقط اشاره ای جهت بیداری بود تا همه بدانیم برای اصلاح وضع خطرناک موجود جهان نه حملات انتقامی کارساز است، که آتش را شعله ورتر می سازد و سبب حملات زنجیره ای بیشتری می شود، و نه گناهان را به گردن این گروه و آن گروه انداختن.
باید هر کس مسئولیّت خویش را بپذیرد و به اصول اخلاق انسانی گردن نهد و ضرورت آن را برای تأمین یک زندگی آرام توأم با امنیت و شکوفایی دریابد.

در اینجا دست شُکر به درگاه ایزدمتعال برمی داریم و او را سپاس می گوئیم که به توفیق او سوّمین و آخرین جلد از کتاب پُرفیض اخلاق در قرآن به پایان رسید. و اکنون می توانیم به مردم جهان بگوئیم:
این است اخلاق اسلامی ما!
این است راه و رسم زندگی!
و این است نسخه نجات از نابسامانیها!
قم - حوزه علمیّه
ناصر مکارم شیرازی - مهر ماه 1380

جاه طلبی

اشاره :
هر کس به چیزی علاقه مند است، بعضی به مال عشق می ورزند، بعضی دیگر به جمال، گروهی خواهان کمالند، ولی جمعی طالب مقامند و این گروه اخیر را جاه طلب می نامند، دوست دارند مردم همه به آنها احترام بگذارند، و به خانه آنها رفت و آمد داشته باشند، و به اصطلاح از دیگران یک سر و گردن برتر باشند، آخرین سخن، سخن آنها باشد و کسی روی حرف آنها حرف نزند، هر چند عقل و کفایت و درایت لازم برای این امور را نداشته باشند. این گونه افراد را جاه طلب و طالب اسم و آوازه و مقام می نامند.
این صفت غالباً در افراد بزرگسال پیدا می شود، و در جوان و نوجوان کمتر است، و گاه تا آخر عمر از انسان جدا نمی شود، تمام نیروهای او تحلیل می رود؛ ولی جاه طلبی همچنان در اعماق قلبش به قوّت خود باقی است، بلکه با افزایش سن قوی تر و گسترده تر می شود.
این صفت رذیله سرچشمه بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی است، انسان را از خدا و خَلق خدا دور می کند و او را برای وصول به مقصدش به دنبال گناهان خطرناکی می فرستد، و از همه بدتر این که در بسیاری از اوقات با صفات نیک مانند احساس مسؤولیّت و تصمیم بر انجام وظیفه اجتماعی و لزوم مدیریّت صالح در جامعه و امثال این ها اشتباه می شود. در حدیث آمده است: آخر ما یخرج من قلوب الصّدّیقین حبّ الجاه؛ آخرین چیزی که از محبّت دنیا از قلب مؤمنان راستین خارج می شود. جاه طلبی است.
این حدیث به خوبی نشان می دهد که تا چه حد این رذیله اخلاقی خطرناک است.
لازم به یادآوری است که این صفت، پیوند نزدیکی با ریاکاری و تکبّر و عُجب و خودپسندی دارد که گاه به همین جهت اشتباه می شود، با این اشاره به آیات قرآن باز می گردیم، و چهره هایی از جاه طلبی و عواقب آن را در قرآن مجید، مورد بررسی قرار می دهیم:
1- در ماجرای سامری که در سوره طه از آیه 85 تا 98 آمده است استفاده می شود که مسأله جاه طلبی او سبب گمراهی خودش و گمراهی گروه کثیری از بنی اسرائیل، و بر باد رفتن جمع عظیمی از آنها شد. قال فانّا قد فتنّا قومک من بعدک و أضلّهم السّامریّ...فأخرج لهم عجلاً جسداً له خوار فقالوا هذا الهکم و اله موسی فنسی...
قال فما خطبک یا سامریّ - قال بصرت بما لم یبصروا به فقبضت قبضة من أثر الرّسول فنبذتها و کذالک سوّلت لی نفسی.(1)
2- و اذ قلتم یا موسی لن نؤمن لک حتّی نری اللّه جهرة فأخذتکم الصّاعقة و أنتم تنظرون. (بقره - 55)
و قال الّذین لایرجون لقائنا لولا انزل علینا الملائکة أو نری ربّنا لقد استکبروا فی أنفسهم و عتوا عتوّاً کبیراً. (فرقان - 21)
3- و نادی فرعون فی قومه قال یا قوم ألیس لی ملک مصر و هذه الأنهار تجری من تحتی أفلا تبصرون - أم أنا خیر من هذا الّذی هو مهین و لا یکاد یبین (زخرف - 51 و 52)
4- قال انّما اوتیته علی علم عندی... فخرج علی قومه فی زینته قال الّذین یریدون الحیوة الدّنیا یا لیت لنا مثل ما اوتی قارون انّه لذو حظّ عظیم. (قصص - 78 و 79)
5- قال لئن أتّخذت الهاً غیری لاجعلنّک من المسجونین. (شعرا - 29)
6- أؤ یکون لک بیت من زخرف أو ترقی فی السّماء و لن نؤمن لرقیّک حتّی تنزّل علینا کتاباً نقرؤه. (اسراء - 93)
7- تلک الدّار الآخرة نجعلها للّذین لایریدون علوّاً فی الأرض و لافساداً والعاقبة للمتّقین (قصص - 83)
ترجمه :
1- فرمود: (ای موسی!) ما قوم تو را بعد از تو آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت!...و برای آنان مجسّمه گوساله ای که صدایی همچون صدای گوساله داشت پدید آورد و (به یکدیگر) گفتند (این خدای شما و خدای موسی است!) و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود!)... (موسی رو به سامری کرد و) گفت: تو چرا این کار را کردی ای سامری؟! گفت: من چیزی دیدم که آنها ندیدند، من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم پس آن را افکندم و این چنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد!
2- (به یادآورید) هنگامی را که گفتند: ای موسی! ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، مگر اینکه خدا را آشکارا (با چشم خود) ببینیم! پس صاعقه شما را گرفت در حالی که تماشا می کردید!... و کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند (و رستاخیز را انکار می کنند) گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشده اند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمی بینیم؟! آنها درباره خود تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگی کردند!
3- فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: ای قوم من! آیا حکومت مصر از آنِ من نیست، و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارند؟ آیا نمی بینید؟!- مگر نه این است که من از این مرد (موسی) که از خانواده و طبقه پَستی است و هرگز نمی تواند فصیح سخن بگوید برترم؟!
4- (قارون) گفت: این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آورده ام!...- (و یک روز قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستی که او بهره عظیمی دارد! (امّا هنگامی که قارون و گنجهایش در زمین فرو رفت از گفته خود پشیمان شدند).
5- (فرعون) خشمگین شد و (به موسی) گفت: اگر معبودی غیر از من برگزینی تو را از زندانیان قرار خواهم داد!
6- (مشرکان گفتند ما به تو ایمان نمی آوریم تا) خانه ای پُرنقش و نگار از طلا داشته باشی، یا به آسمان بالا روی حتّی به آسمان رفتنت ایمان نمی آوریم مگر آنکه نامه ای بر ما نازل کنی که آن را بخوانیم!... (آری،) این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی در زمین و فساد را ندارند، و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است.

تفسیر و جمع بندی