جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم

اصغر طاهرزاده

پُست‌مدرنیسم؛ حیله‌ای پنهان

8- فرهنگ مدرنیته پس از روبه‌رویی با ناکامی‌های خود سعی دارد تحت عنوان «پستْ مدرن» و با جمع‌کردن سنت و مدرنیسم، و با داستان‌هایی مثل هری‌پاتر و فیلم‌های ماتریکس، با روشی نو، جوانان پوچ‌‌شده و واخورده توسط آن فرهنگ را همچنان در مناسبات غربی مشغول نگهدارد و باز همان انسان محوری با محوریت نفس امّاره ادامه یابد و این همان توبه‌ی گربه از شکار موش‌ها است، باز به اسم آبادانی دنیا، فراموشی آخرت در برنامه‌ها اصل است و باز علم تجربی است که به جای دین، برنامه‌ریز زندگی بشر خواهد بود.
روح فرهنگ مدرنیته به جهت ریاکاری‌اش، روح شیطانی است و مثل شیطان برای خود حیله‌های فراوانی دارد، از جمله آن حیله‌ها این‌که گاهی اوقات افراد را با مقدس بازی به جهنم می‌‌برد. یكی از حیله‌های مدرنیته كه پس از شكست‌خوردن در اهدافِ قرن هجدهمی‌اش، به صحنه آورد تئوری پُست‌مدرنیسم است. پست‌مدرنیسم از ادعاهای قبلی مدرنیسم که هیچ جایی برای معنویت باز نکرده بود عدول کرده و در عین اصالت‌دادن به اهداف مدرنیسم، معنویت - آن هم معنویت سکولار- را به میدان آورده، ولی بدون آن که محوریت انسان یا اومانیسم را تغییر دهد و محور زندگی انسان، آسمان و غیب و معاد باشد.
امروزه چهره‌ای از مدرنیته به میدان آمده که ظاهراً گرایش به مذهب دارد ولی مذهبی که رویکرد اصلی‌اش دنیا است و با اندیشه‌ی پست‌مدرنیسم جلو می‌رود و نه با اندیشه‌ی پشت‌کردن به مدرنیسم و برگشت به مکتب انبیاء. بسیاری از فیلم‌هایی كه تلویزیون به نمایش می‌گذارد و به ظاهر هم مذهبی هستند تحت تأثیر پست مدرنیسم ساخته شده است. دینی را پیشنهاد می‌‌كنند که شما در جانتان متوجه‌ی خلأ دین حقیقی نشوید و به هیچ حقیقتی هم راه پیدا ننمائید. به قول نویسنده ای در یكی از مجلات؛ «این اسلامی که تلویزیون با این نوع فیلم‌ها ارائه می‌دهد اسلام تلویزیونی است نه این که فکر کنید تلویزیون اسلامی شده است این دو با هم فرق می‌‌كنند». اسلام تلویزیونی همین است كه شما بعضاً در بعضی از افراد می‌‌بینید که خانم هم نماز می‌‌خواند هم حجاب را قبول ندارد، چون نماز را به عنوان تخلیه‌ی روانی می‌خواند و روانشناسان این‌گونه برایش شرح داده‌اند، نه چون حکم خدا است باید انجام دهد، تا وظیفه داشته باشد حجاب را هم به جهت آن‌که حکم خدا است رعایت کند. این یعنی تركیب سنت و مدرنیسم. ولی آن‌هایی که حقیقت انقلاب اسلامی‌ را می‌شناسند راهشان از این راه‌ها جدا است.
سکولارهای دین‌دار اگر از جهتی هم در كنار انقلاب اسلامی آمده‌اند، ذات قدسی انقلاب طوری است که این افراد را از خود دور می‌کند. نور انقلاب اسلامی‌ به آنهایی كه می‌‌خواهند ظلمات مدرنیته را با محوریت دنیا - به جای محوریت قیامت - و حاكمیت نفس اماره را تحت پوشش علم تجربی به صحنه بیاورند، نمی‌‌رسد. اینها بخواهند یا نخواهند حجاب انقلاب اسلامی‌ هستند. زیرا رویکرد انقلاب اسلامی‌ رویكرد دیگری است که در تقسیم‌بندی‌هایی مثل پست‌مدرنیسم و یا جمع سنت و مدرنیسم نمی‌گنجد، چون در تمام این تقسیم‌بندی‌ها روح حاکم، روح غربی است و سکولاریسم در آن جریان دارد. انقلاب اسلامی عامل گشایش افق تازه‌ای است که می‌خواهد از مدرنیسم به‌کلی عبور کند و حقیقتِ آن به‌تدریج از باطن به ظاهر می‌آید و چون غرب و نگاه سکولارزده از پشت حجاب خودبینی و انسان‌محوری به انقلاب اسلامی می‌نگرد هرگز به حقیقت و عظمت انقلاب پی نمی‌برد.

ریشه‌های غفلت غرب از انقلاب اسلامی

9- وقتی متوجه شدیم تمدن مبتنی بر سكولاریسم نه سنت‌های جاری در عالم را می‌‌شناسد و نه از جهت‌گیری فطرت انسان‌ها آگاهی دارد، مشخص می‌‌شود چرا فرهنگ مدرنیته در اوج دست‌یابی به اهدافش با بحران روبه‌رو می‌‌شود. و در این صورت است که جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی به‌خوبی روشن می‌گردد و این‌که چرا می‌گوییم آینده از آنِ انقلاب اسلامی است، انقلابی که می‌خواهد حکم أحد بر عالم کثرت جاری گردد تا کثرت‌ها در نظام وَحدانی هویت یابند و در مسیر صحیح قرار گیرند.
در این‌كه امروز مدرنیته در بحران است بحثی نیست ولی اگر نفهمیم كه چرا در بحران است خودمان هم در آن گرفتار می‌شویم.
اگر كسی از یک طرف سُنَن جاری در عالم را نشناسد و از طرف دیگر از حقیقت انسان و ابعاد روحانی آن نیز غافل باشد هر برنامه‌ای كه می‌‌ریزد بی‌نتیجه خواهد بود و هنگامی‌ كه به ظاهر همه‌ی برنامه‌هایی را که می‌خواست انجام دهد، به صحنه‌آورد و در ظاهر بالا رفت، سقوطش شروع می‌شود و با انواع بحران‌ها روبه‌رو می‌گردد، زیرا نسبت به سُنن الهیه‌ی عالم و فطرت الهیه‌ی انسان در جهل به‌سر می‌برد، چنین نگاهی هرگز متوجه‌ی جایگاه انقلاب اسلامی در نظام هستی نخواهد بود.
وقتی فهمیدیم چرا در تمدن غربی بحران پیدا شد و نسبت به آنچه می‌خواست ناکام ماند، جایگاه انقلاب اسلامی‌ به خوبی روشن می‌‌شود و روشن می‌شود كه چرا می‌‌گوییم آینده از آنِِِ انقلاب اسلامی‌ است. این‌ یک آرزوی خیالی نیست که از خودمان درآورده‌ باشیم بلكه وقتی وضع جهانِ موجود را می‌‌شناسیم و متوجه سنن جاری در عالم هستیم و از سیر تاریخ آگاهی داریم، متوجه آینده‌داری انقلاب اسلامی خواهیم شد. انقلابی كه محکماتش آن است که حكم اَحد بر عالم كثرت جاری گردد، تا كثرت‌ها در نظام وحدانی هویت یابند و در مسیر صحیح قرار گیرند.

ریشه‌ی بی‌هویتی

این نکته‌ی دقیقی است که عزیزان متوجه باشند كثرت‌ها همیشه به خودی خود بی‌هویت‌اند مگر این كه در نظام وحدت، خود را تعریف کنند مثل آجرهای این مسجد که شخصیت‌شان به این است كه مسجد شده‌اند و نظمی‌ كه در شخصیت وحدانی مسجد هست، آجرها را معنی‌دار كرده است وگرنه آجر منهای ساختمان معنی ندارد، همان وقتی هم که شما به آن‌ها به عنوان آجر نگاه می‌کنید به اعتبار جایگاهی است که آن‌ها در ساختمان دارند. یا مثل سلول‌های دست، که هم‌اکنون به عنوان انگشت موجوداند و انگشت‌ها نیز به عنوان دست موجود‌اند و دست به عنوان عضوی از بدن موجود است، یعنی هم‌اکنون سلول‌های دست در نظامی به نام بدن هویت پیدا کرده‌اند، حال اگر این سلول از تمام این نظام جدا شود، دیگر چیزی نیست، سلول بودنش هم در رابطه با بدن معنی پیدا کرده است. این است معنی این که گفته می‌شود همیشه اگر كثرت‌ها زیر پوشش وحدت قرار گیرند هویت پیدا می‌‌كنند و از آن طرف، وحدت حقیقی فقط حضرت اَحد است و تا انسان‌ها در همه‌ی حرکات خود تحت حکم اَحد قرار نگیرند هیچ هویتی ندارند. دین تمام انضباط و مناسبات بشر را تحت حکم حضرت اَحد می‌برد تا غذا‌خوردن و ازدواج‌کردن و سایر اعمال او معنی پیدا کند. این‌كه شما می‌‌بینید امروز جهان غرب‌زده احساس بی‌هویتی دارد و افسردگی آزارش می‌دهد، چون جایگاه حقیقی خود را در رابطه با حضرت اَحدیت گم كرده است و فقط یك راه برای پیداكردن خود در پیش دارد، و آن این‌كه كثرت‌ها در زیر پوشش وحدت جای گیرند تا كثرت‌ها در نظام وحدانی هویت یابند و در مسیر صحیح قرار بگیرند. و هرگز تمدن سكولار نمی‌‌تواند این كار را به عهده بگیرد و هر تلاشی هم تحت عنوان ارتباط بین سنت و مدرنیسم انجام دهد نتیجه‌اش عمیق‌تر کردن بی‌هویتی مردم است و علت امیدواری ما به انقلاب اسلامی به جهت این است كه دقیقاً مقابل جریان مدرنیته است و رویکرد آن به سنن الهی است.
در دوران غیبت امام معصوم(ع) وظیفه‌ی فقها این است که حكم خدا و رسول خدا و امام معصوم(ع) را از منابع دین کشف کنند. یعنی فقهای دین عملاً از منابع دین قواعد عالم و آدم را کشف می‌نمایند و انقلاب اسلامی بر مبنای چنین قواعدی جلو می‌رود و لذا حتماً پیروز است و در تاریخ جلو می‌رود. شقّ سومی‌ هم كه نداریم، یا باید به سنن عالم و فطرت انسانی نظر داشت و یا باید با قراردادهایی که بشر از خودش در می‌آورد زندگی کرد که حاصل آن بحرانی است که مدرنیسم بدان گرفتار آمده است. و برای آن‌که بدانیم انقلاب اسلامی با خود چه آورده از این نکته نباید غافل شد.