جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم

اصغر طاهرزاده

حاکمیت بر اساس ابعاد قدسی انسان‌ها

یکی از نکات مهمی که از طریق انقلاب اسلامی‌ به بشریت برگردانده شد و مهم‌ترین نیاز بشر است، عبارت است از اتحاد وِلایت و وَلایت و اینكه حاكمان باید براساس ابعاد قدسی و معنوی انسان‌ها با انسان‌ها گفتگو كنند و بر آنان حکم برانند تا دستوراتشان با عمق جان آدم‌ها رابطه داشته باشد. نمونه‌ی این نوع حکومت در زمان امیرالمؤمنین علی(ع) ظاهر شد، لذا با این‌که اجرای حدود الهی برای فرد مجرم یک نوع تنبیه است و به طور طبیعی موجب دلخوری او از آن حاکمی می‌شود که احکام را اجراء می‌کند، راوی می‌‌گوید: حضرت علی(ع) انگشت‌های دست شخصی را قطع كردند و او دست بریده‌اش را با دست دیگر مشت كرده بود و در حالی که قطرات خون از آن می‌چکید به راه افتاد، در هنگامی که او از محکمه خارج می‌شد یكی از منافقان او را می‌بیند و با ظاهری دلسوزانه می پرسد چه كسی با تو این كار را كرده است؟ آن شخص در جواب او شروع می‌کند با مدح زیاد نام امیرالمؤمنین(ع) را می‌آورد و می‌گوید: پنجه‌ام را سید جانشینان پیامبران برید، پیشوای سفید رویان قیامت، ذی‌حق‌ترین مردم نسبت به مؤمنان، علی‌بن ابیطالب، امام هدایت .... آن فرد گفت: وای بر تو، دستت را می‌بُرد و این‌چنین ثنایش می‌کنی؟ او پاسخ داد: چرا ثنایش نگویم و حال آن که دوستی‌اش با گوشت و خونم در آمیخته است؟ به خدا سوگند نبرید دستم را مگر بر اساس حقی که خداوند قرار داده است.(22) یا مواردی که شخصی خدمت پیامبر(ص) می‌آمده و اقرار به گناه می‌کرده و تقاضا می‌کرده «یا نَبِی الله! طَهِّرنی»؛(23) ای پیامبر خدا! با اجرای حدود الهی مرا پاک گردان. این همان اتحاد وِلایت و وَلایت است و تا این‌جاها هم جلو می‌آید که خطاکاران هم راضی به اِعمال حاکمیت وَلی خدا هستند، هر چند موجب قطع انگشتانشان شود. و این رابطه در دنیای معاصر گم شده است و دیگر حاكمان با ابعاد قدسی انسان‌ها گفتگو نمی‌كنند در حالی‌که خداوند در امور اجتماعی چنین نظامی را اراده کرده است و اگر نظام جمهوری اسلامی بر چنین هدفی تأکید کند و زمینه‌های آن را فراهم سازد بشریت متوجه می‌شود چه مسیری را باید پیشه کند و چرا باید راه خود را از فرهنگ مدرنیته جدا نماید.
در چنین بستری بشری كه می‌‌خواهد در جستجوی حقیقت باشد با سدّ ناامیدی روبه‌رو نمی‌گردد، چون در آن شرایط همه‌چیز راه به سوی عالم معنویت دارد. اگر امروز می‌‌بینید كه مردم جهان در ناامیدی مطلق به سر می‌برند به خاطر این است كه رابطه وِلایت و وَلایت در نظام بشری مختل شده و حاکمان، متذکر راه بشر به سوی آسمان معنویت نمی‌باشند.

جایگزینی‌های کاذب

عرض شد بشر به دنبال شرایطی است كه بتواند همه‌ی ابعاد خود را شكوفا كند و به ثمر برساند و این نه تنها با حاكمیت اندیشه‌‌های سكولار ممكن نیست بلكه با فلسفه و عرفان و شعرِ سكولارزده نیز ممكن نمی‌باشد. فرهنگ مدرنیته متوجه شده است كه روح بشر فلسفه و شعر و هنر می‌‌خواهد. لذا همه‌ی این نیاز‌ها را با روح سكولارزده به میدان آورده است. ملاحظه می‌کنید که شعر هست، ولی نه توسط شاعرانی كه معنویت را با حاکمیت مرتبط کرده باشند و تجلی فرهنگ اتحاد بین وِلایت و وَلایت باشند. فلسفه هست، امّا نه فلسفه‌ای‌ که در افق آن، انسانِ كامل پیدا باشد. عرفان هست، ولی نه عرفانی که جان انسان با خدای واقعی مرتبط گردد، بلکه بیشتر یک نوع تخلیه‌ی روانی است تا عرفان. این‌ها همه،‌ جایگزینی‌های کاذبی است که به جهت غفلت از حاکمیت الهی در مناسبات بشر به‌وجود آمده است. این است كه با نظر به مشکلات بشر امروز متوجه می‌شویم زمان، زمان نظر دوختن به وِلایت و فرمانروایی حاكمی‌ است كه وَلایت نیز داشته باشد تا قلب‌ها به معنی حقیقی آن با عالم قدس و معنویت آشنا شوند.

راز شکست‌ناپذیری انقلاب اسلامی

6- تحقق رابطه‌ی وِلایت با وَلایت در نظام اجتماعی، مقصد و مقصود همه‌ی انبیاء الهی است و راهی است که خداوند پیروزی آن را تضمین کرده است و به گفته‌ی امام خمینی(ره)؛ «... آن مقدار برکاتی که در دنیا هست، همه از برکات انبیاء بزرگ و اولیاء الهی است...».(24) و همچنان که حرکت انبیاء هیچ‌گاه عقیم و بی‌ثمر نمانده، حرکت انقلاب اسلامی برای تحقق اهدافش هرگز عقیم و بی‌ثمر نخواهد ماند و نباید متشابهات، ما را از توجه به محکمات غافل گرداند.
هیچ وقت كار انبیاء و امامان معصوم(ع) به معنی حقیقی شكست نمی‌‌خورد. به همین جهت هم امروزه با آن همه تبلیغاتی که مدرنیته بر ضد مذهب انجام می‌دهد و تلاش می‌کند علم تجربی را به‌جای دین بنشاند، پس از چهارصدسال تبلیغ در مقابل مذهب، مردم جهان با سرعت غیر قابل پیش‌بینی به مذهب رجوع کرده‌اند، به طوری که توجه به دین الهی اصلی‌ترین دغدغه‌ی مردم در قرن بیست و یکم شده است و هرچند با تبلیغاتی که فرهنگ غربی می‌کند ظاهر قضیه به شکل دیگری به چشم می‌خورد ولی فرهنگ مدرنیته بخواهد یا نخواهد موضوع رجوع به دین الهی موضوع مردم در قرن بیست و یکم است. شخصی بعد از واقعه‌ی کربلا با توجه به کشته‌شدن امام حسین(ع) و یارانشان، از امام سجاد(ع) می‌پرسد: «مَن غَلَب؟»؛ چه كسی پیروز شد؟ حضرت می‌‌فرمایند اگر می‌خواهی بدانی چه کسی پیروز شد بگذار اذان بشود تا ببینی.(25) مگر آن‌ها نمی‌‌خواستند كه انوار قدسی پیامبر(ص) از صحنه‌ی اجتماع و تاریخ حذف شود؟ ولی با آن همه تلاش و جنایت به مقصد خود نرسیدند، پس امام حسین(ع) پیروز است. پیروزی امام حسین(ع) در این بود كه نگذارد رابطه‌ی عالم قدس با زندگی بشریت تعطیل شود و در این امر موفق شد، تا آن حدّ که پس از شهادت آن حضرت جهان اسلام به بازخوانی گذشته‌ی خود پرداخت. پس هر جا پیروزی واقعی نصیب بشر شده آن‌جایی بوده كه بشر سعی کرده وِلایت و وَلایت در كنار هم قرار گیرد. و این فرهنگی است که انبیاء پایه‌گذاری كردند و از آن طریق تاریخ را جلو بردند، با توجه به این امر نتیجه می‌‌گیریم هیچ‌گاه حركت انقلاب اسلامی‌ كه از محكماتش تحقق اتحاد وِلایت با وَلایت است، شكست نمی‌‌خورد و هرچند در امور فرعی ضعف‌هایی به چشم بخورد، مهم محکمات یک نهضت است. مگر در زمان امیرالمؤمنین(ع) فساد نبود؟ ولی حقیقتِ آن حاکمیت جهت دیگری داشت و برای کسی که می‌خواست زندگی خود را به آسمانِ معنویت متصل کند زمینه‌ی بسیار خوبی فراهم شده بود.