فهرست کتاب


راز شادی امام حسین(ع) در قتلگاه

اصغر طاهرزاده

توقفِ تأثیرگذاری امویان

حركت امام حسین(ع) بیش از آن‌که جنگ و قتال باشد، حرکتی بود برای نفاق‌شناسیِ پیچیده‌ای که در رگ و پوست جهان اسلام نفوذ کرده بود و بحمدلله همین امروز هم نه‌تنها شیعیان، بلکه جهان اسلام می‌تواند از آن نهضت تغذیه كند و از بن‌بست‌های خود خارج شود.بن‌بستی که در آن، به‌‌قدری ارزش‌ها ضد ارزش شد که تا سَبّ و توهین به علی(ع) به عنوان ارزشی‌ترین شخصیت اسلام، پیش رفت، درهم شکست. در نهضت امام حسین(ع) روشن شد که چگونه اگر نفاق زیر پوست نظام اسلامی خانه کند دشمنان اسلام بیشتر تأثیرگذار خواهند بود تا یاران اسلام.
نهضت امام حسین(ع) طوری فضا را عوض ‌کرد که دیگر امویان تأثیرگذار نبودند و این کار بسیار بزرگی بود و حضرت خوب می‌دانستند چکار دارند می‌کنند و امیدواری و شادی حضرت به جهت بی‌اثرکردن نقش امویان در سراسر تاریخ اسلام بود.
موضوعِ تأثیرگذاربودن فرهنگ‌های منحرف در اسلام موضوع بسیار مهمی است، چیزی که قبل از انقلاب ما آن را با گوشت و پوست خود احساس می‌کردیم که چگونه سفیران کشورهای غربی در سرنوشت فرهنگی و اقتصادی جامعه مؤثر بودند و چگونه هدفشان منهدم‌کردن فرهنگ اسلامی در بین مردم جامعه بود. اگر شما می‌خواستید برنامه‌ای بریزید كه در نظام آموزشی مدارس و دانشگاه‌ها موضوعاتی تدریس شود که به درد مردم می‌خورد، آن‌قدر سنگ‌اندازی می‌شد كه هرگز صورت عملی به خود نمی‌گرفت. ولی اگر برنامه‌ای ریخته می‌شد كه مثلاً دانشجویان را در یک اردوی مختلطِ بین دختر و پسر به ایران‌گردی ببرند، به سرعت تصویب می‌شد و بودجه‌ی آن آماده می‌گشت، یعنی هرجا تصمیمات به نفع اسلام بود هرگز تصویب نمی‌شد و متأسفانه در بعضی موارد هنوز هم در نظام آموزشی ما چنین روحیه‌ای تأثیرگذار است.
با نهضت حضرت امام حسین(ع) آنچنان موضوعِ تأثیرگذاری فرهنگ اموی دگرگون شد كه بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) محل رجوع دانشمندان جهان اسلام گشتند تا علماء از فرهنگ اهل‌البیت(ع) بهره‌مند شوند. در حال حاضر شما بخواهید یك دانشگاه هزار نفری را مدیریت کنید و سرویس بدهید چقدر امكانات می‌خواهد؟ این همه جمعیت می‌آمدند و با امکانات لازم تحصیل می‌کردند، این نشان می‌دهد که عملاً کشور در اختیار امام باقر و امام صادق(ع) بوده و به همین جهت هم هارون الرشید احساس خطر کرد و از ترس گسترش شیعیان، امام کاظم(ع) را به زندان انداخت که نتیجه‌ای از کارش نگرفت و مأمون، فرزند او مجبور شد امام رضا(ع) را ولیعهد خود قرار دهد تا پایه‌های حکومت خود را نگهدارد.
در نهضت امام حسین(ع) روشن شد چگونه اگر نفاق زیر پوست نظام اسلامی خانه کند دشمنان اسلام بیشتر تأثیرگذار خواهند بود تا یاران اسلام و در این راستا دیروز «سرجون بن‌منصورالرومی» مشاور یزید می‌شود و امروز کارشناسان بانک جهانی می‌خواهند به ما مشاوره بدهند، تا دیروز اسلام در فرهنگ رومی ادغام شود و امروز در فرهنگ غربی و باید بدانیم راه‌کارِ برون‌رفت از این خطر همیشه امام حسین(ع) و فرهنگ ایثار و شهادت بوده است.

روم دیروز و غرب امروز

برنامه‌ی شهادت حضرت سید‌الشهداء(ع) را «سرجون‌بن منصورالرومی» طراحی کرد، شیخ مفید در ارشاد می‌نویسد:
«لَمَّا وَصَلَتِ الْكُتُبُ إِلَى یَزِیدَ دَعَا سَرْجُونَ مَوْلَى مُعَاوِیَةَ فَقَالَ مَا رَأْیُكَ إِنَّ حُسَیْناً قَدْ وَجَّهَ إِلَى الْكُوفَةِ مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ یُبَایِعُ لَهُ وَ قَدْ بَلَغَنِی عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِیرٍ ضَعْفٌ وَ قَوْلٌ سَیِّئٌ فَمَنْ تَرَى أَنْ أَسْتَعْمِلَ عَلَى الْكُوفَةِ وَ كَانَ یَزِیدُ عَاتِباً عَلَى عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ زِیَادٍ فَقَالَ لَهُ سَرْجُونُ أَ رَأَیْتَ مُعَاوِیَةَ لَوْ نُشِرَ لَكَ حَیّاً أَ مَا كُنْتَ آخِذاً بِرَأْیِهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَخْرَجَ سَرْجُونُ عَهْدَ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ زِیَادٍ عَلَى الْكُوفَةِ وَ قَالَ هَذَا رَأْیُ مُعَاوِیَةَ مَاتَ وَ قَدْ أَمَرَ بِهَذَا الْكِتَابِ فَضُمَّ الْمِصْرَیْنِ إِلَى عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ زِیَادٍ فَقَالَ لَهُ یَزِیدُ أَفْعَلُ ابْعَثْ بِعَهْدِ عُبَیْدِ اللَّه »(105)
چون نامه هایی در رابطه با ورود مسلم ابن عقیل به کوفه، به عنوان نماینده‌ی امام حسین(ع) به یزید رسید، یزید سرجون غلام معاویه را طلبید و به او گفت: رأى تو چیست؟ همانا حسین مسلم بن عقیل را به كوفه فرستاده و براى او از مردم بیعت می‌گیرد، و به من رسیده است كه نعمان سستى كرده، و گفتار بدى در این باره داشته است به نظر تو چه كسى را به كوفه فرمانروا كنم؟- و یزید در آن هنگام بر عبید اللَّه بن زیاد كه حاكم بصره بود خشمناك بود- سرجون گفت: اگر معاویه (پدرت) زنده بود و در این باره رأى می‌داد آن را مى پذیرفتى؟ گفت: آرى، سرجون حكم فرماندارى عبید اللَّه بن زیاد را براى كوفه بیرون آورد و گفت: این رأى معاویه است كه خود مُرد ولى دستور به نوشتن این حكم داد، پس حكومت دو شهر (بصره و كوفه) را به عبیدالله بن زیاد بسپار، یزید گفت: چنین می‌كنم، حكم عبیدالله را براى او فرستاد.
اگر دیروز «سرجون‌ بن منصورالرومی» مشاور یزید می‌شود و با مطرح‌کردن عبیدالله برای حکومت کوفه، برنامه‌ی قتل امام حسین(ع) را می‌ریزد، امروز باز همان رومِ دیروز و غرب امروز است که جریان نفاق را رهبری می‌کند و پیچیده‌ترین جبهه‌ی مقابله با نظام اسلامی را به میان می‌آورد و امروز نیز امام حسین(ع) و فرهنگ شهادت است که نظام اسلامی را از دام دشمن منافق می‌رهاند. و این عملی نمی‌شود مگر با شدّت دادن به نظام ولایت فقیه و به میدان آمدن نیروهای اصول‌گرای وِلایی.
نَه می‌توان حضور عنصر نفاق را در صدر اسلام نادیده گرفت و متوجه عظمت کار امام حسین(ع) نبود و نَه امروز می‌توان از حضور جریان نفاق در قالب ادعای اسلامی یکه خورد و از عبور از جریان پیچیده‌ی نفاق مأیوس گشت و به جریان فتنه باج داد. راهی که امام حسین(ع) در جلو ما گشوده‌اند راهی است که نقشه‌های نفاق را عقیم می‌کند و جمهوری اسلامی بدون آن که به جمهوری ایرانی تبدیل شود، با نشاط کامل به راه خود ادامه می‌دهد.

زیبایی‌های کربلا

وقتی متوجه شدیم خداوند با مدد کامل خود تقاضای حضرت سیدالشهداء(ع) را برآورده کرد تا حضرت به بهترین نحو مأموریت خود را انجام دهند و به زیباترین شکل کربلا بروز کرد، می‌فهمیم چرا در آخر زیارت عاشورا در سجده‌ ندا سر می‌دهیم: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِینَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ»، خدایا! حمد تو را، حمد شکرگذارانی که می‌دانند چگونه بر مصائبشان شکرگذاری کنند.
به نظرم با بحثی که گذشت راز حمدهایی را كه در سجده‌ی زیارت عاشورا به تأسّی از وجود مقدس امام باقر(ع) و امام صادق(ع) انجام می‌دهید، دانسته باشید و این‌که چرا ما نیز خدا را شکر می‌کنیم که چگونه جهان اسلام را از ظلمات فرهنگ اموی آزاد کرد.
در آخر زیارت عاشورا در حین سجده، عرضه می‌داری خدایا! حمد تو را، آن هم حمد شکرگذاران به جهت آن مصیبتی که بر حسین(ع) و یارانش وارد شد و آن همه نتیجه داد و حسین(ع) را مسرور نمود. عرضه می‌دارید، خدایا شكر، تازه شكر آنهایی كه شاكر هستند. حمد شاكرین، یعنی حمد آنهایی كه در نعمت‌ها منعم را می‌بینند به جهت مصیبتی كه بر اصحاب کربلا وارد شده است! این طور سخن‌گفتن به اصطلاح؛ یک‌نوع «پارادوكس» است، چون اگر مصیبت است پس چرا جای شكر دارد و اگر چیزی است که شكر دارد، چرا مصیبت است؟ آری مصیبت بزرگی بود که سایه‌ی امویان خواست چهره‌ی اسلام را تیره و تار کند و تا شهادت بهترین فرزندان اسلام جلو آمدند، ولی حمد خدا را به جهت زیبائی‌هایی که به دست امام حسین(ع) و یاران او نمایان ساخت و بهترین چهره از اسلام را به نمایش گذاشت. در ادامه می‌گوئید:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی»؛ «رَزِیَّت» هم به همان معنای مصیبت است می‌فرماید «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِیمِ رَزِیَّتِی» حمد خدا را به جهت مصیبت بزرگ من که در آن مصیبت لطف خدا نمایان شد و امام به نتیجه‌ای که باید می‌رسیدند، رسیدند، هر چند از جهتی مصیبت بود، آن هم مصیبتی بر تک‌تک جامعه‌ی اسلامی. راز حمدگفتن در این مصیبت آن است که در دل آن شهادت، خنده‌ی حسین(ع) ظهور کرد، با حمد خدا در این حادثه دارید خدا را با تمام اسماء الهیه و قدرت عالیه‌اش می‌بینید و لذا گفته‌اند كربلا آیت بزرگ خداوند است.
این شروع بحث است تا إن‌شاءالله اولاً: حرکاتی که ناخواسته به حاکمیت نفاق منجر می‌شود درست شناخته شود. ثانیاً: عنصر نفاق را درست ارزیابی کنیم و از آن ساده نگذریم وگرنه خسارت‌هایی در حدّ شهادت امام حسین(ع) پدید می‌آید. می‌دانید كه نگاهِ نفاق، نگاهِ قالبِ دینیِ ضدّ قدسی است و در آن طوری دین و دینداری تعریف می‌شود که قلب‌ها به عالم قدس و معنویت وصل نیستند اما قالب‌ها قالب‌های دینی است. فقط با اشك می‌شود قلب‌ها به عالم قدس متصل گردد و حسین(ع) مأمور پدید آوردن نهضتی است که اشک جزء لاینفک آن است و لذا حضرت صادق(ع) در زیارت اربعین خطاب به جدّ بزرگوار خود عرضه می‌دارند: «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ، السَّلَامُ عَلَى أَسِیرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَات »(106) سلام بر حسین مظلومِ شهید، اسیر سختی ها و بلاها، و کشته‌ی اشک‌های روان. همان‌طور که حضرت سیدالشهداء(ع) در معرفی خود و نهضت خود می‌فرمایند: «أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْكُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر»(107)؛ من کشته‌ی اشک‌های روان هستم و این نشان می‌دهد حضرت سیدالشهداء(ع) راه حل همیشگی را برای نجات اسلام در چنین فرهنگی قرار دادند که دل‌ها با آسمان معنویت همواره در اُنس باشند(108) و بر جنبه‌های قدسی اسلام تأکید شود.
شهادت و اشک و اعتماد به عالم غیب و امیدواری به مددهای معنوی، همه راه‌هایی بود که کربلا برای نابودی خط نفاق در جلو ما قرار داد تا حضور فرهنگ امامت و وِلایت همواره در صحنه بماند.
کربلا نشان داد اسلامِ سطحی و سیاسی و منهای معنویت، بستر تأثیرگذاری عنصر نفاق در جامعه خواهد شد و عبرتی شد که متوجه باشیم اگر کشورگشائی‌های خلیفه‌ی دوم و یا توسعه به روش غربی، بدون تأکید بر معنویت، وارد نظام اسلامی شود کار به حاکمیت معاویه و شهادت امام حسین(ع) می‌کشد.
جریان نفاق با انواع ابتلائاتی که برای جامعه به وجود می‌آورد سعی می‌کند از جامعه‌ی اسلامی قداست‌زدائی کند تا بتواند هرکه را خواست اسوه و الگو قرار دهد و جریان‌های قدسی واقعی را از جامعه حذف کند و نهضت کربلا در درون خود توان خنثی‌کردن چنین فتنه‌ای را دارد. باید با دقت بیشتر عقل‌ها را متوجه کربلا نمود و راه خود را هرگز از امام حسین(ع) و کربلا جدا نکرد تا در هر حال جریان نفاق امکان تنفس پیدا نکند.
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»