راز شادی امام حسین(ع) در قتلگاه

نویسنده : اصغر طاهرزاده

مقدمه

باسمه تعالی
در این نکته هیچ شکی نیست که کربلا تابلوی کاملی از زندگی دینی است تا انسان در هیچ شرایط و موانعی از سیر به سوی خدا باز نماند و از همه سخت‌تر شرایط و موانعی است که امویان در مقابل مسلمانان قرار دادند که عملاً در آن شرایط از اسلام جز قالبی باقی نمی‌ماند و تمام ارزش‌های الهی در ذیل ارزش‌های جاهلیت به حجاب می‌رفت و سبّ‌ حضرت علی(ع) که نمونه‌ی کاملی از یک انسان معنوی بود، حکایتی است از روح کلی حاکمیت امویان که بناست به اسم اسلام بر مسلمانان حکومت کنند. در نظر بگیرید اگر حکومتِ حزب اموی ادامه می‌یافت و نقشه‌های معاویه به‌بار می‌نشست از اسلام چه چیزی باقی می ماند؟ مؤلف محترم سعی نموده با شواهد تاریخی جایگاه امویان را در تاریخ اسلام نشان دهد و روشن کند نهضت کربلا متوجه دفع خطر امویان از اسلام بود تا جهان اسلام را - اعم از شیعه و سنی- از فتنه‌ی آن حزب آزاد نماید و با چنین توجهی به نهضت حضرت امام حسین(ع) ،روح و رویه‌ای را کالبد شکافی می‌کند که همواره اسلام حقیقی را نشانه می‌رود و خواسته یا ناخواسته زمینه‌ی ضد ارزش‌شدن ارزش‌های حقیقی را پدید می‌آورد.
در این کتاب سعی شده دو موضوع مورد توجه خوانندگان محترم قرار گیرد؛ در موضوع اول علاوه بر بررسی زمینه‌هایی که منجر به شهادت امام حسین(ع) شد به این نکته می‌پردازد که باید چگونه آن زمینه‌ها را ارزیابی کرد تا امروز جامعه‌ی اسلامی گرفتار همان تفکراتی نشود که به اسم توسعه‌ی غربی زمینه‌ساز ضد ارزش‌‌شدن ارزش‌ها می‌گردد، و این‌که آن تفکر چه خصوصیاتی دارد و چگونه باید از آن فاصله گرفت. موضوع دوم، توجه به روش حضرت سیدالشهداء(ع) است که حضرت چگونه توانستند جهان اسلام را از نقشه‌ی عظیم سرکرده امویان یعنی معاویه رهایی بخشند و راز این رهایی را چگونه باید جستجو کرد رازی که اصحاب حضرت متوجه آن شدند و به زیبایی تمام حضرت را یاری کردند، اما نه برای شهیدنشدن، بلکه برای تحقق زیباترین شهادت.
گروه فرهنگی المیزان

مقدمه مؤلف

باسمه تعالی
1- مسلّم «هرکس به هر مقامی رسید از کربلا رسید». اما آنچه بیش از همه مهم است چگونه‌دیدنِ کربلا است. اگر کربلا وطن عشق است و نوید جاودانگی و آموزشکده‌ی نهراسیدن از مرگ؛ در «چگونه‌دیدنِ کربلا» یک نگاه دیگر را نیز باید از یاد نبرد و آن؛ «چه شد که کار به قتل سلطان عشق یعنی حسین(ع) کشیده شد»؟
2- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ یک وقت به حسین(ع) می‌نگریم که چگونه دل‌ها را تا اوج اُنس با خدا جلو می‌برد و در دریای اشکِ شوقِ وصل غرق می‌کند و یک وقت به یزیدیان می‌نگریم که چگونه حزب اموی خواستند اسلام را از حقیقت بیندازند و به نظاره‌ی غم‌های اهل‌البیت(ع) می‌نشینیم که چه خون دل‌ها خوردند.
3- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ یک وقت راه انسان را به سوی کعبه‌ی مقصود، در راه حسین(ع) می‌نگریم و یک وقت باید راه انحراف از اسلام را در خونِ ریخته‌ی سیدالشهداء(ع) ریشه‌یابی نماییم تا کربلا را با دو چشم «جمال» و «جلال» دیده باشیم.
4- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ هرچند ناخواسته، لحظه‌ای باید چشم از حسین(ع) برداشت و به لشکری چشم دوخت که سراسر ظلمات‌است و سعی نماییم جایگاه تاریخی آن لشکر را ریشه‌یابی کنیم و روح و روان آنان را کالبدشکافی نمود تا معلوم شود از کجا شروع کرده‌اند که هم‌اکنون در جبهه‌ی مقابله با حسین(ع) قرار دارند.
5- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ باید به لبخندهای حسین(ع) در قتلگاه نیز چشم دوخت که چه خطر بزرگی را از سر اسلام عزیز به‌در برده است که این‌چنین در خون خود قهقهه می‌زند و صدای شکر خود را از این پیروزی به آسمان بلند کرده است؟
6- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ اگر بصیرتِ فهم فاجعه‌ی امویان شناخته نشود که چه نقشه‌ها در سر داشتند، هرگز به فهم کربلای حسین(ع) نخواهیم رسید و در آن صورت به هیچ‌کجا نرسیده‌ایم.
7- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ می‌توان فهمید چگونه در بازار عشق و شهادت می‌شود «خود» را بدهید و اسلامِ از دست‌رفته را بازستانید و به معجزه‌ی عشق ایمان بیاورید که در مسیر عشق، هرگز راه ادامه‌ی اسلام به بن‌بست نمی‌رسد، هرچند حزب پیچیده‌ی اموی مسیر آن را سدّ کند و لذا شناختن حیله‌های عظیم امویان ما را متوجه نقش عظیم حسین(ع) می‌نماید که راه حسین(ع) چگونه راهی است ، راهی که هرگز امویان آن را نمی‌بینند و از آن سر در نمی‌آورند.
8- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ اگر جایگاه مناجات‌های شب عاشورا درست دیده نشود، هرگز کربلا دیده نشده است و هرگز راز نشاط و امیدواری حسین(ع) در بعد از ظهر عاشورا فهمیده نخواهد شد و از حادثه کربلا که باید تا ابد جان ما را گرم نگه دارد محروم می‌شویم.
9- در «چگونه‌دیدنِ کربلا»؛ وقتی برای تو محبوب‌ترین انسان‌ها، اصحاب کربلا خواهند بود که بفهمی چه می‌فهمیدند که این‌چنین مرگی را انتخاب کردند، و پروانه‌وار در کنار مولایشان پَرپَر شدند تا در شهادت مولایشان او را کمک کرده باشند و نه در حفظ‌کردن و ماندن آن حضرت. آیا عجیب‌تر از این می‌شود که یاران امام، امام را در تحقق بهترین شهادت یاری کنند؟ چه رازی در ماندگاری اسلام در این نوع مُردن یافتند؟
سعی کن کتاب را جهت یافتن چنین رازی ورق بزنی.
طاهرزاده

چه شد که کار به قتل امام حسین(ع) کشیده شد

بسم الله الرحمن الرحیم
(اَلسَّلاَمُ ‌عَلَیْكَ‌ یَا ابَاعَبْدِالله وَ عَلَی‌الاَرْوَاحِ‌الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِك)
(عَلَیْكَ مِنّی سَلاَمُ‌الله اَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ‌اللَّیْلُ والنَّهَار)
سلام بر تو ای پدر بندگان خدا و سلام بر روح‌هایی که در کنار ساحت تو فرود آمدند، از طرف من سلام خدا برای همیشه بر تو باد، تا شب و روز برپاست.
به امید آن‌که از زیباترین صحنه‌ی تاریخ یعنی کربلا، بهره‌ای بگیریم که موجب بصیرت ما در دین و دنیایمان شود، در رابطه با ریشه‌ی به‌وجودآمدن جریان کربلا در آن برهه‌ی تاریخ نکاتی را عرض خواهم کرد.