فهرست کتاب


اخلاق در قرآن جلد دوم - فروع مسائل اخلاقی

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

د - غفلت و قرب الهی

غفلت، آمادگی لِقای پروردگار و گام نهادن در بساط قرب او را از انسان می گیرد؛ زیرا وصول به این مقام والا، جز در سایه معرفت و آگاهی امکان پذیر نیست.
در یکی از مناجات های امیرمؤمنان علی علیه السّلام که مرحوم علّامه مجلسی در بحارالانوار نقل کرده است به این موضوع اشاره نموده است: الهی ان أنامتنی الغفلة عن الاستعداد للقائک فقد للقائک فقد نبّهتنی المعرفة بکرم آلائک؛ پروردگار من! اگر غفلت مرا به خواب فرو برده و استعداد لقای تو را از من گرفته؛ شناخت کَرم نعمتهایت مرا از این خواب غفلت بیدار ساخته است.
این جمله، بخشی از مناجات معروف شعبانیه است که طبق گفته مرحوم علّامه مجلسی قدس سره مناجاتی است که علی علیه السّلام و امامان معصوم علیهم السّلام در ماه شعبان با آن، با خدا راز و نیاز می کردند.(559)

ه - غفلت و هلاکت انسان

غفلت سبب هلاکت در دنیا و آخرت است؛ زیرا، انسان را از مصالح او (اعم از مادی و معنوی) بی خبر می سازد و با این بی خبری، فرصتها را از دست می دهد، امکانات را ضایع کرده و استعدادهای خویش را بر باد خواهد داد. به همین جهت، در حدیثی از امام علی علیه السّلام آمده است: من طالت غفلته تعجّلت هلکیه؛ کسی که غفلتش طولانی شود، هلاکت او به سرعت فرامی رسد.(560)

3- نشانه های غفلت

ممکن است این مسئله برای بسیاری از مردم، مورد شَک و تردید واقع شود که آیا واقعاً در صف غافلانند یا نه؟ پس لازم است تا پویندگان راه خدا و سالکان سبیل الی اللّه، در هر مرحله خود را بیازمایند تا مبادا در صف غافلان باشند؛ لذا باید به علائم و نشانه های غفلت توجّه کنیم تا ناخواسته در دام آن گرفتار نشویم.
خوشبختانه در روایات اسلامی، علایم و نشانه های فراوانی برای غافلان ذکر شده است که به چند نمونه اشاره می کنیم:
1- در حدیث مشروحی از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، در پاسخ شمعون بن لاوی - یکی از مسیحیان معروف زمان خود - آمده است، هنگامی که شمعون از علائم غافلان از حضرتش سؤال کرد، ایشان در جواب فرمودند: أمّا علامة الغافل فأربعة العمی و السّهو و اللّهو و النّسیان؛ نشانه های غافل چهار چیز است: نابینایی (و بستن چشم بر روی حقایق) و سهو و لهو و نسیان (به گونه ای که گرفتار فراموشکاری و سردرگمی به شهوات و عدم توجّه به سرنوشت آینده خویش می شود.(561)
همین مضمون در اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش دیده می شود آنجا که می گوید: فرزندم هر چیزی نشانه ای دارد که با آن شناخته می شود... و غافل سه نشانه دارد: سهو و لهو و نسیان.(562)
تفاوت سهو و نسیان در این است که نسیان به معنی فراموش کردن چیزی است که قبلاً می دانست، ولی سهو به معنی عدم توجّه به اموری است که باید به آن توجّه کند.
2- یکی دیگر از نشانه های غفلت همنشینی با فاسدان و مفسدان و دوری از مجالس عبادت است. امام حسن مجتبی علیه السّلام می فرماید: الغفلة ترکک المسجد و طاعتک المفسد؛ غفلت آن است که مسجد را ترک کنی و از مفسد اطاعت نمایی.(563)
3- از دیگر نشانه های مهم غفلت بی اعتنایی به عوامل هشداردهنده و بیدارکننده است؛ مثلاً، هنگام عبور از قبرستان فکر نمی کنند که ممکن است فردا، جایگاهشان همین جا باشد؛ یا اگر در تشییع جنازه یکی از دوستان یا آشنایان شرکت کنند، فراموش می کنند که او را هم روزی دیگران تشییع کرده و در مراسم یاد بود او شرکت می کنند.
در نهج البلاغه آمده است که حضرت علی علیه السّلام در تشییع جنازه مؤمنی شرکت نموده بودند، ناگهان صدای خنده کسی را شنیدند، حضرت علیه السّلام ناراحت شدند و این گفتار حکیمانه را بیان فرمودند: کأنّ الموت فیها علی غیرنا کتب و کأنّ الحقّ فیها علی غیرنا وجب و کأنّ الّذی نری من الاموات سفر عمّا قلیل الینا راجعون؛ گویی مرگ برای غیر ما مقرّر شده و حق (تنها) بر دیگران واجب شده است، و گویی (این) مُردگانی را که می بینیم (مثل) مسافران هستند، به زودی به سوی ما بازمی گردند.
سپس افزودند: نبوّئهم أجداثهم و نأکل تراثهم کأنّا مخلّدون بعدهم ما آنها را در قبرشان می گذاریم و میراثشان را می خوریم، گویی بعد از آنها، عمر جاودان داریم.(564)
4- یکی دیگر از نشانه های غفلت آن است که انسان عمر خود را در اموری صرف کند که برای آخرت او هیچ سودی ندارد؛ یا در اموری صرف کند که نه سودی در دنیا دارد و نه در آخرت.
امیرمؤمنان علیه السّلام می فرمایند: کفی بالرّجل غفلة أن یضیع عمره فی ما لاینجیه؛ برای غفلت انسان، همین بس که عمر خود را در چیزی که مایه نجات او نیست، ضایع کند.(565)
و در تعبیر دیگری از همان حضرت علیه السّلام آمده است: کفی بالمرء غفلة أن یصرف همّته فی ما لایعنیه؛ برای غفلت انسان، همین بس که عمر خود را در چیزی که مربوط به او نیست، صرف کند.(566)