فهرست کتاب


اخلاق در قرآن جلد دوم - فروع مسائل اخلاقی

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

4- معاشرت های نامناسب و محیطهای آلوده

معاشرت های نامناسب، دوستان ناباب، محیطهای آلوده و فساد وسائل ارتباط جمعی یکی از عوامل دیگر آلودگی به شهوت پرستی است. اغلب انسان های ناباب، دوستان خود را به گناه سوق داده و آنها را غرق گناه می سازند و راه های مختلف ارتکاب گناه را به آنها می آموزند، به گونه ای که می توان گفت: رایج ترین اسباب آلودگی به شهوت پرستی، معاشرت با انسانهای گناهکار و آلوده است.
بدآموزی ناشی از وسائل ارتباط جمعی و محیطهای آلوده نیز از عوامل مهمّ این آلودگی است. در این زمینه در بحث های مربوط به امور زمینه ساز مفاسد اخلاقی در جلّد اوّل به قدر کافی صحبت کردیم و به طور مشروح بیان داشتیم که معاشرت های آلوده، نه تنها انسان را آلوده گناه و مفاسد اخلاقی می کند، بلکه تا سر حد کفر نیز پیش می برد.
قرآن مجید نیز درباره بعضی از دوزخیان می گوید: و یوم یعضّ الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتّخذت مع الرّسول سبیلاً - یا ویلتی لم أتّخذ فلاناً خلیلاً - لقد أضلّنی عن الذّکر بعد اذ جائنی و کان الشّیطان للانسان خذولاً(477)؛ و به خاطر بیاور روزی که ظالم دست خویش را از شدّت حسرت به دندان می گزد و می گوید: ای کاش! با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم راهی برگزیده بودم. ای وای بر من! کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم! او مرا از ذکر خدا گمراه ساخت، بعد از آن که (یاد حق) به سراغ من آمده بود و شیطان همیشه خوارکننده انسان است. (او را گمراه می سازد، سپس در بیراهه رهایش می کند.)
محیطهای آلوده، پدران و مادران فاسد و منحرف، از دیگر عوامل مؤثّر آلودگی به شهوت پرستی است که تأثیر مخرّب آنها قابل انکار نیست. به همین دلیل، هنگامی که بیشتر افراد پاک وارد چنین محیطهایی شوند، دین و ایمان خود را از دست داده و آلوده شهوات و مفاسد اخلاقی می شوند.
چون در جلد اوّل، در بحث کلیات مسایل اخلاقی این امور را به عنوان زمینه سازهای اخلاقی، به طور مشروح مورد بحث قرار داده ایم؛ در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم.

راه های درمان شهوت پرستی

راه های درمان مفاسد اخلاقی به صورت اصولی تقریباً همه جا یکی است که به طور کلی در دو راه علمی و عملی خلاصه می شود.

الف - راه علمی

منظور از راه علمی، این است که انسان در آثار و پیامدهای شهوت پرستی بیندیشد و ببیند که چگونه تسلیم شدن در برابر شهوات، انسان را به ذلّت، بدبختی، اسارت، تضعیف شخصیّت اجتماعی و دوری از خدا می کشاند که زندگی خفت بار افرادی که آلوده شهوت شده اند، بیانگر این واقعیّت است.
بنابراین تأمّل بر امور مذکور و اندیشه پیرامون شرح حال اولیاءاللّه و پیروان راستین آنها که بر اثر مبارزه با شهوات به مقامات بالا در دنیا و نزد خدا رسیده اند، انسان را از شهوت پرستی باز خواهد داشت.
علاوه بر این که تحکیم پایه های عقل و ایمان، انسان را قادر به کنترل شهوات می کند؛ در رابطه امیرمؤمنان علی علیه السّلام می فرمایند: من کمل عقله استهان بالشّهوات؛ کسی که عقلش کامل شود، شهوت ها را کوچک و بی ارزش می شمرد.(478)
در جای دیگر نیز می فرمایند: من غلب شهوته ظهر عقله؛ کسی که بر شهوات خود غالب شود، عقل و خِرد او ظاهر می گردد.(479)
همچنین فرموده اند: کلّما قویت الحکمة ضعفت الشّهوة؛ هر قدر حکمت و دانش انسان تقویت شود، شهوات و تمایلات سرکش او ضعیف می گردد.(480)
آن حضرت در پیام پُرمعنای دیگر می فرمایند: اذکر مع کلّ لذّة زوالها و مع کلّ نعمة انتقالها و مع کلّ بلیّة کشفها، فانّ ذلک أبقی للنّعمة، و أنفی للشّهوة، و أذهب للبطر، و أقرب الی الفرج و أجدر بکشف الغمّة و درک المأمول؛ هرگاه در لذّت (حرامی) باشی، به یاد بیاور که روزی زایل می شود، و اگر در هر نعمتی هستی، به خاطر داشته باش که روزی سلب خواهد شد. در بلاها نیز انتظار برطرف شدن آن را داشته باش؛ زیرا این یادآوریها، نعمت را پایدارتر می کند و شهوات را دور می سازد و مستی و غرور نعمت را زایل می کند و به فرج و گشایش امور نزدیکتر و در از میان رفتن اندوه و رسیدن به مقصود، نزدیکتر و شایسته است.(481)
به این ترتیب، اندیشه در پیامدها، اثر عمیقی در بازدارندگی از آلودگی به شهوت ها دارد؛ تمام تلاش رهبران الهی نیز این بوده است تا عواقب شوم گرفتاری در چنگال شهوات را به انسانها گوشزد نموده و آنها را از کام شهوات نجات دهند.
این حدیث از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، بیانگر این معنی است: خَمس ان أدرکتموهنّ فتعوّذّوا باللّه منهنّ: لم تظهر الفاحشة فی قوم قطّ حتّی یعلنوها، الّا ظهر فیهم الطّاعون و الاوجاع الّتی لم تکن فی أسلافهم الّذین مضوا و لم ینقصوا المکیال و المیزان الّا أخذوا بالسّنین و شدّة المؤنة و جور السّلطان، و لم یمنعوا الزّکاة الّا منعوا المطر من السّماء، و لولا البهائم لم یمطروا و لم ینقضوا عهد اللّه و عهد رسوله الّا سلّط اللّه علیهم عدوّهم و أخذوا بعض ما فی أیدیهم، و لم یحکموا بغیر ما أنزل اللّه الّا جعل عزّوجلّ بأسهم بینهم؛ پنج چیز است که اگر با آنها رو به رو شوید، از آنها به خدا پناه ببرید؛ اعمال زشت و آشکار در هیچ قومی ظاهر نمی شود، مگر این که گرفتار طاعون و بیماری هایی می شوند که در میان پیشینیان آنها نبوده است و هیچ قومی کم فروشی نمی کنند مگر این که گرفتار قحطی و سختی زندگی و ظلم حاکمان می شوند و هیچ قومی منع زکات نکردند مگر این که، از باران رحمت الهی محروم شدند و اگر به خاطر حیوانات نبود، بارانی به آنها نازل نمی شد و هیچ جمعیّتی، پیمان خدا و رسولش را نمی شکستند، مگر این که خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلّط کرد و قسمتی از آنچه را که آنها داشتند، از آنان گرفتند و هیچ گروهی به غیر احکام الهی حکم نکردند، مگر این که خداوند اختلاف در میان آنها افکند و با هم درگیر شدند.(482)
بی شک، تأمّل و تدبیر در این پیامدها، تأثیر مستمر و یا موقّت در بازداشتن اعمال غیراخلاقی دارد.