فهرست کتاب


اخلاق در قرآن جلد دوم - فروع مسائل اخلاقی

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

5- راهای رسیدن به توکّل

علمای علم اخلاق برای رسیدن به توکّل، راههایی ارائه کرده اند که هر کدام عامل مؤثّری برای کسب این فضیلت بزرگ اخلاقی است، از جمله: توجّه به توحید افعالی و اعتماد به این که همه چیز در این عالم مستند به ذات پاک خداست، سرچشمه هستی اوست و کائنات از وجود ذی جود او می باشند، مسبّب الاسباب اوست و تأثیر هر عاملی به فرمان او می باشد، همه موجودات ریزه خوار خوان نعمت او هستند و از فضل و کَرَم او بهره می گیرند.
پس از تأمّل در این امور، به حالات گذشته خویش بنگرد و ببیند که چگونه خداوند عالم، او را به وسیله نور هستی از ظلمت نیستی خارج ساخته و لباس زیبای وجود که ریشه همه موهبتهاست بر قامت او پوشانیده است. هنگامی که در رحم مادر، در ظلمات ثلاث، دست او از همه جا کوتاه بود، از لطف خداوند بی بهره نبود؛ بلکه هر چه نیاز داشت در اختیارش بود.
پس از گام نهادن در فضای این جهان نیز آنچه مایه حیات و بقای او بود، از شیر مادر گرفته تا نوازش ها و محبّت های او را برایش فراهم ساخت.
به او آموخت که چگونه پستان مادر را بمکد و چگونه عواطف او را به نفع خود برانگیزد و او را شبانه روز به خدمت خود وادار کند؛ در حالی که مادر، از این خدمت خسته کننده لذّت ببرد و احساس رضایت کند!
هنگامی که این کودک رشد کرده، بزرگ می شود؛ نعمت های گوناگون الهی نیز از آسمان و زمین بر او فرود می ریزد و او را غرق الطاف و عنایات می سازد.
آری! هر گاه در این امور بیندیشد، در می یابد که همه چیز از ناحیه خداست و تنها باید بر او توکّل کرد و به مضمون آیه شریفه و ان یمسسک اللّه بضرّ فلا کاشف له الّا هو و ان یردک بخیر فلا رآدّ لفضله یصیب به من یشآء من عباده و هو الغفور الرّحیم(426)؛ هرگاه خداوند (برای آزمایش یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او، آن را برطرف نمی سازد و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس نمی تواند مانع فضل او شود، به هر کس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند، هر خیری را) می رساند و او آمرزنده مهربان است.
ایمان به این واقعیّت ها، انسان را به حقیقت توکّل نزدیک می سازد و او را در زمره متوکّلان حقیقی قرار می دهد.

14 و 13 : شهوت پرستی و عفاف

اشاره :
شهوت در لغت دارای مفهوم عامی است که به هرگونه خواهش نفس و میل و رغبت به لذّات مادی اطلاق می شود؛ گاهی علاقه شدید به یک امر مادی را نیز شهوت می گویند.
مفهوم شهوت، علاوه بر مفهوم عام، در خصوص شهوت جنسی نیز به کار رفته است. واژه شهوت در قرآن کریم هم به معنی عام کلمه آمده است و هم به معنی خاص آن. در این بحث، نظر ما بیشتر به معنای خاص آن است، زیرا آثار مخرّب و زیانبار آن بیش از سایر کشش های مادی است.
شهوت نقطه مقابل عفت است. عفت نیز دارای مفهوم عام و خاص است.
مفهوم عام آن، خویشتن داری در برابر هرگونه تمایل افراطی نفسانی است و مفهوم خاص آن، خویشتن داری در برابر تمایلات بی بندوبار جنسی است.
عفت یکی از فضایل مهم اخلاقی در رشد و پیشرفت و تکامل جوامع انسانی است؛ اما شهوت که مقابل عفت قرار دارد، موجب سقوط فرد و جامعه می شود.
مطالعات تاریخی نشان می دهد که اشخاص یا جوامعی که بهره کافی از عفّت داشته اند، از نیروهای خداداد خود، بالاترین استفاده را در راه پیشرفت خود و جامعه خویش برده و در سطح بالایی از آرامش و امنیّت زیسته اند، اما افراد یا جوامعی که در شهوت پرستی غرق شده اند، نیروهای خود را از دست داده و در معرض سقوط قرار گرفته اند.
طبق نظر کارشناسان حقوقی، شهوت جنسی در ایجاد جرم و جنایت نقش عمده را دارد تا جایی که گفته شده است: در هر جنایتی، شهوت جنسی نیز بخیل بوده است. شاید این تعبیر، مبالغه آمیز باشد، ولی به یقین منشأ بسیاری از جنایات و انحرافات، طغیان غریزه جنسی و شهوت پرستی است. خون های بسیاری در این راه ریخته شده و اموال فراوانی بر باد رفته، اسرار مهم کشورها به وسیله زنان جاسوسی که سرمایه و ترفند کارشان استفاده از زیبایی و آلودگی یشان بوده، اِفشا شده و آبروی بسیاری از آبرومندان در این راه ریخته شده است.
طبق بیان آیات و روایات در می یابیم که یکی از ابزارهای مهم شیطان همین شهوت جنسی است. در قرآن کریم در موارد مختلف به عفت و شهوت پرستی اشاره شده است که ما در ذیل به بررسی آنها می پردازیم:
1- فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصّلوة و اتّبعوا الشّهوات فسوف یلقون غیّاً الّا من تاب و آمن و عمل صالحاً فأولئک یدخلون الجنّة و لایظلمون شیئاً (سوره مریم، آیه 59 و 60)
2- واللّه یرید أن یتوب علیکم و یرید الّذین یتّبعون الشّهوات أن تمیلوا میلاً عظیماً (سوره نساء، آیه 27)
3- و لوطاً اذ قال لقومه انّکم لتأتون الفاحشة ما سبقکم بها من أحد من العالمین أئنّکم لتأتون الرّجال و تقطعون السّبیل و تأتون فی نادیکم المنکر فما کان جواب قومه الّا أن قالوا ائتنا بعذاب اللّه ان کنت من الصّادقین (سوره عنکبوت، آیه 28 و 29)
4- و لمّا جاءت رسلنا لوطاً سی ء بهم ذرعاً و قال هذا یوم عصیب و جآءه قومه یهرعون الیه و من قبل کانوا یعملون السّیّئات قال یا قوم هؤلاء بناتی هنّ أطهرلکم فأتّقوا اللّه و لاتخزون فی ضیفی ألیس منکم رجل رشید قالوا لقد علمت ما لنا فی بناتک من حقّ و انّک لتعلم ما نرید قال لو أنّ لی بکم قوّة أو ءاوی الی رکن شدید قالوا یا لوط انّا رسل ربّک لن یصلوا الیک فأسر بأهلک بقطع من الّیل و لایلتفت منکم أحد الّا أمرأتک انّه مصیبها مآ أصابهم انّ موعدهم الصّبح ألیس الصّبح بقریب فلمّا جآء أمرنا جعلنا عالیها سافلها و أمطرنا علیها حجارة من سجّیل منضود مسوّمة عند ربّک و ما هی من الظّالمین ببعید (سوره هود، آیه 77 و 83)
5- کذّبت قوم لوط بالنّذر انّا أرسلنا علیهم حاصباً الّا ءال لوط نجّیناهم بسحر (سوره قمر، آیه 33 و 34)
6- و لوطاً اذقال لقومه أتأتون الفاحشة ما سبقکم بها من أحد من العالمین انّکم لتأتون الرّجال شهوة من دون النّساء بل أنتم قوم مسرفون و ما کان جواب قومه الّا أن قالوا أخرجوهم من قریتکم اناس یتطهّرون فأنجیناه و أهله الّا أمرأته کانت من الغابرین - و أمطرنا علیهم مطراً فانظر کیف کان عاقبة المجرمین (سوره اعراف، آیات 80 تا 84)
ترجمه :
1- امّا پس از آنان، فرزندان ناشایسته ای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند و از شهوات پیروی نمودند و به زودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید!
مگر آنان که توبه کنند و ایمان بیاورند و کار شایسته انجام دهند؛ چنین کسانی داخل بهشت می شوند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.
2- خدا می خواهد شما را ببخشد (و از آلودگی پاک نماید)، امّا آنها که پیرو شهواتند، می خواهند شما به کلّی منحرف شوید.
3- و لوط را فرستادیم، هنگامی که به قوم خود گفت: شما عمل بسیار زشتی انجام می دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است.
آیا شما به سراغ مردان می روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع می کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام می دهید؟! اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست می گویی، عذاب الهی را بر ما بیاور!
4- و هنگامی که رسولان ما (فرشتگان عذاب) به سراغ لوط آمدند، از آمدنشان ناراحت شد و قلبش پریشان گشت و گفت: امروز روز سختی است! (زیرا آنها را نشناخت و ترسید، قوم تبهکار مزاحم آنها شوند).
قوم او (به قصد مزاحمت مهمانان) به سرعت سراغ او آمدند - و قبلاً کارهای بد انجام می دادند - گفت: ای قوم من! این ها دختران منند، برای شما پاکیزه ترند (با آنها ازدواج کنید و از زشتکاری چشم بپوشید!)، از خدا بترسید و مرا در مورد مهمانانم رسوا نسازید. آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!
گفتند: تو می دانی ما تمایلی به دختران تو نداریم و خوب می دانی ما چه می خواهیم!
گفت: (افسوس!) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم، یا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود! (آن گاه می دانستم با شما زشت سیرتان
ددمنش چه کنم!)
(فرشتگان عذاب) گفتند: ای لوط! ما فرستادگان پروردگار توییم؛ آنها هرگز دسترسی به تو پیدا نخواهند کرد! در دل شب، خانواده ات را (از این شهر) حرکت ده! و هیچ یک از شما پشت سرش را نگاه نکند، مگر همسرت که او هم به همان بلایی که آنها گرفتار می شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است، آیا صبح نزدیک نیست؟!
و هنگامی که فرمان ما فرارسید، آن (شهر و دیار) را زیر و رو کردیم و بارانی از سنگ (گِلهای متحجّر) متراکم به روی هم، بر آنها نازل نمودیم.
(سنگ هایی که) نزد پروردگارت نشان دار بود و آن از (سایر) ستمگران دور نیست!
5- قوم لوط انذارها (و هشدارهای پی در پی پیامبرشان) را تکذیب کردند. ما بر آنها تُندبادی که ریگ ها را به حرکت در می آورد فرستادیم (و همه را هلاک کردیم)، جز خاندان لوط را که سَحرگاهان نجاتشان دادیم!
6- (و به خاطر آورید) لوط را، هنگامی که به قوم خود گفت: آیا عمل بسیار زشتی را انجام می دهید که هیچ یک از جهانیان، پیش از شما انجام نداده است؟!
آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می روید، نه زنان؟! شما گروه اسرافکار (و منحرفی) هستید.
ولی پاسخ قومش چیزی جز چنین نبود که گفتند: این ها را از شهرتان بیرون کنید که این ها مردمی هستند که پاکدامنی را می طلبند (و با ما هم صدا نیستند!).
(چون کار به اینجا رسید) ما او و خاندانش را رهایی بخشیدیم، جز همسرش که از بازماندگان (در شهر) بود.
و (سپس چنان) بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم (که آنها را در هم کوبید و نابود ساخت.)
پس بنگر که سرانجام کار مجرمان چه شد!

تفسیر و جمع بندی