مقام لیلة‌القدری فاطمه(س)

نویسنده : اصغر طاهرزاده

مقدمه ناشر

باسمه تعالی
كتابی كه در پیش رو دارید سلسله بحث‌های استاد طاهرزاده در رابطه با وجه باطنی حضرت زهرا(س) است. سخنران محترم با توجه به متون روایی و وقایع تاریخی ما را دعوت می‌كند كه باید از دو منظر به حضرت زهرا(س) نظر افكند. یكی نظر به حقیقت باطنی آن حضرت و روایات دقیقی كه این بُعد از حضرت را معرفی می‌كند و یكی هم به نقش تاریخی كه حضرت(س) به‌خصوص پس از رحلت پیامبر(ص) ایفاء نمودند.
در نظر به نقش تاریخی حضرت زهرا سخنران در كتاب «بصیرت ‌حضرت‌زهرا(س)» كه شرح خطبه آن حضرت در مدینه است. ابعاد نهضتی را كه فاطمه(س) شروع كرد تا اسلام حقیقی به فراموشی سپرده نشود مورد تحلیل قرار می‌دهد. ولی استاد طاهرزاده معتقد است تا حقیقتی باطنی و نوری حضرت زهرا(س) درست شناخته نشود معنی و جایگاه نقش تاریخی آن حضرت نیز درست تحلیل نمی‌شود و آن‌چه فاطمه زهرا(س) را فاطمه كرده است، حقیقت باطنی آن حضرت است، و شناخت آن حقیقت، انسان را وارد معارفی بسیار گرانقدر می‌نماید كه امثال افلاطون با طرح «مُثُل» و فارابی با طرح «عقل فَعّال» به دنبال شناخت آن حقیقت بودند و آن كاری كه حكیمان با روش عقلی آرزوی آن را داشتند، پیامبران از طریق وَحی عملی كردند، و فاطمه(س) یكی از آن حقایقی است كه ارتباط با حقیقت یا بُعد باطنی آن حضرت موجب رسیدن به بصیرت‌هایی بس بزرگ در عالم معنا خواهد شد و در این كتاب مباحثی مطرح است كه این بُعد اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
سخنران در مباحث «حقیقت نوری فاطمه(س)» و «مقام لیلة‌القدری فاطمه(س)» سعی دارد به كمك روایات و دقت در معنی آن‌ها ابتدا ما را متوجه چنین مقامی در عالم غیب بنماید و روشن كند معنی چنین روایاتی چیست و سپس در بحث «فاطمه(س) رازی پیدا و ناپیدا» به كمك مباحث قبلی می‌خواهد راه ارتباط با چنین رازی را بگشاید و روشن كند ارتباط با رازها و حقایق عالَم، آداب خاص خود را دارد و اگر برای استفاده از آن آداب تلاش لازم را ننماییم، معلوم نیست در عین ارادت به آن ذات مقدس بهرة لازم را از وجود نوری آن حضرت ببریم.
این انتشارات معتقد است توجه به فاطمه(س) از منظری كه سخنران محترم ارائه می‌دهد می‌تواند فتح بابی باشد كه ما را در شناخت حقیقت ذوات مقدس معصومین چند گامی جلو ببرد. إن‌شاءالله
انتشارات لُبّ المیزان

حقیقت نوری فاطمه

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
﴿اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَیْكَ بِفاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ‌الله﴾
﴿یا فاطِمَةَ‌الزَّهْراء، یا بِنْتَ مُحَمَّد، یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُول، یا سَیِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا﴾
﴿اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكِ اِلَی اللهِ وَ قَدَّمْناكِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا﴾
﴿یا وَجیهَةً عِنْداللهِ اِشْفَعی لَنا عِنْدَالله﴾(1)
سلام بر فاطمه(س)، آن حقیقتی كه قبل از خلقتِ زمینی‌اش، پروردگار او را بر كاری بس عظیم امتحان كرد و آن حقیقتِ نورییة غیبیه به خوبی نسبت به آن امتحان صابر بود و نشان داد از عهدة آن برخواهد آمد، و سلام بر فاطمه‌ زهرایی كه حقیقت نوریه‌اش شهرة آسمان غیب است و هركس به آن حقیقت نوری توسل جوید، به گوهر گرانمایه‌ای دست یافته است.
چیزی كه در این جلسه به لطف خداوند می‌خواهیم مورد توجّه قرار دهیم، مجموعه روایت‌های نوریه در مورد حضرت‌ فاطمه(س) است، كه خبر از اسرار بزرگی در عالم خلقت می‌دهد. اگر خداوند كمك كند و مقصد این روایات تا حدّی برای ما مشخص شود، آن‌وقت توصیة‌ ائمه معصومین(ع) كه به ما می‌فرمایند در سخنان و حقیقت ما تدبّر كنید، تا حدّی عملی شده است. همچنان‌كه فرموده‌اند: برای شناختن ما و معارف ما باید تفقّه نمایید، یعنی از سطحی دیدن مسائل و سخنان ما، دوری گزینید.
یكی از نمونه‌های قابل تفقّه، روایت‌های مربوط به حقیقت نوری حضرت فاطمه(س) است كه اگر بر روی آن‌ها دقّت شود، معارف عظیم و عجیبی در امر الهیات، نصیب انسان می‌شود. شما سعی بفرمایید بر روی این چند روایتی كه بناست خدمتتان عرضه شود، با حوصله تدبّر كنید تا إن‌شاء‌الله تفكری بالاتر از معرفت‌های مردم معمولی نصیبتان شود. اشكال جامعة بشری این است كه از چیزهایی فرار می‌كند كه باید سخت به آن‌ها روی آورد، مواظب باشید شما این‌طور نباشید.

مقام فاطمه(س) تجرّدی فوق مجرّدات آسمانی

نذیر صیرفی از امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش(ع) نقل می‌كند كه رسول‌ خدا(ص) فرمودند:
«خُلِقَ نُورُ فاطِمَة(س) قَبْلَ اَنْ یُخْلَقَ الْأَرْضُ وَ السَّماء، فَقالَ بَعْضُ النّاسِ: یا نَبِیَّ الله! فَلَیْستْ هِیَ اِنْسِیَّةٌ؟ قال: فاطِمَةُ حَوْراءُ ‌الْإِنْسِیَّةُ، قالُوا: یا نَبِیَّ اللهُ! وَ كَیْفَ هِیَ حَوْراءُ اِنْسِیَّة؟ قالَ: خَلَقَهَا اللهُ-عَزّ وَجَلّ- مِنْ نُورِهِ قَبْلَ اَنْ یَخْلُقَ آدَم، اِذْ كانَتِ الْاَرْواح .... قیلَ: یا نَبِیَّ الله! وَ اَیْنَ كانَتْ فاطِمَةُ؟ قالَ: كانَتْ فی حُقَّةٍ تَحْتَ ساقِ الْعَرْش، قالُوا: یا نَبِیَّ اللهُ! فًَما كانَ طَعامُها؟ قالَ: اَلتَّسبیحُ وَ التَّقْدیسُ وَ التَّهْلیلُ وَ التَّحْمیدُ»؛
معنی حدیث عبارت است از این‌كه رسول خدا(ص) فرمودند: نور فاطمه(س) پیش از خلقت زمین و آسمان آفریده شده است. بعضی از حاضران پرسیدند: مگر او بشر نیست؟ حضرت فرمودند: فاطمه(س) حوریه‌ای بشرگونه است. حاضران سؤال كردند: چگونه؟ حضرت فرمودند: خداوند - عزّ و جلّ- پیش از آن‌كه آدم را بیافریند، او را از نور خود آفرید، آن هنگام كه ارواح بودند. سؤال كردند: فاطمه در آن هنگام كجا بود؟ فرمودند: در حُقّه و جایگاهی در زیر ساقة عرش، و در جواب این‌كه سؤال كردند: غذای او چه بود؟ فرمودند: غذای او «تسبیح» و «تقدیس» و «تهلیل، یعنی لااله‌الاالله» و «حمد و ثنای الهی» بود.(2)
برای روشن شدن این حدیثِ كلیدی، باید نكاتی را عنایت داشته باشید، معلوم است پیامبراكرم(ص) این حدیث را برای كسانی فرموده‌اند كه اهل درك حقایق غیبی بوده‌اند، و این نكته از سؤال كردن آن‌ها نیز مشخص است.
این یك قاعده است كه تقدّم وجودی هر مخلوقی در خلقت، نشانة شدّت وجودی آن مخلوق است و خبر از آن می‌دهد كه آن موجود درجة وجودی بالاتری دارد. از این‌ رو وقتی حضرت(ص) می‌فرمایند: نور فاطمه(س) قبل از خلقتِ زمین و آسمان واقع شده است، متوجّه می‌شویم كه اوّلاً: درجه وجودی آن حضرت از آسمان‌ها و زمین‌ بالاتر است. ثانیاً: درجة حضور و تأثیر و احاطة حضرت زهرا(س) بر آسمان‌ها و زمین‌ روشن می‌شود. چون موجودی كه درجة وجودی بالاتری دارد، مراتب پایین‌تر، در احاطه و تحت‌‌تأثیر او هستند، چرا كه این اوّلیت و قبلیّتِ در خلقت، اوّلیت و قبلیّت زمانی نیست. ثالثاً: شدّت نورانیت فاطمه(س) حتّی نسبت به ملائكه بیشتر است. چون آسمان‌ها یعنی مقام ملائكه، و حضرت می‌فرمایند: خلقت حضرت زهرا(س) بر خلقت آسمان‌ها و زمین تقدّم داشته است و این تقدّم را تقدّم بالشَّرف می‌گویند.
همان‌طور كه گفتیم این روایت خبر از شدّت درجة وجودی آن حضرت می‌دهد و از آن‌جا كه هر چه درجة وجودی و تجرّد موجودی بیشتر باشد، شدت حضور او در عالم بیشتر است، نتیجه می‌گیریم كه حضور حضرت زهراء(س) در عالم شدیدتر از حضور ملائكه است. به عنوان مثال؛ نفس انسان درجة وجودی و تجرّدش از جسم انسان بالاتر است و بر تمام جسم احاطه دارد و در جسم حضور همه جانبه دارد و همة این‌ها به جهت تجرّد نفس است، حالا خداوند كه مجرّد مطلق است، حضور مطلق است و لذا از خود انسان در نزد انسان برای انسان حاضرتر است و قرآن هم در این رابطه می‌فرماید:«اِنَّ اللهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمرءِ وَ قَلْبِهِ»؛(3) یعنی خداوند بین خود انسان و قلب اوست، و این به معنی نزدیكی خدا است به انسان، حتّی نزدیك‌تر از خود انسان به خودش. حالا در نظر بگیرید وقتی حضرت زهرا(س) در چنین درجة وجودی هستند كه از همة ملائكه بالاترند، چه نحوه حضور و تأثیر و احاطه‌ای بر آسمان‌ها و زمین دارند.
هنگامی‌كه پیامبر خدا(ص) از چنین حقیقت قدسیة غیبیه‌ای برای حضرت فاطمه(س) خبر می‌دهد، اگر دقّت كنیم، معارف فراوانی به دست می‌آوریم و به این نتیجه می‌رسیم كه اولاً؛ چنین انسانی در عالم هست كه درجة وجودی او از زمین و آسمان بالاتر است. ثانیاً؛ برای چه هدفی هست. بعد از این كه مشخص شد او چه مقامی دارد و برای چه هدفی هست، به ما می‌فرمایند كه رابطه‌تان را با این وجود مقدس برقرار كنید تا از انوار وجودی او بهره گیرید.