فهرست کتاب


در سایه سار رمضان (پژوهشی در کلام و پیام مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای)

مرکز غدیر‏‏‏

قدرِ لیلة القدر را باید دانست ، ساعات آن را باید مغتنم شمرد

عـلاوه بـر ایـن كه از جمله ى قرآنى ((لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (158» مـى شـود فـهـمید كه از نظر ارزشیابى و تقویم الهى ، یك شب برابر هزار ماه است . در دعـایـى كـه ایـن روزها مى خوانیم (159)، براى ماه رمضان چهار خصوصیت ذكر مى كند: یـكـى تـفـضـیل و تعظیم روزها و شبهاى این ماه است بر روزها و شبهاى ماههاى دیگر، یكى وجـوب روزه در ایـن ماه است ، یكى نزول قرآن در این ماه است ، و یكى هم وجود لیلة القدر در ایـن مـاه اسـت . یـعـنـى در ایـن دعـاى مـاءثـور، لیـلة القـدر را عـِدل نـزول قرآن در ارزش دادن به ماه رمضان مشاهده مى كنیم . بنابراین قدر لیلة القدر را بـایـد دانـسـت ، سـاعات آن را باید مغتنم شمرد و كارى كرد كه ان شاءاللّه قلم تقدیر الهى در شبهاى قدر براى كشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیرى آن چنان كه شایسته ى مردم مؤمن و عزیز ماست ، رقم بزند.(160)

آماده ساختن دلها با ذكر الهى براى ورود در ساحت مقدس لیلة القدر

... عزیزان من ! رابطه ى خودتان را با خدا، هرچه مى توانید مستحكم تر كنید؛ بخصوص در ایـن مـاهـهـاى مـبارك ـ ماه رجب و ماه شعبان ـ كه ماههاى دعا، استغاثه ، رابطه گرفتن با خـدا، و راز و نـیـاز كـردن بـا معشوق حقیقى هر انسان است . در این ماهها، خود را براى ورود بر سرِ سفره ى ضیافت الهى ـ در ماه رمضان ـ آماده كنید.
در مـاه رمـضـان هـم ـ در هـمـه ى روزهـا و شـبها ـ دلهایتان را هرچه مى توانید با ذكر الهى نـورانـیـتـر كـنـید، تا براى ورود در ساحت مقدس لیلة القدر آماده شوید، كه : ((لَیْلَةُ الْقـَدْرِ خـَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ . تَنَّزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَاْلرُّوحُ. فِیها بِاِ ذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْر(161». شـبـى كـه فـرشـتـگـان ، زمـیـن را بـه آسـمـان مـتـصـل مـى كـنـنـد، دلهـا را نـوربـاران و مـحـیـط زنـدگـى را بـا نـور فـضـل و لطـف الهـى مـنور مى كنند. شب سِلم و سلامت معنوى ـ سَلامٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْر (162) ـ شـب سـلامـت دلهـا و جـانـها، شب شفاى بیماریهاى اخلاقى ، بیماریهاى معنوى ، بـیـمـاریـهـاى مـادى و بـیـمـاریهاى عمومى و اجتماعى كه امروز متاءسفانه دامان بسیارى از ملتهاى جهان ، از جمله ملتهاى مسلمان را گرفته است . سلامتى از همه ى اینها، در شب قدر ممكن و میسر است ؛ به شرطى كه با آمادگى وارد شب قدر شوید.
دعـا و تـوجـه شـما، ذكر خدا در دلهاى پاك و نورانى شما جوانان عزیز، معجزه ها و كارها مـى كند. خود را از اكنون آماده كنید. مخصوص این ایام هم نیست ؛ در تمام عمرتان رابطه ى بـا خـدا، در شـمـا صـفـا و اخـلاص را تقویت مى كند و صفا و اخلاص ، گره گشاى همه ى كارهاست .(163)

دعا، بهترین عمل در شب قدر

یـكى از مواد این مائده ى الهى و ضیافت الهى ، لیلة القدر است ، كه در باب وظایف لیلة القـدر، بـنـده امـروز در خـطبه ى اول قدرى صحبت كنم . فرمود ((لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شـَهـْرٍ(164»؛ شـبـى كه به عنوان لیلة القدر شناخته شده است و مردد است بـیـن چـند شب در ماه رمضان ، از هزار ماه برتر و بالاتر است . در ساعتهاى كیمیایى لیلة القـدر، بـنـده ى مـؤمـن بـایـد حـداكـثـر اسـتـفـاده را بـكـنـد. بـهـتـریـن اعـمال در این شب ، دعاست . درباره ى دعا هم امروز مطالبى را به شما برادران و خواهران عـرض مـى كنم . احیاء هم براى دعا و توسل و ذكر است . نماز هم ـ كه در شبهاى قدر یكى از مـسـتـحـبـات اسـت ـ در واقع مظهر دعا و ذكر است . در روایت وارد شده است كه دعا ((مخّ العـبـادة ))؛ مـغز عبادت ، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت ، دعاست . دعا یعنى چه ؟ یـعـنـى بـا خـداى مـتـعـال سـخـن گـفـتـن ؛ در واقـع خـدا را نزدیك خود احساس كردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن . دعا یا درخواست است ، یا تمجید و تحمید است ، یا اظهار محبت و ارادت است ؛ همه ى اینها دعاست . دعا یكى از مهمترین كارهاى یك بنده ى مؤمن و یك انسان طالب صلاح و نجات و نجاح است . دعا در تطهیر روح چنین نقشى دارد.
دستاوردهاى دعا چیست ؟ وقتى ما با خدا سخن مى گوییم ، او را نزدیك خود احساس مى كنیم ، مخاطب خود مى دانیم و با او حرف مى زنیم ، این دستاوردها از جمله ى فواید و عواید دعاست . زنـده نـگـهـداشـتـن یاد خدا در دل ، غفلت را ـ كه مادر همه ى انحرافها و كجیها و فسادهاى انـسـان ، غـفـلت از خـداسـت ـ مـى زدایـد. دعـا غـفـلت را از دل انـسـان مـى زدایـد؛ انـسـان را بـه یـاد خـدا مـى انـدازد و یـاد خـدا را در دل زنـده نـگـه مـى دارد. بـزرگـتـریـن خـسـارتى كه افراد محروم از دعا مبتلاى به آن مى شـونـد، ایـن اسـت كـه یـاد خـدا از دل آنـهـا مـى رود. نـسـیـان و غـفـلت از خـداى مـتـعـال بـراى بـشر بسیار خسارتبار است . در قرآن چند آیه در این باره ذكر شده و بحث مفصلى دارد.
دستاورد دوم دعا، تقویت و استقرار ایمان در دل است . خصوصیت دعا این است كه ایمان را در دل پـایـدار و مـسـتـقـر مـى كـنـد. ایـمـانِ قابل زوال در مواجهه ى با حوادث عالم و سختیها، خـوشـیـهـا، تـنـعـمـهـا و حـالات گوناگون انسان ، در خطر از بین رفتن است . مى شناسید كـسـانـى را كـه ایـمـان داشـتـنـد؛ امـا در مـواجـهـه ى بـا مـال دنـیا، با قدرت دنیا، با لذات جسمى و شهوات قلبى ، ایمان از دست آنها رفت . این ، ایـمـان مـتـزلزل و غـیـرمـسـتـقـر اسـت . خـصـوصـیـت دعـا ایـن اسـت كـه ایـمـان را در دل انـسـان مـسـتـقـر و ثـابـت مـى كـند و خطر زوال ایمان با دعا و استمرار توجه به خداى متعال از بین مى رود.
سـومـیـن دسـتـاورد، دمیدن روح اخلاص در انسان است . با خدا سخن گفتن و خود را نزدیك او دیـدن ، بـه انـسان روح اخلاص مى دهد. اخلاص یعنى كار را براى خدا انجام دادن . همه ى كـارهـا را مى شود براى خدا انجام داد. بندگان خوب خدا همه ى كارهاى معمولىِ روزمرّه ى زندگى را هم با نیّت تقرب به خدا انجام مى دهند و مى توانند. بعضى هم هستند كه حتّى قـربـى تـریـن و عـبادى ترین كارها ـ مثل نماز ـ را نمى توانند براى خدا انجام دهند. بى اخلاصى ، درد بزرگى براى انسان است . دعا روح اخلاص را در انسان مى دمد.
دستاورد چهارم دعا، خودسازى و رشد فضایل اخلاقى در انسان است . انسان با توجه به خـدا و بـا حرف زدن با خداى متعال ، فضایل اخلاقى را در خود تقویت مى كند؛ این خاصیت قـهـرى و طـبیعى انس با پروردگار است . بنابراین دعا مى شود پلّكان عروج انسان به سمت كمالات . متقابلا دعا رذایل اخلاقى را از انسان مى زداید؛ حرص و كبر و خودپرستى و دشمنى با بندگان خدا و ضعف نفس و جبن و بى صبرى را از انسان دور مى كند.
دسـتـاورد پـنـجـم دعـا، ایـجـاد مـحـبـت بـه خـداى مـتـعـال اسـت . دعـا عـشـق بـه خـداى مـتـعـال را در دل زنـده مى كند. مظهر همه ى زیباییها و خوبیها ذات اقدس پروردگار است . دعـا و اُنـس و تـكـلم بـا خـداى مـتـعـال ، ایـن مـحـبـت را در دل به وجود مى آورد.
دسـتـاورد شـشـم دعـا، دمـیـدن روح امـیـد در انـسـان اسـت . دعـا بـه انـسـان قـدرت مـقـاومت در مـقـابـل چـالشـهـاى زندگى را مى دهد. هر كس در دوران زندگى خود با حوادثى مواجه مى شـود و چـالشـهـایـى پـیدا مى كند. دعا به انسان توانایى و قدرت مى دهد و انسان را در مـقـابـل حوادث مستحكم مى كند؛ لذا در روایت از دعا تعبیر شده است به سلاح . از نبى مكرم نـقـل شـده است كه فرمود: ((أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى سِلَاحٍ یُنْجِیكُمْ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ یُدِرُّ أَرْزَاقَكُمْ ))؛ اسلحه اى را به شما معرفى كنم كه مایه ى نجات شماست ؛ (( تَدْعُونَ رَبَّكُمْ بـِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ )). در مواجهه ى با حوادث ، توجه به خـداى مـتـعال ، مثل سلاح برّنده اى در دست انسان مؤمن است . لذا در میدان جنگ ، پیغمبر مكرم اسـلام هـمـه ى كـارهـاى لازم را انـجـام مى داد؛ سپاه را مى آراست ، سربازان را به صف مى كـرد، امـكـانـات لازم را بـه آنـهـا مـى داد، تـوصـیـه هـاى لازم را به آنها مى كرد، اشراف فرماندهىِ خودش را اعمال مى كرد؛ اما در همان وقت هم وسط میدان زانو مى زد، دست به دعا بـلند مى كرد، تضرع مى كرد، با خداى متعال حرف مى زد و از او مى خواست . این ارتباط با خدا، دل انسان را مستحكم مى كند.
دسـتـاورد دیگر دعا، برآمدن حاجات است . یكى از دستاوردهاى دعا این است كه حاجاتى كه انـسـان دارد، از خـداى مـتـعـال مـى خـواهـد و خـدا آن حاجات را برآورده مى كند. البته همه ى خـواص دعـا ایـن نـیـسـت ؛ ایـن هـم یـكـى در كـنـار بـقـیـه ى دسـتـاوردهـاى دعـاسـت . فرمود: ((اسـْئَلُوا اللّهَ مـِنْ فـَضـْلِهِ (165»؛ از خـداى مـتـعـال بـخـواهـیـد و نـیـازهـاى خـودتـان را از او بـطـلبـید. در دعاى ابوحمزه ى ثمالى از قـول امـام سـجـاد (عـلیـه السـّلام ) ایـن طور عرض مى شود: ((وَ لَیْسَ مِنْ صِفَاتِكَ یَا سـَیِّدِی أَنْ تـَأْمـُرَ بـِالسُّؤَالِ وَ تـَمْنَعَ الْعَطِیَّةَ وَ أَنْتَ الْمَنَّانُ بِالْعَطَایَا عَلَى أَهْلِ مَمْلَكَتِكَ (166»؛ تـو به بندگانِ خودت دستور بدهى كه از تو بخواهند، اما بنا داشته بـاشـى كـه خـواسـتـه ى آنـهـا را عـمـلى نـكـنـى ؛ ایـن امـكـان نـدارد. وقـتـى خـداى مـتـعـال بـه مـن و شـمـا امر مى كند كه از او بخواهیم و طلب كنیم ، معنایش این است كه خداى مـتـعـال تـصمیم دارد كه آنچه را مى خواهیم ، به ما بدهد. لذا در روایت است كه : ((وَ لَا لِیـَفـْتـَحَ عـَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ واللّهُ اَكْرَمُ مِنْ ذلك ))؛ خداى متعال كریمتر از آن است كه باب دعا را باز كند، اما باب اجابت را ببندد.
چه دعایى باید بكنیم كه دنبال آن ، اجابت باشد. گاهى انسان چیزى را از خدا مى خواهد و بـه حـسـب ظـاهر احساس ‍ مى كند كه این خواسته برآورده نشد. شرط مهم اجابت دعا این است كـه دعـا به معناى حقیقى كلمه و با شرایط خود انجام بگیرد. اولین شرط دعا این است كه با دلِ باطراوت و بى آلایش درخواست شود؛ مثل دل جـوانـهـا. لذا دعـاى جوانها اقبال و احتمال اجابت را بیش از همه دارد. گاهى بعضیها به بنده مى گویند براى جوانهاى ما دعا كن . البته ما همیشه براى همه ى جوانها دعا مى كنیم ؛ اما در واقع این جوانها هستند كه اگر قدر دل بى آلایش و باطراوت خود را بدانند، دعاى آنها از هر دعایى مى تواند به استجابت نزدیكتر باشد.
یـكـى دیـگـر از شـرایط دعاى مستجاب این است كه انسان دعا را با معرفت انجام دهد؛ یعنى بـداند كه این دعا و این درخواست از كسى است كه قدرت دارد همه ى آنچه را كه انسان مى خـواهـد، بـراى او انـجـام دهـد؛ یعنى به اثر دعا باور داشته باشد. به امام صادق (علیه الصّلاة والسّلام ) عرض شد كه : ((نَدْعُو فَلَا یُسْتَجَابُ لَنَا ))؛ دعا مى كنیم ، اما اثـر اجـابـت را نـمـى بـیـنـیم ؛ فرمود: (( لِأَنَّكُمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَعْرِفُونَهُ ))؛ بى مـعـرفـت دعـا مـى كـنـیـد. در روایـتـى دربـاره ى مـعـرفـت در دعـا نـقل شده است كه : ((یَعْلَمُونَ أَنِّی أَقْدِرُ عَلَى أَنْ أُعْطِیَهُمْ مَا سَأَلُونِی ))؛ به قدرت اجابت پروردگار باور داشته باشند.
در دعا همت بلند داشته باشید؛ درخواستهاى بزرگ بكنید؛ سعادت دنیا و آخرت را بخواهید و نـگـویـیـد ایـنـهـا بـزرگ اسـت ، ایـنـهـا زیـاد اسـت ؛ نـه ، بـراى خـداى متعال اینها چیزى نیست . عمده این است كه شما به معناى حقیقى كلمه و با همین شرایط، طلب كـنـیـد؛ خـداى مـتعال این طلب را اجابت خواهد كرد. گاهى هم انسان نمى داند كارى كه انجام گرفت ، اجابت دعاى او بوده ؛ خود انسان غافل است .
یكى دیگر از شرایط دعا، اجتناب از گناه و توبه است . این شبها هم شبهاى توبه است . هـمـه دچـار گـنـاه و تـخـلف هـسـتـیـم . تـخـلفـهـا كـوچـك و بـزرگ دارد. از خـداى متعال باید عذرخواهى و استغفار و طلب بخشش و توبه كنیم و به سوى خدا برگردیم . عـزم مـا بـایـد ایـن باشد كه از ما گناه سر نزند. گاهى انسان عزم مى كند و تصمیم مى گـیـرد كـه گـنـاه نـكـند. بعد دچار غفلت و اشتباه مى شود و لغزش پیدا مى كند؛ باز همین گناه سراغ انسان مى آید، بار دیگر باید توبه و استغفار كند. منتها استغفار باید جدى و حقیقى باشد. گناه نكردن باید یك قصد واقعى و جدى باشد. درباره ى دعا و استجابت دعـا در روایـت دارد كـه : ((وَ لْیـَخـْرُجْ مـِنْ مَظَالِمِ النَّاس ))؛ انسان باید از مظلمه ى مـردم خـارج شـود تـا دعـایـش قـبـول شـود. در روایـت دیـگـر دارد كـه خـداى مـتـعـال بـه حـضـرت مـوسـى خـطـاب فـرمـود: ((فـَادْعُنِی بِالْقَلْبِ النَّقِیِّ وَ اللِّسَانِ الصَّادِق )). بـا دل پـاك و زبـان راسـتـگـو بـا خـداى متعال حرف بزنید و دعا كنید، دعا قطعا مستجاب خواهد شد.
یكى دیگر از شرایط استجابت دعا، حضور قلب و خشوع است . همان طور كه عرض كردیم ، مـعـنـاى دعـا ایـن اسـت كـه شـمـا بـا خـدا حـرف بـزنـیـد؛ خـدا را در مـقـابل خود احساس كنید و حاضر و ناظر بدانید. این كه انسان همین طور طبق عادت چیزى را بـر زبـان بـیـاورد و مـطـالبه اى را ذكر كند ـ خدایا ما را بیامرز، خدایا پدر و مادر ما را بـیـامرز ـ بدون این كه در دل خود حقیقتا حالت طلبى را احساس كند، این دعا نیست ؛ لقلقه ى لسـان اسـت . ((لَا یـَقـْبـَلُ اللَّهُ دُعـَاءَ قـَلْبٍ لَاه ))؛ دل غـافـل و بـى تـوجـه و سـربـه هـوا اگـر دعـا كـنـد، خـداى متعال دعایش را قبول نمى كند. دلهاى آلوده و غرق در تمنیات و شهوات نفسانى ـ كه اصلا غافلند ـ چگونه دعا خواهند كرد؟ چه توقعى است كه اگر انسان این طور دعا كرد، مستجاب شود؟
بعضیها دعا و عبادت و توبه را مى گذارند براى دوران پیرى ! این اشتباه بزرگى است . اگـر گـفـتـه شـود تـوبـه كـنید، مى گویند حالا وقت داریم . اولا معلوم نیست وقت داشته بـاشـیـم . مـرگ انـسان را مطّلع نمى كند؛ براى همه ى سنین هم است . اگر فرض كردیم حـقـیـقـتـا وقـت داریـم ـ یـعـنـى بـنـاسـت بـه سـنـیـن پـیـرى بـرسـیـم ـ چـنـانـچـه كـسـى خـیـال كـند كه مى شود دوران جوانى را با غفلت و غرق شدن در شهوات گذراند، بعد با خـیـال راحـت و با آسانى به سراغ توبه رفت ، اشتباه بزرگى مرتكب شده است . حالت دعا و انابه چیزى نیست كه انسان هر وقت اراده كرد، براى او پیش بیاید. گاهى مى خواهیم ، نـمـى شـود؛ دنـبـال حال و توجه هستیم ، دست نمى دهد؛ ((ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ یَداك (167 ». انـسـانـى كـه زمـیـنـه ى تـوجه به خدا و رجوع الى اللّه را در خودش به وجود نـیـاورده باشد، این طور نیست كه هر وقت اراده كرد، بتواند درِ خانه ى خدا برود. شما مى بـینید بعضى دلهاى پاك ـ غالبا جوانها ـ خیلى راحت مى توانند ارتباط برقرار كنند؛ اما بعضى هرچه تلاش مى كنند، این ارتباط برقرار نمى شود. كسانى كه فرصتى دارند و مى توانند دل خودشان را نرم نگه دارند، قدر بدانند و رابطه ى خود را با خدا حفظ كنند، تا هر وقت خواستند درِ خانه ى خدا بروند، بتوانند.
نـكـتـه ى آخـر در باب دعا، دعاهاى ماءثور است . دعاهایى كه از ائمه رسیده است ، بهترین دعـاهـاسـت . اوّلا خـواسـتـه هـایـى در ایـن دعـاهـا گـنـجـانـده شـده اسـت كـه بـه ذهـن امـثـال ماها اصلا خطور نمى كند و انسان از زبان ائمه (علیهم السّلام ) آنها را از خدا طلب مـى كـنـد. در دعـاى ابـوحـمـزه و دعاى افتتاح و دعاى عرفه بهترین مطالبات و خواسته ها بـراى انـسـان مـطرح مى شود، كه اگر انسان اینها را از خدا بخواهد و بگیرد، مى تواند بـراى او سـرمـایـه باشد. ثانیا در این دعاها مایه هاى خشوع و تضرع وجود دارد. مطلب ، بـا زبـان و لحن و بیانى ادا شده است كه دل را خاشع و نرم مى كند. با عبارات فصیح و بـلیـغ ، عـشـق و شـیـفـتـگـى و شوق در این دعاها موج مى زند. انسان باید این دعاها را قدر بداند و از آنها استفاده كند.
البـتـه بـایـد مـعـنـاى این دعاها را بفهمیم . خوشبختانه الان ترجمه هاى خوب وجود دارد و مفاتیح الجنان و دعاهاى گوناگون ترجمه شده است . با توجه به ترجمه ها، دقت كنند و بـخوانند. البته تا آن جایى كه ما دیده ایم ، هیچ ترجمه اى نتوانسته زیباییهاى الفاظ ایـن دعـاهـا را منعكس كند؛ ولى بالاخره مضمون دعا معلوم است . با توجه به این ترجمه ها دعـاهـا را بـخـوانـنـد. كـسـانى كه مى خوانند و با آنها عده اى همصدا مى شوند، بعضى از فـقـرات دعا را لااقل ترجمه كنند. البته مرتبه ى پایین ترش هم این است كه اگر انسان مـعـنـاى دعـا را نـمـى فـهـمد، همین قدر احساس كند كه با یك زبانِ شیفته ى حاكى از سوز دل دارد با خداى متعال حرف مى زند.(168)